تبلیغات
معلّمی « حرفه ای مقدّس »
انس با قرآن و اهل بیت « علیهم السّلام » و تلاش در جهت تربیت دینی و اخلاقی فرزندان میهن عزیزمان ایران اسلامی
 
ضمن عرض سلام و خیرمقدم خوشحال میشم که محتوای وبلاگم زیبنده به نظرات سازنده ی شما بازدیدکنندگان گرانقدر باشد :




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : شنبه 22 اسفند 1394
نظرات
*************************** 
*************************** 

مقام معظّم رهبری فرمودند :

« مظهر و گل سرسبد یک ملّت همیشه جوان ها هستند . »

*************



نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : یکشنبه 4 شهریور 1397
نظرات


مقام معظم رهبری : 

مظهر و گل سرسبد یک ملّت همیشه جوان ها هستند .

اردوی بنیاد علوی شهرستان خلخال و کوثر و شاهرود و هشتچین  :

انقلاب اسلامی و اساس شکل گیری آن حراست از ارزش های دینی و الهی بود و حقیقتاً منشاء چنین دگرگونی اجتماعی بر پایه فطرت انسان ها و همان شاکله آفرینش پایه گذاری شده بود که با رهبری معنوی و سیاسی ، اجتماعی امام بزرگوار( ره ) و با رشادت های مردم غیور سرزمین بزرگ ایران به ثمر نشست .

خداوند را سپاسگزارم که فرصتی دوباره یافتم تا بر اردوی بنیاد علوی در کسوت سرپرست اردوی شهرستان ولایتمدار خلخال ، کوثر ، شاهرود و هشتچین خدمتگزار فرزندان عزیز انقلاب اسلامی باشم .

در ذیل نمونه هایی از تصاویر به یادماندنی و خاطره انگیز این اردو را تقدیم می نمایم . باشد که قدردان بانیان این حرکت ارزشمند تربیتی باشیم .

اماکن بازدید :

الف : باغ موزه دفاع مقدس : سیر تاریخی انقلاب شکوهمند اسلامی از قیام خونین 15 خرداد 42 تا امروز و دستاوردهای آن

ب : باغ موزه کتاب : آشنایی با کتب مرجع و جدید التالیف رشته های مختلف فنی و مهندسی ، تجربی و علوم انسانی و ... ، دستاوردهای علمی دانشمندان هسته ای ، آشنایی با صورفلکی و ...

ج : فعالیت های اردوگاه : مهارت آموزی در رشته سفالگری ، مسابقات متنوع ورزشی و تربیتی و دینی ، توجه ویژه به مراسم عبادی و نمازجماعت و فعالیت های آزاد ، استخر و سایر فعالیت های تفریحی سالم و ...

*******************************************

تشکر ویژه از :
اداره امور اردوها و کارشناسان و مسئولسن مربوطه ، کارشناسان اردوی مناطق خلخال و کوثر و شاهرود و هشتچین ، مربیان همراه و دانش آموزان رکت کننده و اولیای محترمشان ، رانندگان عزیز و خوش اخلاق ، و بویژه از پشتیبانی بسیار خوب همکار ارجمند و بزرگوارمان جناب آقای حاج رئوف نامدار

نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 22 مرداد 1397
نظرات

ستاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه 255 سوره بقره پرداخته است.

آیه :

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ

ترجمه :

اللّه، كه جز او معبودى نیست، زنده و برپادارنده است. نه خوابى سبك او را فرا گیرد و نه خوابى سنگین. آنچه در آسمان ‏ها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. كیست آنكه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت كند. گذشته و آینده آنان را مى ‏داند. و به چیزى از علم او احاطه پیدا نمى ‏كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت) او آسمان ‏ها و زمین را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگین نیست و او والا و بزرگ است.

نکته ها :

به مناسبت وجود كلمه ‏ى «كرسى» در آیه، رسول اكرم صلى الله علیه وآله این آیه «آیت الكرسى» نامید. در روایات شیعه و سنى آمده است كه این آیه به منزله ‏ى قلّه قرآن است و بزرگترین مقام را در میان آیات دارد. همچنین نسبت به تلاوت این آیه سفارش بسیار شده است، از على علیه السلام نقل كرده ‏اند كه فرمود: بعد از شنیدن فضیلت این آیه، شبى بر من نگذشت، مگر آنكه آیة الكرسى را خوانده باشم

در این آیه، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است. به همین سبب آیة الكرسى را شعار و پیام توحید دانسته ‏اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحید با بیانات گوناگون مطرح شده است، مانند: «لااله الاّ اللّه»  ، «لااله الاّ هو» ، «لااله الاّ انت»  ، «لااله الاّ انَا» ، ولى در هیچ كدام آنها مثل آیة الكرسى در كنار شعار توحید، صفات خداوند مطرح نشده است.

صفات خداوند دو گونه‏ اند، برخى صفات، عین ذات او هستند و قابل تجزیه از ذات الهى نمى ‏باشند. مانند: علم، قدرت و حیات. امّا برخى صفات كه آنها را صفات فعل مى ‏نامند، مربوط به فعل خداوند است، مثل خلق كردن و عفو نمودن. منشأ اینگونه صفات، اراده الهى است كه اگر بخواهد خلق مى‏ كند، ولى درباره‏ ى صفات ذات این را نمى ‏توان گفت كه اگر خداوند بخواهد مى ‏داند و اگر نخواهد نمى‏ داند. اگر بخواهیم صفات ذات را تشبیه كنیم، باید بگوئیم عالم و قادر بودن براى خداوند، نظیر مخلوق بودن براى انسان است. هرگز صفت مخلوق بودن از انسان جدا نمى ‏شود، همانگونه كه هرگز صفت علم از خداوند جدا نمى‏ شود.

كلمه «اله» درباره هر معبودى بكار مى ‏رود، خواه حقّ و یا باطل، «أفرایت مَن اتّخذ الهه هواه» ولى كلمه «اللّه» نام ذات مقدّس الهى است. معبودانِ غیر از خدا، از آفریدن مگسى عاجزند؛ «لن یخلقوا ذباباً» و آنان كه به پرستش غیر خدا مى ‏پردازند، از بلنداى توحید به دره ‏هاى خوفناك سقوط مى ‏كنند. «ومن یشرك باللّه فكانّما خرّ من ‏السماء فتخطفه الطّیر»

«لااله الاّ اللّه» اوّلین صفحه شناسنامه ‏ى هر مسلمان است. اوّلین شعار و دعوت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله نیز با همین جمله بود: «قولوا لااله الاّ اللّه تفلحوا» همچنان كه فرمود: «من قال لااله الاّ الله مخلصاً دخل الجنّة و اخلاصه بها ان تحجزه لااله الاالله عمّا حرمّ اللّه» هركس خالصانه شعار توحید سر دهد، وارد بهشت مى ‏شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن «لااله الاّ اللّه» وى را از حرام هاى الهى دور سازد

امام صادق علیه السلام فرمودند: «قول لااله الاّاللّه ثمن الجنة»  گفتن «لااله الاّ اللّه» بهاى بهشت است. همچنان كه امام رضا علیه السلام در حدیث قدسى نقل كرده ‏اند: «كلمة لا اله‏ الاّ اللّه حصنى» كلمه‏ى توحید، دژ مستحكم الهى است.

آرى، توحید، مایه ‏ى نجات و رستگارى انسان است. البتّه همانگونه كه مى‏ گویند هركس به دانشگاه یا حوزه علمیه قدم گذاشت، دانشمند شد. یعنى به شرط اینكه تمام دروس لازم را بخواند. گفتن «لااله الاّ اللّه» نجات دهنده است، امّا با داشتن شرایطش كه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.

اعتقاد به توحید، همه ‏ى قدرت ‏ها و جاذبه ‏ها را در چشم انسان كوچك و حقیر مى كند. نمونه ‏اى از آثار تربیتى توحید همین است كه مسلمانان در برابر پادشاهان و صاحبان قدرت سجده نمى ‏كردند. در دربار نجاشى پادشاه حبشه، پناهندگان مسلمان گفتند: «لا نسجد الاّ للّه» ما به غیر خدا سجده نمى‏ كنیم. دحیه كلبى یكى دیگر از مسلمانان در كاخ قیصر روم، سجده نكرد و در جواب كاخ نشینان گفت: «لا اسجد لغیراللّه» من براى غیر خداوند سجده نمى‏ كنم

آرى، توحید انسان را تا آنجا بالا مى ‏برد كه حتّى بهشت و دوزخ نیز براى او مطرح نمى ‏شود. امامان معصوم علیهم السلام نیز براى تربیت چنین انسان هایى تلاش مى‏ كردند. على علیه السلام فرمودند: «لاتكن عبد غیرك و قد جعلك اللّه حراً» ، بنده دیگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفریده است.

لازم است مسلمانان هر روز و در هر جا با صداى بلند، اذان بگویند و فریاد آزادى از بندگى خدایان دروغین و طاغوت ‏ها را سر دهند. و گوش نوزادان خود را قبل از هر صدایى، با طنین توحید «لااله الاّ اللّه» آشنا سازند.

هوالحی :

در فراز هفتادم دعاى جوشن كبیر، حىّ بودن خداوند را اینگونه مطرح مى ‏كند:

« یا حیّاً قبل كلّ حىّ، یا حیّاً بعد كلّ حىّ، یا حىّ الذّى لیس كمثله حىٌّ، یا حىّ الذّى لایشاركه حىٌّ، یا حىّ الذّى لایحتاج الى حىّ، یا حىّ الذّى یمیت كلّ حىّ، یا حىّ الذّى یرزق كلّ حىّ، یا حیّا لم یرث الحیوة من حىّ، یا حىّ الذى یحیى الموتى، یا حىّ یا قیّوم» آرى، خداوند زنده است، قبل از هر زنده ‏اى و بعد از هر زنده ‏اى. در زنده بودن، وى را نظیر و شریكى نیست و براى زنده ماندن، نیازمند دیگرى نیست. او زندگان را مى ‏میراند و به همه زنده ها روزى مى ‏بخشد. او زندگى را از زنده ‏اى دیگر به ارث نبرده، بلكه به مردگان نیز زندگى مى ‏بخشد. او زنده و پا برجاست.

معناى حیات درباره ذات پروردگار با دیگران فرق مى ‏كند و مانند سایر صفات الهى، از ذات او جدایى ناپذیر است و در آن فنا راه ندارد؛ «و توكّل على الحىّ الّذى لایموت»  او در حیات خویش نیازمند تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع، كه لازمه حیات موجوداتى همچون انسان و حیوان و گیاه است، نیست. «یا حىّ الذى لیس كمثله حىّ »

القیّوم :

« قَیّوم » از ریشه ‏ى «قیام»، به كسى گفته مى‏ شود كه روى پاى خود ایستاده و دیگران به او وابسته هستند. كلمه‏ى «قیّوم» سه مرتبه در قرآن آمده است و در هر سه مورد در كنار كلمه «حَىّ» قرار دارد.

قیام او از خود اوست، ولى قیام سایر موجودات به وجود اوست. و مراد از قیّومیّت پروردگار، تسلّط و حفاظت و تدبیر كامل او نسبت به مخلوقات است. قیام او دائمى و همه جانبه است، مى ‏آفریند، روزى مى ‏دهد، هدایت مى‏ كند و مى‏ میراند و لحظه ‏اى غافل نیست.

هر موجود زنده ‏اى براى ادامه‏ ى حیات، نیازمند منبع فیض است. همچون لامپى كه براى ادامه ‏ى روشنى، نیاز به اتصّال برق دارد. تمام موجودات براى زنده شدن باید از «حىّ» تغذیه شوند و براى ادامه‏ ى زندگى باید از «قیّوم» مایه بگیرند.

امام على علیه السلام مى ‏فرماید: «كلّ شى‏ء خاضع له و كلّ شى‏ء قائم به» هر چیزى تسلیم او و هر چیزى وابسته به اوست.نقل كرده ‏اند كه در جنگ بدر رسول خدا صلى الله علیه وآله مكّرر در سجده مى‏ گفتند: «یا حىّ یا قیّوم» 

لاتأخذه سنةٌ و لانوم :

امام صادق علیه السلام فرموده ‏اند: «ما من حىّ الاّ و هو ینام خلا اللّه وحده» هیچ زنده ‏اى نیست مگر اینكه مى ‏خوابد، تنها خداوند از خواب بدور است

خداوند حىّ است و نیازمند خواب و چُرت نیست. خواب، زنده‏ ها را از خود منقطع مى‏ كند تا چه رسد به دیگران، ولى خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چیز قیّومیّت دارد.

له ما فى السموات و ما فى الارض :

مالك حقیقى همه چیز اوست و مالكیّت انسان در واقع عاریتى بیش نیست. مالكیّت انسان، چند روزه و با شرایط محدودى است كه از طرف مالك حقیقى یعنى خداوند تعیین مى ‏شود. حال كه همه مملوك او هستند، پس چرا مملوكى مملوك دیگر را بپرستد؟ دیگران نیز بندگانى همچون ما هستند؛ «عباد امثالكم» طبیعت، ملك خداست و قوانین حاكم بر آن محكوم خداوندند. اى كاش انسان ‏ها هم از مِلك او و هم از مُلك او بهتر استفاده مى ‏كردند. اگر همه چیز از خدا و براى خداست، دیگر بخل و حرص چرا؟ آیا خداى خالق، ما را رها كرده است؟ «أیحسب الانسان ان یترك سدى » 

امام كاظم علیه السلام از در خانه‏ ى شخصى بنام «بُشر» مى ‏گذشت، متوّجه سر و صدا و آواز لهو و لعبى شدند كه از خانه بلند بود. از كنیزى كه از آن خانه بیرون آمده بود پرسیدند صاحبخانه كیست؟ آیا بنده است؟! جواب داد: نه آقا، بنده نیست آزاد است. امام فرمود: اگر بنده بود این همه نافرمانى نمى‏ كرد. كنیز سخن امام را وقتى وارد منزل شد به صاحبخانه باز گفت. او تكانى خورد و توبه كرد

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: اوّلین درجه تقوا و بندگى خدا آن است كه انسان خودش را مالك نداند

من ذا الذى یشفع عنده :

مشركان، خداوند را قبول داشتند؛ «لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض لیقولنّ اللّه»  ولى بت ‏ها را شفیع مى ‏دانستند: «ویقولون هؤلاء شفعاء »

آیة الكرسى، این پناهگاه موهوم را در هم مى‏كوبد و مى‏ گوید: كیست كه بدون اجازه ‏ى او بتواند شفاعت كند؟ نه تنها هستى براى اوست، كارآیى هستى نیز با اذن اوست. با خیال و توهم شما، مخلوقى شفیع دیگرى نمى ‏شود. شفاعت در قیامت وجود دارد، ولى با حساب و كتاب و با اذن خداوند. اگر از كسى عملى سر مى ‏زند، با اذن و اراده خداوند بوده و قیّوم بودن او خدشه بردار نیست تا بتوان در گوشه ‏اى دور از خواست او كارى صورت داد.

شفاعت آن است كه یك موجود قوى به موجود ضعیف یارى برساند. مثلاً در نظام آفرینش، نور، آب، هوا و زمین، دانه ‏ى گیاه را یارى مى‏ كنند تا به مرحله درخت برسد. در نظام كیفر و پاداش نیز، اولیاى خدا گنهكارى را یارى مى ‏رسانند تا نجات یابد.  ولى هرگز این امدادها نشانه‏ ى ضعف خداوند و یا تأثیرپذیرى او نیست. زیرا خود اوست كه مقام شفاعت و اجازه آن را به اولیاى خود مى‏ دهد. و اوست كه نظام آفرینش را به نوعى آفریده كه وقتى دانه در مسیر رستن قرار گرفت، با نور و هوا و خاك رشد مى كند.

به هر حال عوامل مادّى و كمك ‏هایى كه انسان از مخلوقات مى‏ گیرد، در پرتو اذن اوست و در چهار چوب قوانینى است كه او حاكم كرده است. به همین دلیل افرادى از شفاعت شدن محرومند؛ «فما تنفعهم شفاعة الشافعین»  چنانكه نور، حرارت، آب و خاك، دانه‏اى را رشد مى ‏دهند كه قابلیّت رشد داشته باشد. حساب شفاعت از حساب پارتى ‏بازى و توصیه ‏هاى بى‏ دلیل دنیوى در جوامع فاسد، جدا است. شفاعت، براى جلوگیرى از یأس و ناامیدى و ایجاد پیوند مردم با اولیاى خداست. شفاعت، پاداشى است كه خداوند به اولیاى خود مى ‏دهد و بهره‏ گیرى از آن در روز قیامت، تجسّمى از بهره‏ گیرى انسان، از نورِ علم و هدایت انبیاء و اولیاء در دنیاست.

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : چهارشنبه 17 مرداد 1397
نظرات

برنامه ریزی های ویژه ایام تابستان

با هدف استفاده بیشتر و بهتر و مطلوب فرزندان برای شروع  پر انرژی سالتحصیلی پیش رو  :


1 ـ ثبت نام در کلاس‌های مختلف آموزشی نخستین گزینه‌ای است که در ذهن والدین شکل می‌گیرد. اینکه دختر یا پسرشان را در چه دوره های آموزشی ثبت نام کنند؟ بسیاری از خانواده‌ها در این ایام ترجیح می‌دهند فرزندشان به کلاس‌های آموزشی رفته و دروس سال آینده را پیش از نشستن پشت نیمکت‌های مدرسه بیاموزد.

در کنار این کلاس‌ها گاهی اوقات یک کلاس فوق برنامه هنری یا ورزشی را برای فرزند خود در نظر می‌گیرند. این در حالی است که ثبت نام اجباری در چنین دوره‌هایی می‌تواند خستگی 9ماه حضور در مدرسه را به تن فرزندتان باقی بگذارد زیرا وی بدون اینکه در این ایام تحرک کافی داشته باشد و به علایق و بازی‌هایی که دوست دارد بپردازد با اصرار شما راهی کلاس‌های درسی شده است .

بنابراین در پایان فصل تابستان با ذهنی خسته به مدرسه می‌رود. این رفتار می‌تواند انگیزه او به فراگیری و میزان دقت به مفاهیم درسی را تا حد زیادی کاهش دهد. ضمن اینکه آموختن موضوعات درسی جلوتر از برنامه نظام آموزشی موجب می‌شود تا این مفاهیم به گوش وی آشنا بوده و با دقت لازم به آنچه معلم برای وی توضیح می‌دهد گوش نکند. اینجاست که نه تنها شما نتوانسته اید برنامه ریزی مناسبی برای فرزندتان داشته باشید بلکه موجب شده‌اید تا هم خستگی به تن وی باقی بماند هم یکسری مفاهیم درسی را به نحو طوطی وار بیاموزد.

2 ـ یادتان باشد کودک و نوجوان شما برای رشد جسمی و روحی به تحرک و بازی نیاز دارند. تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد تحرک رمز سلامت کودکان است زیرا انجام بازی‌های پرنشاط با تحرک زیاد سبب تخلیه هیجانی در این افراد شده در نتیجه به آنها آرامش لازم را می‌دهد. براین اساس می‌توان از این روزها برای جبران کمی تحرک فرد در ایام سال تحصیلی بهره برد. زیرا همانطور که می‌دانید افراد در طول سال تحصیلی فرصت زیادی برای ورزش ندارند. البته نه اینکه در سایر ماه‌ها فرزند شما نباید ورزش کند بلکه این فرصت محدود تر است و ایام امتحانات نیز به دلیل تداخل زمانی ممکن است وی را با مشکلاتی از نظر زمانی مواجه کند.


3 ـ از قدیم گفته‌اند بسیار سفر باید تا پخته شود خامی، این جمله را نقل کردم تا بگویم که نباید از فرصتی که تعطیلات تابستانی در اختیار خانواده‌ها قرار می‌دهد تا فارغ از دغدغه حضور فرزندانشان در مدارس به سفر بروند، غافل شد. بنابراین باید به نحوی برنامه ریزی کنید که حداقل 2 سفر را در برنامه ریزی‌های خود جای دهید. سفر هم فرصت کافی را برای دور هم بودن همه اعضای خانواده فراهم می‌کند و هم این امکان را به فرد می‌دهد که با سایر شهرها حتی کشورها آشنا شده و دانش خود را در این زمینه افزایش دهد.

4 ـ به طور حتم کتاب‌های غیر درسی زیادی وجود دارند که فرزند شما به مطالعه آنها علاقه‌مند است. آن هم در حالی که در تمام مدت سال تحصیلی سرگرم خواندن کتب آموزشی بوده و فرصت کمتری برای مطالعه کتاب‌های غیر درسی داشته است. اکنون این فرصت در اختیار وی قرار دارد که کتاب‌هایی را که در طول سال خریداری کرده‌اید و موفق به خواندن آنها نشده است مطالعه کند. حتی می‌توانید همراه وی سری به نزدیک‌ترین کتابفروشی بزنید و از فرزندتان بخواهید تا کتاب مورد علاقه خود را خریداری کند. البته ثبت نام در کتابخانه محل نیز گزینه مناسبی برای این کار است زیرا هم فرصت‌های بیشتری را برای انتخاب در اختیار فرزند شما قرار می‌دهد و هم به اقتصاد خانواده کمک خواهد کرد.

بنابراین اکنون که تابستان به میانه نرسیده است از وی بخواهید تا ساعتی را در شبانه روز به صورت روزانه به مطالعه اختصاص دهد.

5 ـ انجام دادن برنامه های گروهی و دسته جمعی یکی از مهم‌ترین برنامه هاو فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت به شمار می‌رود زیرا فرصت مناسبی را فراهم می‌کند تا فرد مهارت‌های مربوط به زندگی اجتماعی را فرا گیرد و حضور در جمع و کارهای جمعی را تمرین کند تا رشد اجتماعی لازم را کسب کرده ضمن اینکه دوستان جدید بیابد.

توجه داشته باشید که زمینه سازی رشد انسان، در شکل گرفتن به موقع بعد اجتماعی شخصیت و هویت وی است، ضمن اینکه تمرین فعالیت‌های جمعی در کنار علاقه‌مندی به آنچه فرد در حال تجربه آن است زمینه را برای دستیابی به موفقیت فراهم می‌آورد، نتیجه نیز این خواهد بود که اعتماد به نفس فرد بالا می‌رود.

6 ـ اگر پای درد دل بسیاری از والدین بنشینید از اینکه فرزندشان در بیشتر ساعات روز سرگرم تماشای تلویزیون است یا مدت زیادی را به بازی‌های رایانه ای اختصاص می‌دهد گله می‌کنند.

فراموش نکنید که برخوردهای تنبیهی دراین زمینه به هیچ عنوان نتیجه نمی‌دهد. بلکه شما باید به دختر یا پسرتان بیاموزید مدت زمان کمی را صرف این بازی‌ها کند و به جای اینکه مدت طولانی را در اتاق خود تنها و بدون تحرک بگذراند در کارهای خانه مشارکت داشته باشد.

این کار علاوه بر فوایدی که برای سلامت وی دارد حس مسئولیت پذیری را نیز در او تقویت می‌کند.

7 ـ یکی دیگر از برنامه‌هایی که می‌توانید برای فرزند خود داشته باشید آشنایی وی با شغلی است که شما در آن مشغول به کار هستید. البته قبول دارم که این امکان برای همه والدین وجود ندارد. اما آن دسته از پدرها و مادرانی که این امکان را دارند می‌توانند برای آشنایی فرزندشان با شغل خود یا سایر مشاغل برنامه ریزی کنند.

فراموش نکنید که یادگیری غیرمستقیم آداب شغلی حتی مشاهده همکاری و تعاملات مربوط به محیط کار می‌تواند فرزند شما را در انتخاب حرفه مورد علاقه خود یاری کند. علاوه براین دانش و اطلاعات وی را از محیط اطراف بالا ببرد.

اشاره به این نکته ضرورت دارد که برنامه‌ریزی دقیق و اصولی برای این ایام نه تنها روحیه مشارکت را در فرد تقویت می‌کند بلکه در پیشگیری از ابتلا به اضطراب و افسردگی نیز موثر خواهد بود. ضمن اینکه توجه به این نکات موجب بروز خلاقیت‌های فرد شده و وی را از قرار گرفتن در معرض خطراتی مانند دوستان ناباب یا مصرف مواد دخانی همچنین انجام رفتارهای خشونت‌بار مصون می‌کند

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397
نظرات

توصیه های مشترک

آب، نمک و روغن، شاه کلید تغذیه سالم در ماه رمضان

اگر آب و نمک و روغن مصرفی سفره، در وعده های سحر، افطار و شام، سالم باشد؛ اصلی ترین موارد تامین سلامتی در ماه رمضان، رعایت شده است. آب، باید بدون کلر و مواد افزودنی باشد (آب لوله کشی ممنوع؛ حداقل، بجوشانید و بعد بنوشید. آب های "معدنی" موجود در بازار نیز، ممنوع. زیرا، برای نگهداری آب در بطری ها، در مدت یکسال، به آن افزودنی هایی را، اضافه می کنند). و اما روغن‌های خوب  و سالم، عبارتند: روغن کنجد، روغن زیتون، روغن زرد گاوی. و در کنار نمک "ید دار" که در پخت و پز، استفاده می کنید، حتما "نمک دریا" و نمک معدنی در قبل و بعد از غذا، فراموش نشود که طبق احادیث، دوای "هفتاد درد" و سنتی اسلامی، می باشد.

 توصیه همیشگی، خوب جویدن غذا

 غذا را خوب بجوید تا هم زودتر سیر شوید و هم، هضم و جذب آن کاملتر انجام شود. تعداد مناسب جویدن لقمه در دهان، چهل مرتبه، گفته شده است.

 پرهیز از مصرف همزمان غذاهای ناسازگار

 در وعده سحر و شام، غذاهای ناسازگار را هم زمان، نخورید. زیرا، برخی مواد غذایی وقتی هم زمان با برخی غذاهای دیگر خورده شوند، بیشتر ضرر می رساند تا سود و منفعت. مثل: خوردن ماست همراه  با (گوشت، ماهی، پنیر، ترشی، باقلا)؛ خوردن تخم مرغ همراه با ماهی؛ خوردن شیر همراه با (ماهی، مرغ، ترشی، میوه و بویژه خربزه). همچنین مصرف: خربزه با عسل، انگور و کله پاچه، سرکه با حلیم، چای با هندوانه، با هم ممنوع است. خوردن همزمان این غذاها و تجمع آن در معده، ممنوع و موجب بیماری های گوناگون در دراز مدت، خواهد شد. به عنوان مثال، استفاده از "ماست در کنار وعده افطار و شام"، که امروزه نیز بسیار شایع است، باعث فساد غذاهای گوشتی شده و موجب تولید "سوداء" در بدن، میشود.

مصرف کمتر گوشت و لبنیات در ماه رمضان

توصیه کلی به افرادی که اطلاعات کافی از اصول تغذیه سالم در طبّ سنّتی دارند؛ این است که مصرف گوشت را در ماه مبارک کاهش دهید و با غذاهای مناسب کمبود آن را جبران کنند امّا سایر افراد (یعنی در واقع اکثریت افراد) بهتر است مصرف متعادل آن را ادامه دهند. این امر به ویژه در افرادی که سابقه کم خونی، ضعف و یا افت فشارهای مکرّر را دارند اهمیت دوچندانی می یابد. بهترین گوشت برای مصرف معمول، گوشت گوسفند است. مصرف گاهگاهی آبگوشت، کله پاچه و سیراب شیردان هم می توانند گزینه های مناسبی باشند. افراد سردمزاج می توانند گوشت شتر را نیز در برنامه غذایی خود بگنجانند.

فراموش نکنید که مصرف گوشت های سردمزاج مانند مرغ هورمونی بازار، ماهی و گاو، بویژه در وعده سحری عملا ضعف بدنی روزه دار را افزایش می دهند.

همچنین، خوردن ماست در کنار هرگونه غذای دارای گوشت قرمز یا سفید، ممنوع می باشد. چرا که خوردن ماست، همزمان با گوشت، روده ها را هلاک می کند. همانگونه که خوردن میوه، همزمان با شیر، معده را هلاک می کند، اگر هوس ماست و دوغ کم نمک، کردید با حذف آن در وعده سحر، و با حفظ فاصله از افطار در طول شب، بخورید. مصرف زیاد لبنیات در ماه مبارک، به همراه کاهش آب بدن بر اثر روزه داری، احتمال ایجاد سنگ‌های مجاری ادراری را بسیار افزایش می‌دهد.

جمع بندی

 بعد  از مطالعه این نوشتار، به این جمع بندی نیز، خواهید رسید:

1. عمده در "وعده سحر"، چنین است که: در فاصله مناسب و حدود "یک و نیم ساعت" قبل از آغاز اذان صبح، بیدار شوید. ابتدا دهان را شستشو داده و مسواک، فراموش نشود. بعد مقداری نمک طبیعی دریا، را مزه مزه کرده و در سرتاسر فضای دهان، بچرخانید. بعد، ضمن حمد و ثنای الهی و گفتن "بسمله"، سوره "قدر" را تلاوت کنید، که هر شخصی، قبل از سحر و افطار، سوره انا انزلناه، را قرائت کند، ثواب شهید را دارد. نیم ساعت قبل از سحر، آب و شربت های مخصوص سحر، را که معرفی کردیم، میل بفرمائید. آنگاه سحری، را طبق آداب و پرهیز از غذاهای ممنوعه و ناسازگار، تناول بفرمائید.

2. عمده در فاصله بین "سحر تا افطار"، نخوابیدن بعد از سحری، و رعایت حداقل "دو ساعت" فاصله بین سحری و خواب، می باشد. با توجه به اینکه برکت، در سحرگاهان و صبحگاه، قرار داده شده است، توصیه میشود، استراحت و خواب روزانه را به بعد از نماز ظهر و عصر، منتقل کنید. در فاصله بین سحری و طلوع آفتاب، تلاوت قرآن و خواندن ادعیه ماه مبارک رمضان و ادعیه چون دعای عهد و ...، فراموش نشود. آنگاه، کار و تلاش و انجام امور روزمره، را آغاز کنید. در فاصله بین سحری تا افطار و در طول روز، مواردی چون: مسواک، استعمال بوی خوش (اما بوئیدن گل، مکروه است)، خواب قیلوله و نیم روز، بسیار سفارش شده است.

3. و اما افطار، رعایت نکات گفته شده، بسیار مهم است و عمده سلامتی در ماه  رمضان در این بخش نهفته است. برای افطار، طبق احادیث و روایات اسلامی، بعد از چند دقیقه از شنیدن و اتمام اذان مغرب و قبل از شروع افطار، ابتدا دعا کنید که دعای روزه دار هنگام اذان و قبل از افطار، مستجاب است، آنگاه، در دقایقی کوتاه، این ادعیه، قبل از افطار، خوانده شود: بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ لَكَ صُمنا و عَلى رِزقِكَ أفطَرنا، فَتَقَبَّل مِنّا إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ. (بحار الأنوار: 40/ 339/ 24). اللّهُمَّ لَكَ صُمتُ و عَلى رِزقِكَ أفطَرتُ و عَلَیكَ تَوَكَّلتُ. (بحار الأنوار: 98/ 15/ 2). بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم  یا واسِعَ المَغفِرَةِ اغفِر لی. (بحار الأنوار: 98/ 14/ 2)؛  آنگاه سوره قدر، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ ... را تلاوت کرده که ثواب شهید را خواهید داشت. (الإقبال: 1/ 240). بعد از خواند ادعیه، افطار را با آب ولرم و شیرین های طبیعی مثل خرما، عسل و ...، آغاز کنید که آغاز افطار با خرما، ثواب نماز را چهارصد برابر می کند. (بحار الأنوار: 98/ 12/ 2)؛ چراکه آب ولرم، اولین گزینه افطار، برای روزه دار به همراه شیرین های طبیعی مثل عسل و خرما، می باشد. اگر گلاب اصیل، هم به آن، افزوده شود، خاصیت سم زدایی، تکمیل میشود. طبق نظر کارشناسان طب اسلامی، حداقل تا "نیم ساعت" بعد از نوشیدن آب، نباید، وعده غذایی افطار را میل کنید. زیرا تجمع آب و غذا در معده، باعث اختلالات گوارشی، خواهد شد. و یکی از اهداف شما، از ماه رمضان که همانا سلامتی جسم است، حاصل نخواهد شد. بنابراین، در این فاصله نیم ساعت، از فرصت، استفاده کرده و مهیای نماز مغرب و عشاء، شوید.

4. آنگاه، بعد از نیم ساعت، افطار را با غذای سبک و زودهضم، میل بفرمائید. و بعد از دو ساعت، وعده غذایی شام را با رعایت ممنوعات غذایی و نخوردن غذاهای ناسازگار، در کنار یکدیگر، آغاز کنید. بعد از دو ساعت از اتمام شام، آب و مایعات فراوان را میل کرده و در نهایت، شب قبل ازخواب، میوه جات فصل، نیز فراموش نشود.

 سخن پایانی

 و در پایان، سخن پیامبر گرامی اسلام، زینت بخش، این نوشتار، خواهد بود که در وصف ماه "مهمانی خدا"  و ماه مبارک رمضان، به بهترین وجه، توصیف شده است:

إنَّ رسولَ اللّه صلى  الله  علیه و  آله و سلّم خَطَبَنا ذاتَ یومٍ فقالَ : أیها الناسُ ، إنّهُ قد أقبَلَ إلَیكُم شَهرُ اللّه بالبَرَكَةِ والرّحمَةِ والمَغفِرةِ ، شَهرٌ هُو عِندَ اللّه أفضَلُ الشُّهورِ ، وأیامُهُ أفضَلُ الأیامِ ، ولَیالِیهِ أفضَلُ اللَّیالِی ، وساعاتُهُ أفضَلُ الساعاتِ ، هُو شَهرٌ دُعِیتُمْ فیهِ إلى ضِیافَةِ اللّه وجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللّه ، أنفاسُكُم فیهِ تَسبیحٌ ، ونَومُكُم فیهِ عِبادَةٌ، وعَمَلُكُم فیهِ مَقبولٌ ، ودُعاؤكُم فیهِ مُستَجابٌ ... فَقُمتُ فقلتُ : یا رسولَ اللّه ، ما أفضَلُ الأعمالِ فیهذا الشَّهرِ ؟ فقالَ : یا أباالحسنِ، أفضَلُ الأعمالِ فی هذا الشَّهرِ الوَرَعُ عن مَحارِمِ اللّه عز و جل. (إمالی الصدوق : 84 / 4 و منتخب میزان الحكمة : 242)

امام على علیه السلام : روزى رسول خدا صلى  الله  علیه و  آله و سلّم براى ما خطبه اى ایراد كرد و فرمود : اى مردم ! همانا ماه با بركت و رحمت و آمرزش به شما روى آورده است . این ماه نزد خدا برترین ماه است و روزهایش برترین روزها و شبهایش برترین شبها و ساعتهایش برترین ساعات . در این ماه شما به میهمانى خدا دعوت شده اید و در زمره بهره مندان از كرامت خداوند قرار گرفته اید . در این ماه نفسهاى شما تسبیح خداست و خواب شما، عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت مى رسد ... من برخاستم و عرض كردم : اى رسول خدا ! برترین كارها در این ماه چیست ؟ پیامبر فرمود : اى اباالحسن ! برترین كارها در این ماه خویشتندارى از حرامهاى خداوند عز و جل است.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397
نظرات

 افطار

ادعیه هنگام افطار

طبق احادیث و روایات اسلامی، بعد از چند دقیقه از شنیدن و اتمام اذان مغرب و قبل از شروع افطار، ابتدا دعا کنید که دعای روزه دار هنگام اذان و قبل از افطار، مستجاب است، آنگاه، در دقایقی کوتاه، این ادعیه، قبل از افطار، خوانده شود: بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ لَكَ صُمنا و عَلى رِزقِكَ أفطَرنا، فَتَقَبَّل مِنّا إنَّكَ أنتَ السَّمیعُ العَلیمُ. (بحار الأنوار: 40/ 339/ 24)، اللّهُمَّ لَكَ صُمتُ و عَلى رِزقِكَ أفطَرتُ و عَلَیكَ تَوَكَّلتُ. (بحار الأنوار: 98/ 15/ 2)، بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم  یا واسِعَ المَغفِرَةِ اغفِر لی. (بحار الأنوار: 98/ 14/ 2)

 ثواب، شهید را خواهید داشت

 آنگاه سوره قدر، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ ... را تلاوت کرده که ثواب شهید را خواهید داشت. (الإقبال: 1/ 240). بعد از خواند ادعیه، افطار را با آب ولرم و شیرین های طبیعی مثل خرما، عسل و ...، آغاز کنید که آغاز افطار با خرما، ثواب نماز را چهارصد برابر می کند. (بحار الأنوار: 98/ 12/ 2)

نوشیدنی های افطار

 آب گرم و خرما، ثواب نماز چهارصد برابر

 

 

آب ولرم (آب جوشیده شده و مقداری از آن، گذشته شده باشد)، اولین گزینه افطار برای روزه دار به همراه شیرین های طبیعی مثل عسل و خرما، می باشد. در حدیثی از امام صادق نقل شده است:

إذا أفطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الماءِ الفاتِرِ نَقّى كَبِدَهُ، و غَسَلَ الذُّنوبَ مِنَ القَلبِ، و قَوَّى البَصَرَ وَ الحَدَقَ. (الكافی: 4/ 153/ 4)

هرگاه روزه دار با "آب ولرم" افطار كند، كبدش را تمیز مى كند، آلودگى ها را از دلش مى شوید و چشم و سیاهى آن را نیرو مى بخشد.

استفاده از خرما به تعداد سه، پنج و هفت عدد در احادیث، ثواب نماز را چهارصد برابر، می کند و نشانگر مهربانی و حکمت خدای متعال در حفظ سلامتی جسمی روزه داران و مهمانان حریم الهی، دارد. حتی به انگیزه ثواب فراوان نیز شده باشد، جسم شان، سالم تر، شود. از پیامبر اسلام، نقل شده است که فرمود:

مَن أفطَرَ عَلى تَمرٍ حَلالٍ، زیدَ فی صَلاتِهِ أربَعُمِئَةِ صَلاةٍ. (بحار الأنوار: 98/ 12/ 2.)

از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل شده است که: هر كس با خرماى حلال افطار كند، به پاداش نمازش به اندازه چهارصد برابر، افزوده مى شود.

حکمت آغاز افطار با آب گرم، پاکسازی بدن

 معده، در اثر گرسنگی و تشنگی بدن، دچار افزایش حرارت شده و حرارت آن، موجب هجوم مواد رطوبی و فضولات سایر اندامها به معده، میگردد. از اینرو، توصیه شده است ابتدا و هنگام افطار، حتما آب گرم، میل شود. تا این فضولات را شسته و از بدن دفع و خارج، کند. درغیراینصورت، با توجه به تجمع فضولات از سایر اندام ها در معده، اگر بلافاصله، غذای افطار میل شود، غذا با آن سموم و فضولات ترکیب شده و به سایر اندام ها بازگشت داده میشود و زمینه ساز و تشدید کننده سایر بیماری ها است. پس حتما با آب گرم و خرما یا عسل افطار را آغاز کنید و تا نیم ساعت چیزی میل نفرمائید تا بدن به پاکسازی معده توسط روزه اقدام کند.

 گلاب، آب و عسل، شفابخشی افطار

 اگر در لیوان آب، سه قاشق گلاب ناب محمدی هم به آن اضافه شود به علت خاصیت ضد "سودای" گلاب بر خاصیت "دارویی" افطار، نیز میافزاید. و دستگاه گوارش را آماده برای دریافت مواد غذایی می کنند. ناگفته پیداست که گلاب، برای تقویت معده و همچنین تقویت روحیه و شادابی و رفع غم و از بین بردن "خلط" ناصالح در معده، بسیار مفید است.

 آب یخ و حکایت ظرف چینی

 و اما آنچه که معمول است، بلافاصله بعد از آغاز افطار، آب سرد و یخ، می نوشید، از نظر طب سنتی ایرانی، مذموم و مضر جسم، است. زیرا در واقع، وقتی که شما افطار را با آب سرد شروع می کنید مثل آن است که روی یک "ظرف چینی" داغ، آب سرد بریزید. مشابه همان بلایی که سر "ظرف چینی" می آید، بر سر معده شما نیز خواهد آمد.ظرف چینی، ترک میخورد. "معده خالی" نیز، توانایی نگهداری و جذب آب خیلی سرد را ندارد و بلافاصله آب را وارد روده می کند. همچنان که آب خیلی داغ، در هنگام افطار، نیز ممنوع است.

بنابراین بهترین گزینه در ابتدای افطار، "چند عدد خرما با یک لیوان آب گرم" است که ضمن افزایش سریع "قندخون" و رفع ضعف ناشی از آن، معده و دستگاه گوارش را نیز گرم کرده و همچنین با اصلاح وضعیت اشتها، موجب عدم ایجاد پرخوری و چاقی مجدد، می شود. در حدیثی از سیره پیامبر، چنین نقل شده است:

كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله یعجِبُهُ أن یفطِرَ عَلَى الرُّطَبِ ما دامَ الرُّطَبُ، و عَلَى التَّمرِ إذا لَم یكُن رُطَبٌ، و یختِمَ بِهِنَّ و یجعَلَهُنّ وَترا؛ ثَلاثا أو خَمسا أو سَبعا. (كنز العمّال: 7/ 85/ 18081)

پیامبر خدا، خوشش مى آمد كه روزه اش را تا وقتى رطب بود، با رطب و اگر رطب نبود، با خرما افطار كند، و با همان به پایان برساند، با سه، یا پنج یا هفت دانه رطب و یا خرما.

علاوه بر خرما، که در احادیث، برای وعده افطاری، بسیار تاکید شده است، مویز، کشمش، انجیر و عسل و حلوا، مربای انجیر، مربای گیلاس به همراه کره حیوانی، نیز سایر شیرین های طبیعی هستند که در نگاه طب سنتی، جایگزین های خوبی، برای افطاری، هستند. "شیر ولرم" نیز در احادیث به عنوان افطار امام علی، توصیه شده است.از امام باقر نقل است که فرمودند:

الإمام الباقر: إنَّ عَلِیا علیه السلام كانَ یستَحِبُّ أن یفطِرَ عَلَى اللَّبَن . (تهذیب الأحكام: 4/ 199/ 574)

از امام باقر، نقل شده است که: امام على علیه السلام دوست مى داشت كه با شیر، افطار كند.

 مواد غذایی افطار

 برای شروع افطار، می توان از این خوراکی ها، استفاده کرد:

 شروع افطار، با غذاهای لطیف و سریع الهضم

 

بعد از نیم ساعت، از نوشیدن آب ولرم و عسل یا خرما، افطار را با غذای سبک و زودهضم، آغاز کنید. از دیدگاه طب سنتی ایرانی، وعده غذایی افطار، باید از غذاهای "لطیف و سریع الهضم" (در اصلاح طب سنتی ایرانی، غذاهای لطیف، باعث تولید "خون صالح" میشوند و هضم و جذب سریع و راحتی، دارند) که در عین حال، پرانرژی نیز، باشد. از اینرو، غذاهای مثل: شله زرد، شیربرنج، حریره بادام، سوپ گندم، ارده با شیره انگور، پنیر و گردو، عسل و کره حیوانی، فرنی و تخم مرغ عسلی، کاندیدهای مناسبی برای افطار، می باشند.

 مزاج معده و انتخاب غذای افطار

 اگر معده بلغمی دارید و مزاج معده شما، سرد است. روی شله زرد، فرنی، کمی دارچین، سیاه‌دانه و یا عسل، بریزید. و اگر معده شما، گرم مزاج است -که بعید است و امروزه، اکثریت به سردمزاجی معده، مبتلا هستند- "سوپ‌جو همراه با آلوبخارا" برای افطار گرم مزاجان، مناسب‌تر باشد البته به شرطی که در آن قارچ نریزند. برای گرم‌مزاجانی که دچار ریزش صفرا به معده هستند (مثلا احساس سوزش یا درد گزنده‌ای سر معده دارند، دهان‌شان خیلی بدبوست، تحریک‌پذیر و عصبی شده‌اند)، شربت سکنجبین ولرم در شروع کار بسیار مفید است تا معده را از صفرا، بشوید.

 ممنوعات غذایی افطار

 در ابتدای افطار، از مصرف "شیرینی های مصنوعی" مانند زولبیا و بامیه، خودداری کنید. همچنین "آش رشته" نیز که این روزها، معمول است، غذای مناسبی برای افطار، نیست. اگر هم از این غذا استفاده می کنید، به جای سیرداغ و نعناع داغ ، نعناع یا پونه خشک را پودر کرده و با کمی روغن زیتون مخلوط کرده و روی آش بریزید تا تشنگی و عطش حاصل از سیر و پیازداغ، بر شما غلبه نکند.

از دیگر غذاهای ممنوعه در افطار:

در افطار، لبنیات مثل دوغ و ماست، مصرف نشود. زیرا مزاج غذایی دوغ و ماست، سرد است و برای مغز مضر بوده و چه بسا احساس کسالت به انسان دست دهد.

همچنین از دیگر ممنوعات غذایی افطار، عبارتند از: آب و شربت های خنک به همراه غذای افطار، هندوانه و میوه های آب دار همراه با غذا، لبنیات در کنار سفر افطار، البته پنیر با گردو، شیر با خرما، اشکالی ندارد.

در وعده افطار و شام، سعی کنید مواد خوراکی پخته شده را همراه مواد غذایی خام مثل میوه جات (پرتقال، خربزه و ...) مصرف نکنید. زیرا از دیدگاه طب سنتی ایرانی، چون زمان هضم مواد پخته و خام با همدیگر، متفاوت است و مواد غذایی خام، سریعتر، هضم میشوند. اما به علت ترکیب شدن با مواد پخته، اجازه خروج از معده را پیدا نمیکنند. بنابراین باعث ایجاد فساد و سوء هاضمه میشود.

 شام

 گاهی، با ‌میهمانی‌های رمضان و پهن شدن سفره رنگین افطار و غذاهای متنوع شام، تمام نقشه‌هایمان نقش بر آب می‌شود و بعد از ماه مبارك رمضان ما می‌مانیم و 3-4 كیلو اضافه‌وزن. پس اگر به خوردن شام، عادت دارید سعی کنید اولا، فاصله بین افطار و شام را زیاد کنید؛ ثانیا، فاصله بین شام و خواب هم حداقل "دو ساعت" باشد تا غذای شام در معده به آسانی هضم شده و دچار مشکلات گوارشی نشوید.

 مواد غذایی شام

 غذاهای مناسب شام در ماه مبارک رمضان، عبارتند از: آب گوشت، کله پاچه، برنج و فسنجون، شیر و خرما، از بهترین غذاهای کامل و مفید برای شام، هستند. همچنین، استفاده از انواع غذاهای دریایی مثل ماهی، برخلاف وعده سحر، در وعده غذایی شام، اشکالی ندارد.

برای پیشگیری از یبوست، داخل سوپ افطاری‌تان، آلو، بریزید. ماست یا دوغ در وعده شام، را با گل محمدی که ترکیبات ملینی دارد، طعم‌دار کنید.

حلیم؛ غذای انبیاء

 امروز، حلیم، پای ثابت، غذای ما ایرانیان در ماه رمضان است. باید توجه کرد، حلیم در حجم کم و در ظرف شیشه ای و ظرف چینی و برای مصرف همان وعده، خریداری و نگهداری، شود. اما نگهداری حلیم، برای بیشتر از چند ساعت و در یخچال و فریزر، هضم آن برای دستگاه گوارش، سخت تر میشود. زیرا، مواد نشاسته‌ای آن غیرقابل هضم و به نشاسته مقاوم، تبدیل می‌شود. پس، حلیم را به مقدار کم بخرید و حتما بلافاصله پس از خرید آن را در ظروف چینی یا شیشه‌ای بریزید. با این کار احتمال ایجاد واکنش‌های شیمیایی بین غذا و ظرف کاهش می‌یابد. همچنین، در صورت استفاده از کله پاچه و سیرابی در وعده شام، بهتر است از مصلح آن، لیمو و دارچین، به مقدار لازم، در کنار آن، استفاده کنید.

 غذاهای ناسازگار ممنوع

در وعده سحر و شام، غذاهای ناسازگار را هم زمان، نخورید. زیرا، برخی مواد غذایی وقتی هم زمان با برخی غذاهای دیگر خورده شوند، بیشتر ضرر می رساند تا سود و منفعت. مثل: خوردن ماست همراه  با (گوشت، ماهی، پنیر، ترشی، باقلا)؛ خوردن تخم مرغ همراه با ماهی؛ خوردن شیر همراه با (ماهی، مرغ، ترشی، میوه و بویژه خربزه). همچنین مصرف: خربزه با عسل، انگور و کله پاچه، سرکه با حلیم، چای با هندوانه، با هم ممنوع است. خوردن همزمان این غذاها و تجمع آن در معده، ممنوع و موجب بیماری های گوناگون در دراز مدت، خواهد شد. به عنوان مثال، استفاده از "ماست در کنار وعده افطار و شام"، که امروزه نیز بسیار شایع است، باعث فساد غذاهای گوشتی شده و موجب تولید "سوداء" در بدن، میشود.



نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397
نظرات

سحر تا افطار

بلافاصله پس از صرف سحری، نخوابید

 عادت بسیار اشتباهی که باعث می گردد تمام زحمات کدبانوی خانه از بین برود و متاسفانه در بین ما فراگیر است و روزه داران گرامی را هنگام برخواستن از خواب در صبح روز بعد با ناراحتی های گوارشی مواجه می کند، خوابیدن با "شکم پر" بعد از خوردن سحری می باشد. بنابراین، با معده پر از غذا، نخوابید که عوارض زیادی دارد. و باعث فشار به دهانه معده و عدم قرار گیری غذا در انتهای معده برای هضم کامل می شود و لذا عواقبی مثل ریفلاکس، نفخ معده و سوءهاضمه را به دنبال خواهد داشت. پس حداقل، باید "دو ساعت" بین سحری و خوابیدن، فاصله شود تا غذا از معده عبور کند. زیرا مطابق مبانی طب سنتی ایرانی، در هنگام خواب، فعالیت معده، تقریبا متوقف، میشود. بنابراین همانطور که احادیث نیز تاکید دارند. ترجیحا از سحر تا طلوع آفتاب (بین الطلوعین)، نباید خوابید. همچنین، اگر میتوانید از فعالیت بدنی شدید، مثل شنا، دویدن و ... بلافاصله پس از صرف سحری یا شام بپرهیزید.

 رفع عطش در طول روز

 اگر در ماه رمضان غذاهای ادویه‌دار گرم و خشک، خوراک‌های چرب و سرخ‌کردنی بخورید، شک نکنید که طی روز تشنگی امان‌تان را می‌برد. پس علاوه بر آنچه که در توصیه های وعده سحر، ذکر کردیم، در طول ساعات روزه‌داری هم می‌توانید عطش خود را با بوییدن سیب گلاب، خیار یا لیمو،  شست‌وشوی سر و گردن و سینه با آب ولرم و تنفس هوا و نسیم خنک که حرارت زاید قلب را کم می‌کند، کاهش دهید. همچنین بعد از خوردن سحری و در طول روز، بهتر است هنگام مسواک زدن برای کاهش تشنگی و خشکی دهان، از حجم کمتری خمیر دندان استفاده کنید.

 روزه داری و مشاغل سخت

 افرادی که دارای مشاغل سخت هستند مانند کشاورزان، کارگران ساختمانی، و کسانی که در معرض شدید نور آفتاب، قرار می گیرند، نکاتی را باید در روزه گرفتن رعایت کنند. این افراد باید نوشیدنی های ضد صفرا مانند: شربت خاکشیبر، لیمو، انگور، آب انار،  و ... مصرف نمایند تا عطش کمتری احساس کنند و از خوردن غذاهایی صفراآور مانند غذاهای تند و پرادویه، و فلفلی، اجتناب کنند و از انواع غذاهای مرطوب مانند سوپ و خورشت های آبدار، استفاده کنند. و در فاصله بین افطار تا سحر، از انواع میوه های آبدار مثل: هندوانه، طالبی، خربزه، زردآلو، گیلاس، هلو، سیب، گلابی، انار شیرین استفاده بیشتری کنند.

 لاغرها، از فعالیت شدید بدنی، بپرهیزند

 در طی روز و روزه داری به علت گرسنگی، "حرارت بدن"، بالا می رود (به علت خالی بودن شکم، حرارت به خارج بدن،کشیده می شود) و این حرارت در ذوب چربیها، بسیار مفید و دوای درد چاقهاست! البته این گرما، برای روماتیسمی ها نیز مفید است. اما برای لاغرها، شرایط متفاوت است. لاغرها باید مراقب باشند، چرا که بدن ایشان گرم می شود و در نتیجه شاید لاغرتر شوند؛ برای جلوگیری از این روند باید از هر چیز که آنها را گرمتر می کند دوری کنند. ازجمله، در معرض آفتاب شدید قرار نگیرند، غذای پر ادویه نخورند، برای مهزولین (لاغران) حتی دوش سرد و گرم هم ممنوع است ولی دوش ملایم و ولرم، خوب است. غذاها باید آبدار، رطوبی و ملایم باشند. میوه های مصرفی هم در ماه مبارک رمضان نباید خشک باشد مثل برگه هلو بلکه میوه و سبزی تازه استفاده کنند. همچنین بخورهای سرد برای لاغراندام ها، بسیار خوب و مناسب است. خوردن سحری برای افراد لاغر اجباری است! چون گرسنگی زیاد، باعث گرمی بیشتر می شود و این گرما معده را مجبور می کند که رطوبات و اخلاط مفید بدن را پخش کرده و موجب بروز عوارض و بیماری در بدن شود!

 خواب قیلوله و تجدید قوا

 در صورت امکان از "یک ساعت خواب قیلوله"، در طول روزه داری، غافل نشوید. این خواب ،کمک زیادی به کم کردن گرسنگی و ضعف روزه دار می کند. و و ازدیدگاه طب سنتی ایرانی، باعث برگشت رطوبت به بدن و تقویت حرارت غریزی، می‌شود. همچنین خواب عصر و بعد از نماز ظهر نیز، منجر به تقویت قوای جسمانی روزه دار، میشود. مطالعات جدید، نیز نشان می دهند که خواب قیلوله باعث کاهش فشارخون، کم کردن استرس، تقویت ذهن و بهبود عملکرد شناختی مغز و حافظه شده و مرگ و میر ناشی از بیماری های عروق کرونر را کاهش می دهد.

عمده در فاصله بین سحر تا افطار: نخوابیدن بعد از سحری، و رعایت حداقل "دوساعت" فاصله بین سحری و خواب، می باشد. با توجه به اینکه برکت، در سحرگاهان و صبحگاه، است، توصیه میشود استراحت و خواب روزانه را به بعد از نماز ظهر و عصر، منتقل کنید. در فاصله بین سحری و طلوع آفتاب، تلاوت قرآن و خواندن ادعیه ماه مبارک رمضان و ادعیه چون دعای عهد و ...، فراموش نشود. آنگاه، کار و تلاش و انجام امور روزمره، را آغاز کنید.

در فاصله بین سحری تا افطار و در طول روز، مواردی چون: مسواک، استعمال بوی خوش (اما بوئیدن گل، مکروه است)، خواب قیلوله و نیم روز، بسیار سفارش شده است.

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397
نظرات

سحری

 مهمترین نکته، همان خوردن سحری است. سحری خوردن را فدای دیر خوابیدن تان، نکنید. زیرا سحری خوردن، برکت است و غذای آن مبارک.

تَسَحَّروا؛ فَإِنَّ فِی السَّحورِ بَرَكَةً. (الكافی: 4/ 95/ 3)

سحرى بخورید، كه در سحرى، بركت است.

شام، جای سحری را نمی گیرد. سحری را حتما میل کنید، اگرچه چند لقمه باشد. نخوردن سحری باعث تحلیل قوا در طول روز، می شود. نخوردن سحری، ممكن است اثرات مفید روزه را از بین ببرد، چون باعث تامین نشدن نیازهای تغذیه‌ ای ضروری روزه ‌دار می ‌شود و در نتیجه بدن به "سوخت ناقص" چربی ‌ها متوسل می ‌شود و سوخت ناقص چربی ‌ها در بدن، "تركیبات كتونی" را به وجود می آورد كه تنها یکی از عوارض آن، "بوی بد" دهان روزه ‌دار است.عوارض دیگر مصرف نكردن سحری شامل: سردردها، دردهای عضلانی، بی حالی مفرط ناشی از افت قند خون، كاهش یادگیری، بی حوصلگی و خستگی است. بنابراین حتما به روزه داران توصیه می‌ شود که برای خوردن سحری، بیدار شوند. بویژه، "روزه‌اولی ها"، مطلقا، نباید بدون صرف سحری، روزه بگیرند.

 نوشیدنی های سحر

نیم ساعت قبل از غذا، شربت های همچون شربت عسل، شربت گلاب و خاکشیر، شربت سکنجبین، حتما میل شود. تا به اجبار و برای رفع تشنگی، در کنار وعده غذایی سحر، مجبور به نوشیدن آب، نشوید. نوشیدن کمی عرق کاسنی به تنهایی یا همراه با یک قاشق چای‌خوری تخم خرفه، نیم ساعت قبل از وعده سحری هم برای کاهش تشنگی در طول روز به شما کمک می‌کند. همچنین ترکیب شربت "آب، خاکشیر، تخم شربتی با گلاب"، معجزه میکند. زیرا، خاکشیر و مانند آن، آب را در خودشان جمع می‌کنند و در مسیر دستگاه گوارش، حالت "ژله‌ای" به خود می‌گیرند. و در طول روز، به‌تدریج، آب خود را آزاد می‌کنند و نمی‌گذارند که بدنتان بیش از اندازه کم‌آب بشود. گلاب، نیز خاصیت سم زدایی و ضدا سوداء دارد.

اما هرگز، یخ را در آب نیاندازید، یخ در آب، بیماری "لقوه" می آورد. بلکه با تهیه شربت مورد دلخواه، از شب قبل، در یخچال، قرار دهید تا خنک و سرد، شود و برای روز بعد، آماده استفاده باشد.

 مواد غذایی سحری

 در سحری، باید وعده غذای سنگین، پرانرژی و "دیر هضم" میل شود، مثل: برنج و خورشت قیمه و سبزی، تخم مرغ آب پز، کوبیده آبگوشت، تمامی خورشتها با گوشت گوسفندی، حلیم با گوشت و تقریبا همان غذاهایی که در وعده ناهار، معمولا میخوردید. چرا که غذاهای "چرب طبیعی" که از روغن های صنعتی "مایع و جامد"، ترکیب نشده اند، و به علت صرف زمانی طولانی برای هضم آنها در معده، از احساس گرسنگی مضاعف در طول روز، جلوگیری میشود.

به همراه غذا در سحر، می توانید، ماست (در صورتیکه غذا در وعده سحر، غذای گوشتی و سالاد، نباشد)، ترشیجات طبیعی مثل آب لیمو (در صورتیکه غذا، برنج نباشد)، سبزی خوردن تازه، و زیتون، میل نمایید. و نیز اگر قرار است سالاد به همراه وعده سحر، میل شود، حتما سالادی از ترکیب (خیار، گوجه، کاهو، هویج به همراه جوانه گندم و روغن زیتون) در کنار وعده سحر، باشد.

البته کسانی که مبتلا به دیابت هستند، می توانند با مشورت پزشک حاذق و متعهد، شیرینی های مثل عسل یا توت خشک را در سحر، میل کنند؛ در مورد عسل مانند مربا با عسل، کمپوت با عسل، شربت و حلوا با عسل و حتی فسنجان با عسل. در مورد توت مانند توت، شیره توت، حلوای توت و مربای توت.

ممنوعات غذایی سحر

آب بعد از غذا و میوه، مضر است

 خوردن "آب همراه غذا و نیز بلافاصله بعد از غذا و میوه" مضر و باعث سوءهاضمه و فساد غذا و تولید مواد سمی، است. از امام رضا نقل شده است که فرمودند:

مَن أرادَ أن لا تُؤذِیهُ مَعِدَتُهُ فَلا یشرَب عَلى طَعامِهِ ماءً حَتّى یفرُغَ مِنهُ ، ومَن فَعَلَ ذلِكَ رَطِبَ بَدَنُهُ ، وضَعُفَت مَعِدَتُهُ ، ولَم تَأخُذِ العُروقُ قُوَّةَ الطَّعامِ ؛ لِأنـَّهُ یصیرُ فِی المَعِدَةِ فِجّا إذا صُبَّ الماءُ عَلَى الطَّعامِ أوَّلاً فَأَوَّلاً. (دانشنامه احادیث پزشكی : 1 / 426)

هر كس مى خواهد معده اش او را آزار ندهد ، میان غذا خوردن ، آب ننوشد تا آن را به پایان برساند ؛ زیرا كه هر كس چنین كند ، رطوبت در بدنش مى نشیند و معده اش ضعیف مى شود و رگ ها نمى توانند نیروى موجود در غذا را بگیرند ؛ چه ، اگر پى درپى آب به معده ریخته شود ، معده ، فراخ مى گردد .

و از دیدگاه طب سنتی و پزشکی جدید، نیز مصرف آب به مقدار زیاد در وعده سحری و مخصوصاً بین غذا، توصیه نمی‌شود، چون موجب رقیق شدن شیره معده و آنزیم‌های گوارشی شده و روند هضم غذا مختل می شود. همچنین "آب یخ" در هنگام ناشتا، باعث ضعف معده شده و از طرفی حرارات و گرمی معده را از بین می برد. بنابراین، نیم ساعت قبل از وعده سحر، بهترین زمان نوشیدن آب، می باشد.

 چای در وعده سحر، تشنگی را تشدید می کند

چای، قهوه و کاکائو هم به دلیل خاصیت ادرارآوری، خود می توانند با کاهش مایعات بدن، تشنگی را تشدید کنند.پس از نوشیدن چای بلافاصله بعد از اتمام سحری اجتناب کنید، زیرا باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن "نمک‌های معدنی" مورد نیاز بدن در طول روز و "کاهش جذب آهن" غذا، می‌شود .بهتر است از میوه های آبدر مثل هلو، شربت آبلیمو عسل، بیشتر بهره ببرید تا خوردن چای.

 این غذاها را به شام منتقل کنید

 در وعده سحر، غذاهایی مثل ماهی با ادویه تند و گرم همچون زنجبیل، سیرداغ و پیاز، نخورید تا دچار عطش و تشنگی در طول روز، نشوید. علاوه بر آن، بوی دهانتان برای اطرافیان آزار دهنده می شود.

هرگز در هنگام سحری،  ماهی، نخورید و کلاً گوشت های با "مزاج سرد" را مصرف نکنید که عامل ضعف در طول روز، هستند. از اغذیه تند و شور، با نمک فراوان، مثل غذاهای کنسروی، نیز بپرهیزید. حتی افراد دارای معده ضعیف، بهتر است "کشک همراه آش" را در وعده سحری، نخورند.

در سحری از مصرف غذاهایی مثل: کوکو سبزی، کوکو سیب زمینی، کتلت، ماهی، کباب، کله پاچه و سیرابی، و همچنین غذاهایی که ادویه زیاد، دارند، خودداری شود، زیرا این غذاها موجب تشنگی در طول روز می‌شوند. و برای هضم، نیاز به جذب آب زیادی دارد، اگر آب مورد نیاز خود را از "ذخیره آب بدن" تامین کنند، موجب بروز تشنگی شدید در روزه‌داری می‌شود و فرد را کم‌طاقت و کم‌حوصله می‌کند . بنابراین، این تصور،که هنگام سحر، باید غذاهای "سرخ شده و پرچرب" خورد، که در طول روز احساس گرسنگی، نکنید، اشتباه است. البته میتوانید، همین غذاها را، به وعده شام، منتقل کنید.

 غذاهای یبوست زا در وعده سحر ممنوع

بهتر است، به دلیل کم آبی بدن در ایام روزه داری، که لینت مزاج و دستگاه گوارش، کمتر شده و بیماری "یبوست"، شایع می شود، از خوردن چای پررنگ، غذاهای "خشک و قابض" مثل: عدسی، قهوه، سماق، موز و نان بدون سبوس در وعده سحری، بپرهیزند.

 غذاهای ممنوعه، برای همیشه ممنوع

 از همه مهمتر، از مصرف ماکارونی، سویا، سوسیس، کالباس، چیپس، پفک، فست فودها، نوشابه ها و نوشیدنی های صنعتی، آب میوه های بسته بندی و کنسروها، روغن های جامد و مایع نباتی، مرغ های ماشینی، غذاهای کنسروی با نمک فراوان و گوشت گاو و سرخ کردنی که مولد "خون غلیظ" و خلط سوداء، می باشد، در ماه مبارک رمضان، بویژه در وعده افطار و شام، حتما پرهیز کنید تا به یکی از اهداف این ماه، که همانا، سلامتی جسم، است، برسید.

خوردن ماست در کنار هرگونه غذای دارای گوشت قرمز یا سفید، نیز ممنوع است. چرا که ماست،گوشت را فاسد و روده ها را ضعیف می کند. همانگونه که میوه، شیر را فاسد و معده را ضعیف می کند.

عمده در وعده سحر، چنین است که: در فاصله مناسب و حدود "یک و نیم ساعت" قبل از آغاز اذان صبح، بیدار شوید. ابتدا دهان را شستشو داده و مسواک، فراموش نشود. بعد مقداری نمک طبیعی دریا را مزه مزه کرده و در سرتاسر فضای دهان بچرخانید. بعد، ضمن حمد و ثنای الهی و گفتن "بسم الله"، سوره "قدر" را تلاوت کنید، که هر شخصی، قبل از سحر و افطار، سوره انا انزلناه، را قرائت کند، ثواب شهید را دارد. نیم ساعت قبل از سحر، آب و شربت های مخصوص سحر، را که معرفی کردیم، میل بفرمائید. آنگاه سحری، را طبق آداب و رعایت و پرهیز از غذاهای ممنوعه و ناسازگار، تناول بفرمائید.

 

ادامه مطلب
نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 14 اردیبهشت 1397
نظرات

سه گام برای تبدیل شدن به یک معلم حرفه ای

هر چقدر تجربه ی شما در کلاس های درس بالاتر می رود متوجه خواهید شد که انجام خیلی از کارها غیر از درس دادن، در کلاس ضروری است . معلم های حرفه ای علاوه بر آگاهی از روش ها و متدهای جدید تدریس، سعی می کنند گاهی از برنامه ی روزمره خودشان جدا شده و به دانش آموزان فرصت تنفس بدهند  . این کار موجب می شود تا خود معلم کمتر در دوران تدریس دچار فرسودگی و یکنواختی شود.در ادامه ی این مطلب راهکارهایی را به شما معرفی می نمایم  که موجب علاقمند شدن دانش آموزان به درس و نشاط بیشتر معلمان شده و اگر چه کوچک به نظر می رسند اما تغییرات بزرگی ایجاد می کنند .

 گام اوّل :  بیشتر گوش دهید :
اغلب معلم های با تجربه که درسی را برای 5 تا 15 سال تدریس کرده اند به احتمال زیاد شیوه و برنامه ی خاصی برای تفهیم موضوع دارند که باید آن را به روز کنند، دانش آموزان 10 سال قبل با دانش آموزان امروز یکسان نیستند و باید تغییراتی در طرح درس، نحوه آموزش و .. ایجاد کرد.
یکی از این تغییرات می تواند گرفتن بازخورد از دانش آموزان باشد، اگر می خواهید در برنامهکلاس درس خود تغییر مثبتی ایجاد کنید، به دانش آموزان و حرف ها ی آن ها بیشتر گوش کنید. ببینید آن ها از یک کلاس درس چه می خواهند و با چه روشی گیرایی بیشتری می توانند از درس داشته باشند. کارگاه آموزشی، بحث و تبادل نظر و یا شیوه های متفاوت تر. از آن ها بپرسید که به کدام مباحث علاقه بیشتری دارند و روی آن ها تمرکز کنید، نتیجه ی کار فوق العاده خواهد بود.

 گام دوّم :  برنامه های معمول را کنار بگذارید :
از نرم های معمولی و گذشته تان فاصله بگیرید ، خلاقیت در تدریس و روش های درس پرسیدن می تواند دانش آموزان و حتی شما را به مباحث بعدی مشتاق تر کند.می توانید کلاس را متناسب با مباحث جدید طراحی کنید، یک کمپین متفاوت در مدرسه راه اندازی کنید و کمی متفاوت عمل کنید.
اگر از همین هفته ی آینده برنامه ی تان را تغییر دهید ، به صورت خودکار در مسیر خلاقیت بیشتری قرار می گیرید و ذهن تان دائم به دنبال متدهای جدید به جای استفاده از روش های معمول تدریس می گردد.

گام سوّم : اقدام کنید :
تنها فکر کردن به تغییرات کافی نیست و شما باید افکار و پیش زمینه ی ذهنی تان را تبدیل به عمل کنید.هر کاری که شما برای تغییر انجام دهید موجب پیشرفت شما، دانش آموزان و حتی معلمان دیگر می شود.یک کتاب بنویسید، وبسایت یا وبلاگ شخصی خودتان را راه اندازی کنید و در آن جا مطالب و طرح درستان را  قرار داده و با دانش آموزان در ارتباط باشید .
از شادابی و نشاط در خودتان و دانش آموزان غافل نشوید و به محض احساس خستگی در آن ها، اجازه دهید چند دقیقه استراحت کنند .  
علاوه بر این، فراموش نکنید که عشق و تدریس با علاقه به دانش آموزان، نقش مهمی در تفهیم مطالب دارد، تا زمانیکه شما به مطالب درسی علاقمند نباشید و با شاگردانتان رفتار صمیمانه ای نداشته باشید، نمی توانید آن ها را به خوبی منتقل کنید .

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 13 فروردین 1397
نظرات

حضرت زینب علیهاسلام زبان علی علیه السلام در کام است و ذوالفقار علی علیه السلام در نیام. زینب علیهاسلام آفتاب عفت زهرا علیهاسلام در حجاب است و حلم حسن علیه السلام در سینه. کلام زینب علیهاسلام چون تیغی است که پرده های تزویر را می درد و یادآور فصاحت جاری بر زبان رسول اللّه صلی الله علیه و آله است.

ردای وصله خورده زینب علیهاسلام و قد خمیده‌اش، یادآور مظلومیت فاطمه علیهاسلام است. چشم‌های مضطرب او، از سر بریده حسین علیه السلام بر نیزه حکایت می کند. به راستی کیست که چون زینب علیهاسلام از آغاز کودکی تا پایان زندگی، در دامان مصیبت و صبر آن زندگی کند و کیست که چون زینب علیهاسلام این چنین در برابر آماج سختی ها شکیبایی از خود نشان دهد؟!

چگونه زینب (س) آینه امام حسین (ع) بود و امتداد قیام عاشورا؟

خاندان عصمت و طهارت

قرآن مجید می فرماید: سرزمین پاکیزه و زمین مطلوب، گل و گیاه زیبا و ارزشمند می رویاند؛ در حالی که از شوره زار جز خار و گیاه بی ارزش سر برنمی آورد. و این چنین، زینب کبری در خانواده ای به دنیا آمد که همگی پاک زیسته اند و پایه گذار فضیلت ها و کرامت های انسانی به شمار آمده اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله جد مادری زینب علیهاسلام همان کسی است که قرآن مجید وی را با تعبیر «رحمةً للعالمین» معرفی می کند. پیامبر خدا افزون بر آن که جد زینب علیهاسلام بود، عنوان دیگری داشت و آن نقش پدری بود؛ زیرا آن حضرت صلی الله علیه و آله خود را پدر فرزندان زهرا علیهاسلام می دانست.

مولود فاطمه علیهاسلام

سال ششم هجرت بود که تو پا به عرصه گیتی گذاشتی و بیش از همه حسین علیه السلام را خوشحال کردی. موج شادی محله بنی هاشم را غرق در سرور کرده بود؛ زیرا همه برای ولادت سومین نوه رسول اللّه صلی الله علیه و آله لحظه شماری می کردند و آرزو داشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش گیرند و آن زمان بود که تو تنها در آغوش حسین آرام می گرفتی و بس. ای زینت پدر و آل محمد، ای که نامت را جبرئیل با چشمی اشکبار بر رسول خدا عرضه داشت و ای که پیامبر بعد از شنیدن مصیبت های تو از سوی جبرئیل فرمود: «هر کس بر مصایب زینب علیهاسلام گریه کند، مانند کسی است که بر مصیبت های برادرانش حسن و حسین علیهماالسلام گریسته است». سلام بر تو و بر خاندان پاکت باد.

عقیله بنی هاشم

«عقیله» به معنای بانویی است که در قومش از کرامت و ارجمندی ویژه ای برخوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت شگفت داشته باشد. به همین دلیل، به زینب کبری علیهاسلام لقب «عقیلة بنی هاشم» و «عقیلة الطالبین» داده اند. از دیگر لقب های آن بزرگوار، موَثَّقه، عارفه، عالمه غیرمتعلمه، عابده آل علی، فاضله و کامله است. حضرت زینب علیهاسلام نیز به «صدیقه صغری» لقب یافته اند و این به دلیل شباهت های بی شماری است که بین ایشان و مادر بزرگوارشان «صدیقه کبری» وجود دارد.

در مکتب زینب علیها سلام

در فضیلت های حضرت زینب علیهاسلام می توان به قناعت، زهد، عبادت و تحمل در مقابل پیشآمدهای ناگوار و مشکلات روزگار اشاره کرد. از شگفتی های آن بانو این که در حدود شش سالگی، خطبه بلیغ و طولانی مادر بزرگوارشان را در مسجد النبی راجع به فدک و ولایت امیرمؤمنان حفظ کرده بود. بشیر بن خزیم اسدی از شخصیت های مهم کوفه می گوید: «به خدا سوگند هرگز زنی را که سراپا شرم و حیا باشد، سخنران تر از زینب علیهاسلام ندیده ام؛ گویی از زبان علی علیه السلام نطق می کردو سخن گفتن را از زبان آن حضرت فرا گرفته بود». موقعیت علمی و اجتماعی آن بانو به گونه ای بود که شوهرش عبداللّه نیز او را با این عنوان می خواند: «ای دختر مرتضی، ای بانوی خردمند بنی هاشم». امام سجاد علیه السلام پس از خطبه آتشین زینب در کوفه، در مقام تأیید به ایشان فرمود: «بحمداللّه تو دانشمند بدون آموزگار و اندیشمند بدون استاد هستی».

مفسر نمونه

در روزگاری که امیرمؤمنان علیه السلام در کوفه به سر می برد، حضرت برای زنان مجلس برپا می کرد و برای آنها تفسیر قرآن می گفت. یکی از روزها تفسیر «کهیعص» (حروف مقطعه ابتدای سوره مریم) را می فرمود. در این بین علی علیه السلام وارد شده و فرمود: ای نور دیده! شنیده ام تفسیر «کهیعص» را برای زنان بیان می نمودی. عرض کرد: بلی، فدایت شوم. امیرمؤمنان فرمود: دخترم! این رمزی است در مصیبت شما عترت پیامبر، و سپس مصیبت هایی را که بر آنها وارد می شد برای آن بانو بیان فرمود که ناگاه ناله و گریه آن مظلومه بلند شد.

زهد زینب علیهاسلام

زینب کبری علیهاسلام نمونه بارز زاهد کامل بود. او هرچند همسرش از ثروتمندان کم نظیر عرب به شمار می آمد، ولی از همه زیبایی های دنیا چشم پوشید و برای رضای خدا ویاری نهضت مقدس اباعبداللّه الحسین علیه السلام راه کربلا را در پیش گرفت و در این راه چون کوهی استوار و پا برجا بود و پناهگاه خاندان عصمت و طهارت شد. او با پدری زهد پیشه چون علی علیه السلام زندگی کرد و یک بار چهار هزار درهم از اموال شخصی اش به یک عرب بخشید و مشکل او را برطرف نمود.

الگوی حجاب

قرآن مجید در سوره نور درباره حجاب بانوان تأکید، و زنان و دختران پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را به عنوان الگوهای جامعه اسلامی معرفی کرده است و زینب علیهاسلام چون مادر بزرگوارش، اسوه حجاب و عفت بود. یحیی مازنی می گوید: «من مدت زیادی در همسایگی خانه امیرمؤمنان سکونت داشتم. در طول این مدت، نه قامت زینب را دیدم و نه صدای او را شنیدم. هر گاه زینب می خواست به زیارت جدش برود، امام حسن علیه السلام ، امام حسین علیه السلام و حضرت علی علیه السلام گرداگرد او را می گرفتند و علی علیه السلام ، پیش از رسیدن به روضه مبارک پیامبر، چراغ ها را خاموش می کرد و می فرمود: «نمی خواهم چشم بیننده ای به خواهرتان زینب علیهاسلام بیفتد».

زینب علیهاسلام در مهد فضیلت‌ها

بیان سخنان و خطبه های عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن کریم، در کربلا، بازار کوفه، مجلس عبیداللّه بن زیاد و دربار یزید از سوی زینب کبری علیهاالسلام ، هر یک شاهد گویایی بر توانایی علمی ودانش آن بانوست و البته این طبیعی است؛ چرا که پیامبر صلی الله علیه و آله مدینه و شهر علم است و علی هم دروازه آن شهر، و هر کس بخواهد وارد شهر علم شود، باید از آن در وارد گردد. زینب علیهاسلام خود ساکن شهر علم بود و از محضر جد بزرگوار خود کسب فیض می نمود. بسیاری از محدثان از حضرت زینب علیهاسلام حدیث نقل کرده اند. از جمله ابن عباس، خطبه حضرت زهرا علیهاسلام را از آن حضرت نقل می کند و می گوید: «زینب، عقیله بنی هاشم، احادیث بسیاری از فاطمه علیهاسلام و مادرش نقل نموده است».

همراه امام حسن علیه االسلام، همراز امام حسین علیه السلام

با غروب غم انگیز حیات امیرمؤمنان علیه السلام صبح صادق امامت امام حسن علیه السلام و سپس دوران امامت امام حسین علیه السلام آغاز شد. در این فصل از زندگانی زینب علیهاالسلام ، او چون مادری مهربان، یاری وفادار و خیرخواهی همیشگی برای برادران بود. اما بعد از شهادت امام حسن علیه السلام ، او دیگر همه کس حسین علیه السلام و همرازی مطمئن برای او به شمار می آمد. عشق به حسین چنان وجود این بانو را پر کرده بود که زندگی بدون برادر برایش مقدور نبود. با شروع نهضت حسینی، زینب همچون پروانه گرداگرد شمع وجود برادر می سوخت و خود را برای فردایی مهیا می ساخت که دیگر حسین نبود و او می بایست گرد خیمه های نیم سوخته حرم بسوزد و از دل های سوخته دلجویی کند.

تصویر امام حسین علیه السلام در کربلا

زینب علیهاسلام آیینه حسین بود و آیینه دار آیین رسول خدا علیه السلام . دیدار زینب، تماشای حسین را به دیدگان مضطرب هدیه می داد و او شعله عشق حسین را در میان دل های مشتعل کربلا تقسیم می کرد تا هیچ کس بی نور حسین قدم درراه نگذارد و بی روشنی او شام و کوفه را تجربه نکند. زینب علیهاسلام آیینه حسین علیه السلام بود.

زینب حسین بود و خودش، حسین علیه السلام بود و زهرا علیهاسلام، حسین علیه السلام بود و علی علیه السلام. زینب تصویری از اهل بیت علیهم السلام بود. زینب، همه صبر و شکیبایی و همه سرمایه غریبی ها و بی پناهی ها بود. زینب، آینه حسین بود و امتداد راه او در کربلا. آری، زینب با حسین خاکسترنشین شد، آن لحظه که بر خاکسترهای خیمه های نیم سوخته به نماز نشسته بود. زینب و حسین دو تصویرند در کربلا و کوفه؛ بلکه در همیشه و همه جا برای همه آنان که بخواهند یک حقیقت را در دو جلوه ببینند.

ورود به کربلا

روز دوم محرم بعد از برپا شدن خیمه ها وسکونت در کربلا، زینب کبری علیهاالسلام هراسان به حضور برادر شرفیاب شد و عرض کرد: این بیابان را خوفناک می بینم؛ چرا که ترس عظیمی از آن به من روی آورده است. امام حسین علیه السلام فرمود: هنگام رفتن به جنگ صفین، از این جاگذر می کردم که پدرم گریست و فرمود: در عالم خواب دیدم که این بیابان دریایی از خون است و حسین علیه السلام در آن غرق می شود و هرچه یار و یاور می طلبد، کسی او را یاری نمی کند. آن گاه پدرم به من فرمود: «ای اباعبداللّه ! اگر چنین حادثه ای برای تو رخ دهد چه می کنی؟ گفتم: صبر می کنم. زینب علیهاسلام با شنیدن این سخن، آن چنان سوخت که گریه سر داد.

پرستار جسم، طبیب روح

حضرت زینب علیهاالسلام افزون بر مسئولیت های سنگینی که در جریان عاشورا پذیرفته بود، مسئولیت پرستاری جسمی و روحی اهل بیت علیهم السلام را هم به عهده داشت. امام سجاد علیه السلام می فرماید: «در روز عاشورا وقتی پدرم را کشته و به خون آغشته دیدم و دیدم که فرزندان آن حضرت با برادران و عموهایم به شهادت رسیده اند و زنان و خواهران را مانند اسیران روم و ترک مشاهده کردم، به حدی ناراحت شدم که سینه ام تنگی کرد و خواست روح از بدنم جدا شود. در این هنگام عمه ام مرا دید و گفت: «ای یادگار برادر! تو را چه شده است؟ بیش از این بی تابی مکن. به خدا قسم شهادت، عهدی است که خدا با جد و پدرت کرده است. خداوند از کسانی که در آسمان ها معروف اند تعهد گرفته که ایشان این اعضای پاره پاره و جسدهای غرقه به خون را به خاک بسپارند و در این سرزمین برای قبر پدرت بیرقی برافرازند که اثر آن از بین نخواهد رفت و در آمد و رفت شب و روزها محو نخواهد شد».

حضرت زینب علیهاسلام در کوفه

حضرت زینب علیهاسلام علاوه بر اینکه با کوفیان سخن گفت و آنان را بر بی وفاییشان عتاب نمود، در دارالاماره ابن زیاد نیز چنان نیرومندانه ایستاد که توان سخن گفتن را از آن پلید گرفت. ابن زیاد برای آنکه زینب کبری را تحقیر کند گفت: خدارا شکر که شما را رسوا نمود و مردانتان را کشت و وحی و اخبارتان را دروغ گردانید.

زینب علیهاسلام بی‌آنکه هیبت مجلس در روح بلندش تأثیر بگذارد، با نگاهی تحقیرآمیز به او فرمود: «حمد و سپاس خدای، که ما را به وسیله پیامبرش گرامی داشت و از هر پلیدی مبرا ساخت. همانا شخص تبه کار رسوا می شود و بدکار دروغ می گوید». بعد در پاسخ عبیدالله که گفت: کار خدا را درباره خاندانت چگونه دیدی، فرمود: «چیزی جز زیبایی و خیر ندیدم. آنان گروهی بودند که خداوند کشته شدن را برایشان نوشته بود و مردانه به سوی قتلگاه شتافتند و محاکمه تو و ایشان در پیشگاه الهی نزدیک است تا حق آشکار گردد».

دفاع از امام سجاد علیه السلام

بعد از واقعه کربلا، وقتی امام سجاد علیه السلام را در برابر ابن زیاد آوردند گفت: تو کیستی؟ حضرت فرمود: من علی فرزند حسینم. ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ حضرت فرمود: علی، برادرم بود و مردم او را کشتند. عبیدالله گفت: بلکه خدا او را کشت. حضرت فرمود: خداوند جان ها را به هنگام مرگشان می گیرد، ابن زیاد خشمگین شد و گفت شگفتا! هنوز آن جرأت و توانایی در تو باقی مانده که پاسخ مرا بدهی و گفته مرا زیر پا اندازی، او را ببرید و گردن بزنید. در این هنگام زینب علیهاسلام بی تاب شد و خود را به دامان امام انداخت و فرمود: ای پسر زیاد! هر چه از خون ریختی تو را بس است. به خدا سوگند از او جدا نخواهم شد. اگر قصد کشتن او را داری مرا نیز با او بکش. ابن زیاد لحظه ای به زینب علیهاسلام و علی بن حسین علیه السلام نگریست و گفت: خویشی چه شگفت انگیز است.

در مجلس یزید

زینب علیهاسلام بعد از ورود به شام، با سخنان علی گونه اش یزید را رسوا ساخت. او در مجلس یزید خطاب به او فرمود: «افسوس که ناچار به گفتگو با تو هستم؛ و گرنه حقیرتر از آنی که با تو سخن گویم.... به خدا قسم که جز از خدا ترسی ندارم و جز به او نزد کسی شکایت نمی برم. هر مکر و خدعه ای داری به کار گیر، ولی بدان به خدا سوگند نمی توانی یاد ما را محو کنی و ذکر اهل بیت را از بین ببری».

ایشان سپس خطبه اش را آغاز کرد و فرمود: «آیا گمان کردی که چون عرصه را بر ما تنگ نمودی و ما را مانند اسیران به این طرف و آن طرف بردی، ما را نزد خدا خوار نمودی. ای یزید! به خدا قسم تو جز پوست خود را نشکافتی و جز گوشت بدن خود را قطع ننمودی.» یزید بعد از شنیدن این سخنان آتشین، از وحشت و تأثر آن چنان لرزید که دستور داد اهل بیت را با کمال احترام به مدینه برگردانند.

کاروان سیاهپوش

وقتی اهل بیت امام حسین علیه السلام خواستند به مدینه بازگردند، به دستور یزید شترها را با پارچه های پرزرق و برق آراستند تا با احترام بیشتری به سوی مدینه حرکت کنند. زینب علیهاسلام که از هوشیاری، قاطعیت و تدبیر بالایی برخوردار بود، دریافت که آنها می خواهند خون شهیدان را با اینگونه ظاهر سازی ها لوث نمایند. از این رو از فرصت استفاده کرد و بی درنگ فرمود: «محمل ها را سیاه پوش کنید تا مردم بدانند در مصیبت و عزاداری فرزندان فاطمه زهرا علیهاسلام به سر می‌بریم.»

وفات حضرت زینب علیهاسلام

در تاریخ و روز و سال وفات حضرت زینب علیهاالسلام دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. نظر معروف این است که آن حضرت پس از شهادت امام حسین علیه السلام بیش از یک سال و نیم زندگی نکرد و در نیمه رجب سال 62 هجری قمری، در 56 سالگی از دنیا رفت. نویسنده بحرالمصائب نوشته است: حضرت زینب علیهاسلام بعد از واقعه کربلا و رنج شام و محنت ایام، چندان گریست که قدش خمیده شده و گیسوانش سفید گردید و زندگی ای سراسر حزن و اندوه داشت تا به سرای دیگر رخت بربست.

توسل به حضرت زینب علیهاسلام

توسل به حضرت زینب علیهاالسلام و واسطه قرار دادن ایشان برای دریافت توفیقات الهی، از مسائلی است که در کلام معصومان بدان سفارش شده است. امام زمان(عج) فرمود: «در گرفتاری واسطه ای آبرومند چون عمه ام زینب علیهاسلام به درگاه خدا معرفی کنید تا خدای متعال گرفتاری تان را برطرف سازد.» همچنین ایشان در جای دیگر فرموده است: «به شیعیان و دوستان من بگویید خدا را به حق عمه ام حضرت زینب علیهاسلام قسم دهند که ظهور مرا نزدیک گرداند.»

زیباترین شکیب

تابش آفتاب شکوهمند زینب علیهاسلام بعد از ورود به مدینه طیبه بیش از یک سال و اندی دوام نیاورد و همین مقدار زندگانی هم بدون حسین علیه السلام برای زینب علیهاسلام بسیار سخت بود. اگر مقام والای صبر و تسلیم حضرت زینب علیهاسلام در برابر مقدرت الهی نبود، کافی بود که زینب علیهاسلام بعد از حسین علیه السلام با تجدید هر خاطره‌ای از خاطره‌های کربلا و عاشورا جان بسپارد و با زندگی وداع کند؛ اما زینب علیهاسلام بنده شایسته خدا بود و بندگی خدا را در میدان های مختلف نشان داد و فرمان «فاصبِرْ صبرا جمیلاً» را لبیک گفت و بسان برادرش حسین نقش زیباترین شکیب را بر صحنه تاریخ بشریت ترسیم کرد. بدین سان، روحی بلند پس از حیاتی شکوهمند به جوار رحمت بیکران حق بار یافت و به دودمان پاکش پیوست و درس بندگی، عفت، ایثار، تعهد و صبر در راه خدا را به همگان آموخت.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1396
نظرات


از سال 1368 که حضرت آیت الله خامنه ای پس از امام خمینی(ره) به رهبری انقلاب اسلامی برگزیده شدند، نزدیک 28 سال می گذرد. ایشان از سال 69 به بعد در ابتدای سال بر یک مساله و موضوع به عنوان مساله مورد تاکید نظام اشاره می کردند تا اینکه به طور رسمی از سال 1378 بنا را بر نامگذاری سال ها گذاشته و در سخنرانی نوروزی شان نام سال را انتخاب و معرفی می کردند.

به گزارش «تابناک»، نخستین بار که حضرت آیت ‌الله خامنه‌ای به طور رسمی نامی را برای یک سال برگزیدند، به پیام نوروزی ایشان در سال ۱۳۷۸ باز می‌گردد. از آن پس این مسئله به صورت یک سنت، همه ساله تکرار شد. نامگذاری سال‌های مختلف که از اول فروردین ۷۸ آغاز شد. رویکردی که تاکنون ادامه یافته و هر ساله نام مشخصی به عنوان شعار سال از سوی ایشان مطرح و دنبال می شود.

براساس قانون اساسی کشور ترسیم و ابلاغ سیاست های کلی نظام و جهت گیری کشور بر عهده رهبری نظام است. این وظیفه از طرق مختلف به اجرا در می آید. سخنر انی ها، ابلاغ ها، نامه ها، دستور و در پاره ای موارد حکم حکومتی. اما یکی از روش ها و شیوه های ترسیم جهت گیری کلی نظام و مسئولان که حضرت آیت الله خامنه ای آن را مطرح و دنبال کرده اند، همین انتخاب شعار و نامگذاری سال های مختلف بوده است.

چرا رهبرانقلاب نام هر سال را انتخاب و معرفی می‌کنند؟

آنچه در ادامه می خوانید، نام سال ها و دلایل نامگذاری آن از سال 1378 تا کنون است. همچنین رویکردهایی که رهبر انقلاب از سال 1369 تا سال 1377 روی آن تاکید داشته اند نیز در این گزارش آمده است. باید دید ایشان برای سال 1397 همچنان بر رویکرد اقتصادی تاکید و توصیه خواهند کرد یا رویه دیگری را مورد اشاره قرار خواهند داد.

1369   تاکید بر «تحول درونی و اصلاح امور»

1370   تاکید بر «صبح روشنی»

1371   تاکید بر «تحکیم معنویت»

1372   تاکید بر «عدالت اجتماعی»

1373   تاکید بر «صرفه‌جویی»

1374   تاکید بر «وجدان کاری، انضباط اجتماعی، انضباط اقتصادی»

1375   تاکید بر «ضرورت پرهیز از اسراف و حفظ ثروت و منابع عمومی کشور»

1376   تاکید بر «توجه به معنویات و فضایل اخلاقی»

1377   تاکید بر «صرفه جویی و پرهیز از اسراف،قناعت و پایداری بر مواضع اسلامی و انقلابی»

1378   عنوان این سال «امام خمینی (ره)» نامگذاری شد، به دلیل مصادف بودن صدمین سال تولد امام خمینی (ره) عنوان سال به نام ایشان برگزیده شد.

1379   عنوان سال «امام علی(ع) » نامیده شد، چون دو عید غدیر طی سال شمسی وجود داشت، نام امام علی(ع) برای سال انتخاب شد.

1380   «اقتدارملی و اشتغال‌آفرینی» عنوان این سال بود، با همزمانی تحولات منطقه ای و گسترش نا امنی پیرامون کشور عنوان اقتدار ملی و اشتغال آفرینی برگزیده شد. در این سال در حوزه سیاست خارجی کشور عنوان «گفت گوی تمدن ها» از سوی رئیس جمهور وقت مطرح شده بود.

1381   سال «عزت و افتخار حسینی» شد، چراکه همانند سال 79 ایام عزاداری محرم دوبار در سال شمسی قرار گرفته بود و فروردین آن سال رنگ و بوی حسینی در کشور موج می زد.

1382   سال «خدمت‌گزاری» نام گذاری شد. در عین حال باید اشاره کرد که حمله نظامی آمریکا به عراق در ابتدای این سال از جمله مهمترین تحوالات منطقه بود.

1383   به عنوان سال «پاسخگویی» انتخاب شد. این سال آخرین سال دولت اصلاحات بود و بسیاری از دستگاه ها و نهادها اطلاعات و گزارش فعالیت های خود را به مردم ارائه کردند.

1384   سال «همبستگی ملی و مشارکت عمومی» نام نهاده شد. این سال مصادف بود با تهدیدات ایالات متحده و کشمکش اروپا و جمهوری اسلامی بر سر فعالیت های هسته‌ای. این امر موجب شد تا رهبر انقلاب مطبوعات، احزاب و سیاست‌مداران داخلی را به نوعی همبستگی و دوری از مناقشات داخلی دعوت کند و با توجه به انتخابات ریاست جمهوری این سال را سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی نام نهادند.

1385  ، این سال به نام «پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)» معرفی شد؛ چراکه در سال گذشته موجی از تحرکات و توهین ها به مقدسات اسلامی شکل گرفت که در راس آنها توهین نشریات دانمارکی به پیامبر اسلام(ص) بود و همچنین دوبار در سال شمسی رحلت حضرت محمد (ص) قرار گرفت.

1386   سال «اتحاد ملی، انسجام اسلامی» بود. حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی‌شان فرمودند: «با نگاه به حوادث و مسائل جهانی بروشنی درمی‌یابیم که دشمنان ملت ایران درصدد آنند که دشمنی خود را از دو راه با ملت ایران به تحقق برسانند یکی، ایجاد تفرقه در میان صفوف ملت؛ از بین بردن یکپارچگی ملت ایران؛ و دومی، ایجاد مشکلات اقتصادی و تلاش برای توقف ملت ایران در زمینه‌های گوناگون سازندگی کشور و رفاه عمومی خود».با توجه به این دو اولویت برای این سال نام اتحاد ملی، انسجام اسلامی برگزیده شد.

1387   عنوان «نوآوری و شکوفایی » نامی بود که برای این سال انتخاب شد؛ چراکه لزوم حرکت به سمت نوآوری و تبدیل علم به حرکت و اقدام در حوزه های اقتصادی و صنعتی باتوجه به سرانه بالای تولید علم در کشور به این نام نامگذاری شد.

1388   سال «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» بود. این سال اگرچه هم زمان بود با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شد. اما رهبر انقلاب شعار سال را حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف انتخاب کردند. حوادث بعد از انتخابات سال 88 از تحولات مهم و تاثیر گذار این سال بود که شاید شعار سال و تحقق آن را به حاشیه برد .

1389   با عنوان «همت مضاعف، کار مضاعف» نامگذاری شد. رهبر انقلاب در پیام نوروزی اشاره ای به حوادث سال گذشته 88 داشتند و فرمودند: «برای اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیت های کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم» و بر همین اساس نام سال را همت مضاعف و کار مضاعف گذاشتند.

1390   از سوی رهبر انقلاب به عنوان سال «جهاد اقتصادی» نام گرفت. با شروع طرح هدفمندی یارانه ها و افزایش تحریم های بین المللی رهبر انقلاب ضرورت پرداختن به اقتصاد و مسائل پیرامون آن را از حد توصیه و تاکید بالاتر بردند و این سال را سال جهاد اقتصادی نامیدند و خواستار مجاهدت کلیه اقشار و نهادها در این زمینه شدند.

1391   را «تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى» نام نهادند؛ چون همراه با اوج گرفتن مشکلات اقتصادی و تحریم ها بود.به دلیل رکود اقتصادی و افزایش قیمت ارز تولیدات داخلی با مشکل دی مواجه شدند. مجموعه ای از این مسائل باعث نام گزاری سال جدید با عنوان تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى بود.

1392  ، این سال «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نام گرفت. طی این سال انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برگزار شد و از طرفی مسائل اقتصادی عمده توجه مسئولان و مردم را به خود جلب کرده بود شاید به همین دلایل هم عنوان حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی با رویکرد به انتخابات و اقتصادی و روحیه حماسی برای آن انتخاب شد.

1393   با عنوان «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام نهداه شد. حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی این سال فرمودند: « مسئولین هم برای اینکه بتوانند کار را به‌درستی پیش ببرند، احتیاج به پشتیبانی مردم دارند. آنها هم بایستی با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفیقات و تأییدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه وارد میدان عمل بشوند؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد و هم در زمینه‌ی فرهنگ. لذا من شعار امسال را و نام امسال را این قرار دادم: اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی »

1394   سال «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» بود. این سال همراه شد با پیگیری پرونده هسته و البته به نتیجه رسیدن آن. پس از 12 سال توافق هسته ای میان ایران و گروه 1+5 موسوم به «برجام» (برنامه جامع اقدام مشترک) به نتیجه رسید. همچنین انتخابات مجلس نیز در پایان سال باید برگزار می شد. با توجه به حضور دولت در عرصه های بین المللی و اقتصادی و لزوم حمایت و پشتیبانی مردم نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی برای آن برگزیده شد.

1395 به نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» معرفی شد. رویکرد قریب به 8 سال گذشته رهبر انقلاب در نامگذاری سال ها «اقتصادی» بود تا اینکه به مساله جهاد و مقاومت اقتصادی که برآیند آن «اقتصاد مقاومتی» شد، ختم شد. لزوم اقدام و عمل در ارتباط با مساله اقتصاد مقاومتی دلیل آن شد تا نام سال 95 بر این محور نامگذاری شود.

1396 «اقتصاد مقاومتی، تولید اشتغال» نام گرفت. در ادامه تاکید بر موضوع «اقتصاد مقاومتی» سال 96 هم مشابه سال 95 اقتصاد مقاومتی نام نهاده شد، اگرچه محور دوم شعار بر مساله  تولید و اشتغال تاکید دارد؛ چراکه مهمترین مشکلات اقتصادی کشور طی سال های اخیر موضوع اشتغال و تولید بوده است، به همین دلیل بر مساله تولید و اشتغال با محوریت اقتصاد مقاومتی تاکید شد.

سال 1397 ؟؟؟


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1396
نظرات


اعمال عمومی ماه مبارک رجب (اعمالی که در تمامی روز های ماه رجب انجام می شود)

 دعایی که موجب آمرزش گناهان می گردد

 از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: هر که در هر شب و هر روز ماه رجب و شعبان و رمضان سه مرتبه هر یک از حمد و آیة الکرسی و قل یأیها الکافرون و قل هو الله أحد و قل أعوذ به رب الفلق و قل أعوذ به رب الناس بخواند و سه مرتبه بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَرُوَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ و سه مرتبه بگویداللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و سه مرتبه بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ و چهار صد مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ خداوند تعالی گناهانش را بیامرزد اگر چه به عدد قطره های باران و برگ درختان و کف دریاها باشد.

ثواب تهلیل در ماه رجب

 روایت شده است کسی که در ماه رجب هزار مرتبه بگوید: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ خداوند عز و جل برای او صد هزار حسنه بنویسد و برای او صد شهر در بهشت بنا فرماید.

ثواب روزه ماه رجب

هر که در ماه رجب یک روز روزه بدارد و چهار رکعت نماز گزارد بگذارد، در رکعت اول صد مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم دویست مرتبه قل هو الله أحد نمیرد تا جای خود را در بهشت ببیند یا دیده شود برای او.

فضیلت نماز در ماه رجب

 در روایت است: هر که در یک شب از شب های رجب ده رکعت نماز بجا آورد و بخواند در هر رکعتی حمد و قل یأیها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بیامرزد حق تعالی هر گناهی که کرده است.

فضیلتی عجیب برای دو رکعت نماز در ماه رجب

 از حضرت رسول صلی الله علیه و آله روایت شده است: کسی که در یک شب از ماه رجب بخواند صد مرتبه قل هو الله أحد را در دو رکعت نماز، پس گویا صد سال روزه گرفته در راه خدا و حق تعالی در بهشت صد قصر به او مرحمت فرماید هر قصری در جوار پیغمبری از پیغمبران علیهم السلام.

راه استجابت دعا

 در تمام ماه رجب شصت رکعت نماز کند به این طریق که در هر شب آن دو رکعت بجا آورد بخواند در هر رکعت حمد یک مرتبه و قل یأیها الکافرون سه مرتبه و قل هو الله أحد یک مرتبه و چون سلام دهد دست ها را بلند کند و بگوید: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیک لَهُ؛ لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ یحْیی وَ یمِیتُ وَ هُوَ حَی لاَ یمُوتُ بِیدِهِ الْخَیرُوَ هُوَ عَلَی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ وَ إِلَیهِ الْمَصِیرُوَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبِی الْأُمِّی وَ آلِهِ؛ و بکشد دست ها را به صورت خود از حضرت رسول صلی الله علیه و آله در روایت است که کسی که این عمل را بجا آورد حق تعالی دعای او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره به او عطا فرماید تا خداوند رحمان او را بیامرزد.

فضیلت استغفار در ماه رجب

 روایت است کسی که در رجب در وقت صبح هفتاد مرتبه و در وقت پسین نیز هفتاد مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ و چون تمام کرد دست ها را بلند کند و بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ تُبْ عَلَی پس اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضی باشد و آتش او را مس نکند به برکت ماه رجب.

از حضرت رسول صلی الله علیه و آله روایت شده که هر که در ماه رجب صد مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَحْدَهُ لاَ شَرِیک لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیهِ و ختم کند آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالی برای او به رحمت و مغفرت و کسی که چهار صد مرتبه بگوید بنویسد برای او اجر صد شهید.

توصیه به خواندن سوره توحید در ماه رجب

 سید در اقبال فضیلت بسیار از حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل کرده برای خواندن قل هو الله أحد ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در ماه.

فضیلت لا اله الا الله

نیز از آن حضرت مروی است که: کسی که بگوید در ماه رجب هزار مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بنویسد خداوند عز و جل برای او صد هزار حسنه و بنا فرماید برای او صد شهر در بهشت.

اعمال اختصاصی ماه مبارک رجب

اعمال شب اول

 1. دعای دیدن هلال ماه  2. غسل  3. زیارت امام حسین علیه السلام

4. بعد از نماز مغرب بیست رکعت نماز کند به حمد و توحید و بعد از هر دو رکعت سلام دهد تا محفوظ بماند خود و اهل و مال و اولادش و از عذاب قبر در پناه باشد و از صراط بی حساب مانند برق بگذرد.

5. بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز کند بخواند: در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه و در رکعت دوم حمد و أ لم نشرح و توحید و معوذتین را و چون سلام نماز داد سی مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بگوید و سی مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالی گناهان او را بیامرزد مانند روزی که از مادر متولدشده.

6. بخواند سی رکعت نماز، در هر رکعت حمد و قل یأیها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه.

روز اول رجب

 روز شریفی است و در آن چند عمل وارد شده است : 1. روزه گرفتن 2. غسل کند 3. زیارت امام حسین علیه السلام 4. نماز سلمان.

شب سیزدهم

مستحب است در هر یک از ماه رجب و شعبان و رمضان آنکه در شب سیزدهم دو رکعت نماز بگزارند در هر رکعت حمد یک مرتبه و یس و تبارک الملک و توحید بخوانند و در شب چهاردهم چهار رکعت به دو سلام به همین کیفیت و در شب پانزدهم شش رکعت به سه سلام به همین کیفیت از حضرت صادق علیه السلام مروی است که هر که چنین کند جمیع فضیلت این سه ماه را دریابد و جمیع گناهانش غیر از شرک آمرزیده شود.

روز سیزدهم

اول أیام البیض است و ثواب بسیاری برای روزه این روز و دو روز بعد واردشده و اگر کسی خواهد عملم داود بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

شب نیمه ماه رجب

 شب شریفی است و در آن چند عمل است: اول غسل دوم احیاء آن به عبادت سوم زیارت امام حسین علیه السلام چهارم شش رکعت نماز که در شب سیزدهم ذکر شد پنجم سی رکعت نماز در هر رکعت حمد و ده مرتبه توحید.

روز نیمه رجب

 روز مبارکی است و اعمال آن عبارت است از: 1. غسل؛ زیارت حضرت امام حسین علیه السلام 3. اعمال ام داود.

شب بیست و هفتم

 شب مبعث و از لیالی متبرکه است و در آن چند عمل است اول: بعد از نماز عشا که به رختخواب رفتی پس بیدار می شوی هر ساعتی که خواستی از شب تا پیش از نیمه آن و بجا می آوری دوازده رکعت نماز می خوانی در هر رکعتی حمد و سوره ای از سوره های کوچک مفصل و مفصل از سوره محمد است تا آخر قرآن پس چون سلام دادی در هر دو رکعتی و فارغ شدی از نمازها می نشینی بعد از سلام و می خوانی حمد را هفت مرتبه و معوذتین را هفت مرتبه و قل هو الله أحد و قل یأیها الکافرون هر کدام را هفت مرتبه و إنا أنزلناه و آیة الکرسی هر کدام را هفت مرتبه و بخوان در عقب همه این دعا را: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَرِیک فِی الْمُلْک وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبِیرا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِمَعَاقِدِ عِزِّک عَلَی أَرْکانِ عَرْشِک وَ مُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ کتَابِک وَ بِاسْمِک الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِکرِک الْأَعْلَی الْأَعْلَی الْأَعْلَی وَ بِکلِمَاتِک التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ پس بخوان هر دعایی که خواستی و مستحب است غسل در این شب و گذشت در شب نیمه نمازی که در این شب نیز خوانده می شود دوم زیارت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

روز بیست و هفتم

  اول: غسل،

دوم: روزه و آن یکی از چهار روزی است که در تمام سال امتیاز دارد برای روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال سوم بسیار صلوات فرستادن چهارم زیارت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

سوم: دوازده رکعت نماز که خوانده شود در هر رکعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شود هر یک از حمد و توحید و معوذتین چهار مرتبه و لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ چهار مرتبه اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لا أُشْرِک بِهِ شَیئا چهار مرتبه لا أُشْرِک بِرَبِّی أَحَدا چهار مرتبه.

 روز آخر ماه:

  غسل در آن واردشده و روزه اش سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده است و نماز سلمان به نحوی است که در روز اول(گذشت) .


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1396
نظرات

استاد جعفریان و من 
در ترکیبی از نکات علمی  و مفاهیم دینی  شیرینی دیگری را در بستر تجربه محک زدیم
یک کلاس با دو ماده درسی 
علوم تجربی و تفکر و سبک زندگی 
با دو معلم
دانش آموزانم را برداشتم و به کلاس استاد جعفریان رفتم 
به بچه ها آموختم رسم دیرین ما ایرانیان است که در ایام عید به دیدن بزرگترها برویم این همان شیوه ای است که مورد تاکید معارف دینی است به نظرم بهترین سبک زندگی است با اثری ماندگار و با هزینه ای به نام محبت و مودت
خلاصه امروز خیلی از این استاد خوش تیپ و مومن آموختیم 
مناعت طبعی به وسعت بیکران علم تجربی در اندیشه ای دینی 
چقدر زیبا بود واقعا " 
امروز را فراموش نخواهم کردم 

نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 18 اسفند 1396
نظرات

به گزارش رجانیوز به نقل پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، مقامات معنوی و عظمت روحی حضرت فاطمه‌زهرا(س) را خارج از فهم بشری دانستند و گفتند: مقام والای دختر پیامبر اعظم را باید از پروردگار و اولیاء الهی شنید و آموخت، همچنانکه پیغمبر اکرم(ص) در وصف آن بانو، تعبیر بلند برترین زنان اهل بهشت را بیان فرموده است و شیعه و سنّی بر صحت این روایت، اتفاق‌نظر دارند.

ایشان با اشاره به نامگذاری روز ولادت حضرت فاطمه‌زهرا(س) به‌عنوان «روز زن»، زن را در منطق اسلامی برخوردار از یک چهارچوب کامل خواندند و افزودند: «زنِ اسلامی» موجودی است دارای ایمان، عفاف، رشد علمی و معنوی، اثرگذار در اجتماع، مدیر خانواده و مایه آرامش مرد و  در کنار آن برخوردار از خصوصیات زنانگی مثل لطافت و آمادگی برای دریافت انوار الهی.

رهبر انقلاب اسلامی، الگوی زن اسلامی را زنان بزرگی همچون حضرت فاطمه‌زهرا و حضرت خدیجه کبری دانستند و گفتند: در مقابل الگوی اسلامی، الگوی انحرافی زن غربی وجود دارد که به‌جای همه خصوصیات برجسته و ممتاز زن اسلامی، شاخصه‌هایی همچون برهنگی و جلب نظر و التذاذ مردان را در خود دارد.

ایشان، ملزم بودن مردان به پوشیدن لباس کامل و تشویق زنان به برهنگی هر چه بیشتر در مجالس رسمی غرب را نمونه‌ای از سوق دادن زن غربی به ولنگاری و بی‌بندوباری برشمردند و افزودند: امروز زن غربی مظهر مصرف، آرایش، جلوه‌گری مقابل مردان و وسیله هیجان جنسی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طرح مسائلی همچون «عدالت جنسیتی» در سخنان غربی‌ها را ظاهری و مسئله‌ای خالی از واقعیت دانستند و با اشاره به اذعان تعداد زیادی از زنان صاحب‌مقام غربی در ماههای اخیر به قرار گرفتن در معرض سوء استفاده و خشونت در جریان مسائل اداری، گفتند: اسلام به‌وسیله حجاب در را بر روی این نقطه انحراف بسته است، بنابراین حجاب اسلامی وسیله مصونیت زن است نه محدودیت او.

ایشان با تأکید بر اینکه پرچم استقلال هویتی و فرهنگی زنان در دست زنان ایرانی است، افزودند: بانوان ایرانی با حفظ حجاب، استقلال هویتی و فرهنگیِ خود را به دنیا صادر و این سخن جدید را اعلام می‌کنند که زن می‌تواند با حفظ حجاب و عفاف و جلوگیری از سوء استفاده مردان بیگانه و زیاده‌طلب، در میادین اجتماعی حضور فعال و مؤثر داشته باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که کانون خانواده را تحقیر و اینگونه وانمود می‌کنند که "عدالت جنسیتی یعنی در هر عرصه‌ای که مردان حضور دارند، زنان نیز حضور داشته باشند"، این کار را خیانت به زنان و حرمت و شخصیت آنان دانستند و گفتند: زن، محترم است و هیچ‌کس مخالف حضور او در میادین اجتماعی و تحصیل علم و کسب مسئولیت نیست.

ایشان افزودند: این هنر انقلاب اسلامی است که امروز زنان ایرانی جزو بهترین دانشمندان و شخصیت‌های فرهنگی هستند، زیرا قبل از انقلاب اینگونه نبود و تعداد زنان برتر در بخشهای علمی و فرهنگی بسیار محدود بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، زن را مدیر و محور خانواده و نقش مادری، همسری و ایجاد آرامش در خانواده را مهمترین شغل و مسئولیت او دانستند و به زنان ایرانی توصیه کردند: مفاهیم اسلامی و چهارچوبهای قرآنی درباره زن را حفظ و تقویت کنید و آن را از آفاتی همچون اسراف، رقابت‌های منفی و الگو گرفتن از زن منحرف غربی دور بدارید.

ایشان در ادامه، چهل سال توطئه مستمر و بی‌نظیر دشمنان علیه ملت ایران و در عین حال بالندگی و پیشرفت روزافزون شجره طیبه انقلاب را مایه افتخار و نشانه لطف الهی خواندند و گفتند: دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای سه ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفند ماه تمام کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در دی ماه و بهمن ماه دیدید که مردم چگونه جواب آنها را دادند و ملت ایران همواره آماده است که هر متجاوز و متَعرّضی را به جای خود بنشاند.  ایشان سپس با تأکید بر اینکه همه از جمله دشمنان ایران از استحکام کشور و متکی بودن آن به مردم و جوانان و راه امام بزرگوار اطلاع دارند، به تبیین ابعاد و اهداف طراحی دشمنان در حمله به نقطه هویت مستقل و فرهنگی زن مسلمان یعنی مسئله «حجاب» پرداختند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات پرحجم دشمنان و هزینه‌های سرسام‌آور آنان برای اثرگذاری منفی بر مسئله حجاب، گفتند: آن‌همه هزینه، فکر و تبلیغات کردند که در نتیجه آن چند دختر فریب بخورند و در گوشه‌وکنار روسری از سر بردارند و همه تلاش‌هایشان در این نتیجه کوچک و حقیر خلاصه شد که این، مسئله‌ای نیست اما آنچه بنده را حساس می‌کند، طرح مسئله «حجاب اجباری» از دهان برخی خواص است.

ایشان افزودند: این عده که در میان آنها روزنامه‌نگار، روشنفکرنما و آخوند معمّم هم وجود دارد، همان خطی را دنبال می‌کنند که دشمن نتوانسته با آن‌همه هزینه در کشور به نتیجه برساند که ان‌شاءالله این کارشان نادانسته باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با رد ادعای این افراد مبنی بر اینکه دستور امام راحل درباره حجاب زنان مربوط به همه‌ی زنان نبوده است، گفتند: این حرف غلط است زیرا ما آن زمان بودیم و خبر داریم که امام بزرگوار در مقابل این منکرِ واضح که به‌دست پهلوی‌ها و دنباله‌های آنها در کشور ایجاد شده بود، همچون همه منکرات مثل کوه، محکم ایستاد و گفت حجاب باید وجود داشته باشد.

ایشان افزودند: نظام اسلامی با فردی که در خانه خود و در مقابل نامحرم حجاب ندارد، کاری ندارد، اما کاری که در خیابان و در ملأ عام انجام می‌شود در واقع کار و تعلیم عمومی است و برای نظام برآمده از اسلام، تکلیف ایجاد می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: کار حرام، بزرگ و کوچک ندارد و آنچه حرام شرعی است، نباید به صورت آشکار انجام شود، زیرا شارع اسلامی بر حکومت تکلیف کرده مانع انجام حرام علنی شود.

ایشان با ردّ حرف برخی افراد مبنی بر اینکه باید اجازه داد مردم خودشان حجاب را انتخاب کنند، گفتند: این حرف را درباره همه گناهان اجتماعی می‌توان گفت؛ مثل آن که بگویند فروش مشروبات الکلی آزاد شود و هر کس خواست بخورد یا نخورد؛ آیا این حرف درست است؟


ادامه مطلب
نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1396
نظرات


چـادر :

یعنی : آنچه پشت در بر سر زهرا سوخت ؛ ولی از سر زهرا نیفتاد ...

چـادر :

یعنی :  آنچه با میخ به بدن زهرا دوخته شد ؛ ولی از سر فاطمه نیفتاد ...

چـادر :

یعنی : آنچه زهرا با یڪ دستش او را گرفت ؛ که ازسرش نیفتد و با یک دستش کمربند علی را گرفت که او را نبرند ... و اگر قرار بود فقط یک از این دو را می گرفت ؛  حتما چــــــادر بود ...

چـادر :

یعنی : آنچه ظهر عاشورا بر سر زینب سوخت ؛ ولی از سرش نیفتاد ...

چـادر :

یعنی : زینب راضی به تکه تکه شدن عباسش شد ؛ ولی راضی به دادن ننخی از آن نشد

چـادر :

یعنی : "حسین علیه السلام" در لحظات آخر درگودال که فرمود : (حرامزاده ها) تا من زنده ام سراغ حرمم نروید ...

چـادر :

یعنی : شبیه ترین حالتی که بانوی شیعه به مادرش "زهرای مرضیه سلام الله"


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 13 بهمن 1396
نظرات

دیدار با تک‌خوان سرود معروف «مادر برام قصه بگو» که رییس بیمارستان آباده است : 

 بیمارستان امام خمینی(ره)، این سرراست ترین آدرسی است که می توان در امتداد آن با یک «خاطره» دیدار کرد.

در آن سالهایی که کشورمان بی رحمانه مورد حمله هوایی و زمینی و دریایی عراق و حامیانش قرار گرفته بود هواپیماهای رژیم متخاصم عراق بارها بی رحمانه شهرهای ایران اسلامی را بمباران می کردند،یادمان نمی رود آژیر خطر را:"آژیری را که هم اکنون می شنوید اعلام وضعیت قرمز است،لطفا هرچه سریعتر به پناه گاههای خود مراجعه کنید" و بعد صدای آژیر ممتدی بود که هراسی نفس گیر را در میان دل ما کودکان و نوجوانان آن زمان می انداخت.

یادمان می آید بلافاصله بعد از اعلام وضعیت قرمز و نواختن آژِیر ترسناک، رادیو سرود بچه های آباده را پخش می کرد:"مادر برام قصه بگو،قصه بابا رو بگو..."

در اوج بی امکاناتی بروبچه های آباده ای کاری کرده بودند کارستان،سرودهای آنان ترس را از دل ما پاک می کرد و به ما روحیه ای دوباره می داد.

گروه سرود بچه های آباده دو تک خوان داشت،یکی محمد حسین توکل که البته حالا شده"دکتر محمد حسین توکل رییس بیمارستان آباده" و دیگری مهدی نظری که ظاهرا تهران است و مشغول به کار موسیقی.

محمد حسین توکل

سال تولد:۳۱ مردادماه ۱۳۵۳

محل تولد:آباده استان فارس

تحصیلات:اخذ مدرک پزشکی عمومی و تخصصی پاتولوژی

گروه سرود بچه های آباده

 گروه سرود بچه های آباده قبل از ما هم وجود داشت. مانند خیلی از شهرستانهای دیگر که امور تربیتی شان گروه سرود داشتتند که من هم در این گروه سرود پذیرفته شدم.

آقای توکلی مسئول گروه سرود یک سری سرودهایی ساخته بودند که نیاز به تک خوان داشت، وی از همه اعضای گروه سرود تست گرفت که در نهایت من و آقای نظری به عنوان تک خوان انتخاب شدیم.

بعد از آن در مسابقه گروه سرود شهرستانهای فارس شرکت کردیم و رتبه آوردیم. سپس به مسابقات کشوری رفتیم که در آن مسابقات اول شدیم بعد از آن تعدادی از سرودهایمان تلویزیونی شد و دیگر نام گروه سرود بچه های آباده بر سر زبانها افتاد.

از دلیران تنگستان تا یل شیردل

اولین سرودی که از ما ضبط شد دلیران تنگستان بود:"نمی دونم چرا دل بی قراره". بعد از آن سرود" آلاله" و بعدش هم سرود" یل شیر دل". البته به مناسبتهای مختلف برنامه های متعددی داشتیم مثلا نوحه:"باز این چه شورش است"و"بزن بر سینه و بر سر" یک نوحه برای رحلت حضرت امام خمینی(ره)، یک سرود برای شهدای مکه،یک سرود برای اولین سری ورود آزادگان به کشور و چند سرود هم درباره بسیج و جهاد خواندیم.

نوحه ها را بیشتر دوست دارم

اگر قرار باشد بین نوحه ها و سرودها یکی را برگزینم، نوحه ها راانتخاب خواهم کرداما در بین سرودها، قطعا سرودمادر:"مادر برام قصه بگو" برایم اهمیت بیشتری دارد.

تب و تاب تشکیل گروه سرود در کشور

همیشه در جوامع این گونه است که وقتی یک فرد یا گروه مسیری را طی می کنند که با موفقیت همراه می شود،بقیه هم علاقه مند می شوند آن مسیر را بروند که به نظر من خیلی هم خوب است.بعد از گروه سرود ما خیلی جاها به تب و تاب افتاده بودندو گروه سرود تشکیل می دادند.

همکاری خوب یزدیها

با یزدی ها همکاری خوبی داشتیم.آموزش و پرورش و بنیاد شهید این استان بسیار علاقه مند به همکاری بودند. نوحه:"بازاین چه شورش است" با همکاری آموزش و پرورش و بنیاد شهید یزد ضبط و آماده پخش شد. آنها یکی از مدارس خود را در اختیار ما قرار دادند تا نوحه:"باز این چه شورش است" ضبط و آماده شود.

دبیرستان و دغدغه کنکور

تا مقطع اول دبیرستان به سرود خواندن ادامه دادم. اما بعد از آن به علت سخت شدن درس های دوران دبیرستان بیشتر به درس چسبیدم.

در دوران راهنمایی که در گروه سرود بودم شاید نصف سال در سفر بودیم، اما به هر حال دروس راهنمایی آسان تر بود و می شد جبران کرد اما وقتی وارد مقطع دبیرستان شدم دغدغه کنکور هم به آن اضافه شد و به همین خاطر دیگر نتوانستم همراه گروه سرود بچه های آباده باشم.

دیدار با امام(ره)، یک روز فراموش نشدنی

وقتی خدمت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)رسیدیم برایمان خیلی جالب و هیجان انگیز بود.یک احساس خاصی به ما دست داد که نمی توان بیان کرد.

درمحضر امام(ره) که می خواستیم اجرا کنیم یک حس خاص، یک حس جدید در ما بوجود آمد که قابل قیاس با بقیه اجراها نبود. هنوز هم که به یاد آن دیدار می افتم حس و حالتی خاص به من دست می دهد.

چگونگی ضبط سرود مادر

سرود مادر چند ضبط تلویزیونی داشت. برداشت اولیه و اصلی که بیشترهم پخش شد، برداشتی بود که ما صدا را در استودیوی یزد ضبط کردیم و تصویر رادر استودیوی صدا و سیمای مرکزفارس،البته این سرود چند بار دیگر هم در تهران،اصفهان و یزدضبط شد.

یک خاطره جالب

هنگامی که در استودیوی صدا و سیمای فارس صدا پخش می شد و ما تصویر را می گرفتیم یادم می آید تمام عوامل از کارگردان،تصویربردار و ... احساساتی شده بودند و گریه می کردند حتی خود آقای توکلی که چندین بار سرود را شنیده بود، او هم گریه می کرد و کلا یک فضای خاصی حکمفرما شده بود.

تک خوان یل شیردل کجاست؟

آقای مهدی نظری دیگر تک خوان گروه سرودو تک خوان سرود یل شیردل، لیسانس موسیقی گرفته و سالهاست در تهران مشغول کار است.

نگاهها به جبهه و جنگ

آن زمان نگاه مردم جور دیگری بود،الان نگاهها خیلی فرق کرده،مثلا نگرشی که سابقا نسبت به جنگ و جبهه و شهادت بود شاید نگاه متفاوت ترو عمیق تری بود. الان به نظرم نگاهها به این قضیه سطحی شده و فقط به یک یادآوری از شهدا و جنگ بسنده می شود. به بیانی دیگر فقط دوست داریم اسم آن زمانها رابیاوریم، دوست نداریم مانند آن دوران زندگی کنیم.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 9 بهمن 1396
نظرات


توجه فرمایید به برنامه بالا

نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : یکشنبه 8 بهمن 1396
نظرات


نسب حلیمه به قبائل هوازن می‌رسد، چنانچه شوهرش حارث بن عبدالعزی (که پدر رضاعی رسول خدا صلی الله علیه و آله است) از همان قبیله است و نسبش به «هوازن» می‌رسد.

و فرزندان حلیمه نیز از شوهرش حارث بن عبدالله سه فرزند بود یک پسر به نام «عبدالله» که در هنگام شیرخوارگى همین عبدالله بود كه حلیمه به مكه آمد و رسول خدا صلی الله علیه و آله را بدو سپردند و او از شیر فرزندش عبدالله، آن حضرت را شیر داد. و دو دختر به نام‌های «انیسه» و «حذافة» که این حذافة نام دیگری هم داشت و آن «شیماء» بود و به همان نام دوم معروف شد، و همین «شیماء» بود که در جنگ حنین، یا پس از آن، هنگام محاصره طائف بدست مسلمانان اسیر شد و چون خود را معرفی کرد، او را به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند و آن حضرت او را آزاد کرده و مورد اکرام خویش قرار داد به شرحی که در جای خود مذکور است.

و این حلیمه عموزاده رسول خدا (یعنی ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب) را نیز شیر داده بود، و او نیز برادر رضاعی آن حضرت بود. و چنانچه از مقریزی در کتاب «امتاع الاسماع» نقل شده که حمزة بن عبدالمطلب نیز در همین قبیله «بنی سعد» شیرخورده و بزرگ شده، و زنی که حمزه را شیر داده بود روزی به نزد حلیمه رفت و رسول خدا را نزد وی دید و به آن حضرت شیر داد، و از این رو حمزه از دو سوی برادر رضاعی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، یکی از سوی «ثویبه» و دیگری از سوی زن شیرده قبیله سعدیه.

چرا نوزادان را به قبایل بادیه نشین می دادند :

بزرگان قریش و اشراف مكه معمولا بچه هاى نوزاد خود را براى شیردادن و بزرگ كردن به زنان قبایل بادیه نشین مى سپردند، و براى این عمل آن ها علل و جهاتى ذكر كرده اند و از آن جمله این بود كه:

1- هواى آزاد و محیط بى سر و صداى صحرا موجب محكم شدن استخوان و رشد و تربیت سالم جسم و جان بچه مى شد، و افرادى كه در آن هواى آزاد تربیت مى شدند روح شان نیز همانند هواى آزاد بیابان پرورش مى یافت.

2- زنانى كه بچه هاى خود را به صحرا برده و به زنان بادیه نشین مى سپردند فرصت بیشتر و بهترى براى خانه دارى و جلب رضایت شوهر پیدا مى كردند و این مسئله در زندگى داخلى و محیط خانه آنان بسیار مؤثر بود.

3- اعراب صحرا عموما زبان شان فصیح تر از شهرنشینان بود و این یا به خاطر آن بود كه زبان مردم شهر در اثر رفت و آمد كاروانیان مختلف و اختلاط و آمیزش با افراد گوناگون اصالت خود را از دست مى داد و لهجه صحرانشینان كه آمیزشى با كسى نداشتند به اصالت و فصاحت خود باقى بود، یا هواى آزاد بیابان در این جریان مؤثر بود و شاید جهات دیگرى نیز بوده كه در این فصاحت لهجه تأثیر داشته است.

اتفاقا قبیله بنى سعد در میان قبایل اطراف شهر مكه از قبایلى بوده كه به فصاحت لهجه مشهور و معروف بودند، و در حدیثى آمده كه وقتى شخصى بدان حضرت عرض كرد: من كسى را از شما فصیحتر ندیده ام؟ حضرت در جواب او فرمود: چرا من این گونه نباشم با این كه ریشه ام از قریش و در میان قبیله بنى سعد نشو و نما كرده ام!

و شاید به همین جهت بود كه بیشتر بزرگان مكه مقید بودند بچه هاى خود را به زنان بنى سعد بسپرند و به میان قبیله مزبور بفرستند. زنان و مردان بنى سعد نیز بیش از سایر قبایل براى گرفتن بچه هاى قریش و تربیت آن ها در میان خود به مكه مى آمدند و شاید در هر سال چند بار به طور دسته جمعى به همین منظور به مكه مى آمدند و داستان سپردن رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز به حلیمه سعدیه در یكى از همین سفرهاى دسته جمعى كه قبیله بنى سعد به مكه آمدند صورت گرفت.


چگونه حلیمه دایه محمد صلی الله علیه و له و سلّم شد :

ابن هشام مورخ مشهور در سیره خود از زبان خود حلیمه چنین نقل مى كند كه گفت: سالى كه ما به قحطى و خشكسالى دچار شده بودیم به همراه شوهر و كودك شیرخوار خود با زنان بنى سعد به شهر مكه رفتیم تا هر كدام كودكى از قریش گرفته و براى شیردادن و بزرگ كردن به میان قبیله آوریم. مركب ما الاغ خاكسترى رنگى بود و شتر پیرى نیز همراه داشتیم كه به خدا قسم قطره اى شیر نداشت.

شبى را كه در راه مكه بودیم از بس كودك گرسنه ما گریه كرد خواب نرفتیم، نه در سینه من شیرى بود كه او را سیر كند و نه در پستان هاى شتر. تنها امید به آینده بود كه ما را به سوى مكه پیش مى برد، الاغ ما به قدرى لاغر و وامانده بود كه كندى راه رفتن آن حیوان، قافله بنى سعد را خسته كرد.

به هر ترتیبى بود خود را به شهر مكه رساندیم و به دنبال بچه هاى شیرخوار قریش رفتیم، زنان بنى سعد در كوچه هاى مكه به راه افتادند و مردان قریش نیز از آمدن ما با خبر گشتند و هر كس نوزادى داشت به نزد ما مى آمد و براى سپردن بچه خود با ما به گفتگو مى پرداخت، با هر یك از زنان بنى سعد درباره شیردادن و پرستارى رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتگو مى كردند همین كه مى فهمید آن كودك یتیم است از نگهدارى و پذیرفتن او خوددارى مى كرد و مى گفت: كودكى كه پدرش مرده و تحت كفالت مادر و جد خود زندگى مى كند چه امید سود و بهره اى از او مى توان داشت؟ و آیا این مادر و جد درباره او چه مى خواهند بكنند؟

هر یك از زنان بنى سعد كودكى پیدا كرده و آماده بازگشت به صحرا شدند و تنها من بودم كه دسترسى به كسى پیدا نكردم و از پذیرفتن كودك آمنه هم روى همان جهت كه یتیم بود خوددارى مى كردم.

اما وقتى دیدم زنان بنى سعد مى خواهند حركت كنند به شوهرم گفتم: خوش ندارم كه در میان تمام این زنان تنها من بدون آن كه بچه اى را پذیرفته باشم ـ دست خالى ـ به میان قبیله بازگردم، و به خدا هم اكنون مى روم و همان بچه یتیم را گرفته با خود مى آورم. شوهرم نیز وقتى سخن مرا شنید این پیشنهاد را پذیرفته و موافقت كرد و به دنبال آن اظهار داشت: امید است خداوند در این فرزند بركتى براى ما قرار دهد.

حلیمه گوید: سپس به نزد عبدالمطلب رفته و آن حضرت را گرفتم و با خود آوردم، و تنها چیزى كه مرا به پذیرفتن وى واداشت همان بود كه جز او كودكى نیافتم و چون براى نخستین بار آن طفل را در دامان خود گذارده تا شیرش دهم مشاهده كردم كه هر دو پستانم از شیر پر شد، به حدى كه او خورده و سیر گردید و سپس فرزند خود ـ عبدالله ـ را نیز شیر دادم و او نیز سیر شد و هر دو به خواب رفتند.

شوهرم نیز برخاست به نزد شتر رفت و مشاهده كرد پستان هاى شتر نیز برخلاف انتظار از شیر پر شده است و مقدارى كه مورد احتیاج بود دوشید و هر دو خورده سیر شدیم و آن شب را با كمال راحتى و آسودگى به سر بردیم.

صبح كه شد شوهرم گفت: اى حلیمه به خدا سوگند كودك بابركتى نصیب تو گردیده! گفتم: آرى من نیز چنین خیال مى كنم.

زنان بنى سعد با همراهان خود به قصد بازگشت حركت كردند و ما نیز با آن ها به راه افتادیم، و با كمال تعجب مشاهده كردیم همان الاغى كه به زحمت راه مى رفت چنان تند به راه افتاد كه هیچ یك از الاغ هاى دیگر به تندى او راه نمى رفت تا جایى كه زنان بنى سعد گفتند: اى دختر أبى ذؤیب آهسته تر بران، مگر این همان الاغ وامانده اى نبود كه هنگام آمدن بر آن سوار بودى؟

گفتم: چرا همان است، زنان با تعجب گفتند: به خدا اتفاق تازه اى برایش افتاده!

و چون به سرزمین بنى سعد و خانه و دیار خود رسیدیم در آن سرزمینى كه من جایى را مانند آن جا بى آب و علف سراغ نداشتم از آن روز به بعد هنگامى كه گوسفندان ما از چراگاه بازمى گشتند شكمشان سیر و پستانشان پر از شیر بود و این موضوع اختصاص به گوسفندان ما داشت و سایر گوسفندان بدین گونه نبودند.

بارى روز به روز خیر و بركت در خانه ما رو به ازدیاد بود تا آن حضرت دو ساله شد و من او را از شیر گرفتم و رشد آن كودك با دیگران تفاوت داشت بدان سان كه در سن دو سالگى كودكى درشت اندام و نیرومند گشته بود.

و پس از این كه دو سال از عمرش گذشت او را به نزد مادرش آمنه بازگرداندیم اما به واسطه خیر و بركتى كه در مدت توقف او در زندگى خود دیده بودیم مایل بودم به هر ترتیبى شده دوباره او را از مادرش بازگرفته به میان قبیله خود ببریم، از این رو به آمنه گفتم: خوب است این فرزند را نزد ما بگذارى تا بزرگ شود زیرا من از وباى شهر مكه (و هواى ناسازگار این شهر) بر او بیمناكم، و در این باره اصرار ورزیده، تا سرانجام آمنه راضى شد و او را به ما بازگرداند.

قدردانى پیامبر از حلیمه و دخترش :

مورخین عموما نوشته اند كه رسول خدا تا سن پنج سالگى در میان قبیله بنى سعد زندگى كرد و سپس حلیمه آن حضرت را به نزد مادرش آمنه بازگرداند و به وى سپرد و رسول خدا صلی الله علیه و آله تا پایان عمر گاهى از آن زمان یاد مى كرد، و از حلیمه و فرزندانش قدردانى مى نمود.

و در بحارالانوار از كازرونى نقل كرده كه حلیمه پس از آن كه رسول خدا صلی الله علیه و آله با خدیجه ازدواج كرده بود به مكه آمد و از خشكسالى و تلف شدن اموال و مواشى به آن حضرت شكایت برد، رسول خدا با خدیجه در این باره گفتگو كرد و خدیجه چهل گوسفند و یك شتر به حلیمه داد و بدین ترتیب حلیمه با مالى بسیار به سوى قبیله خود بازگشت و سپس بار دیگر پس از ظهور اسلام و بعثت پیغمبر به مكه آمد و با شوهرش اسلام را اختیار كرده و مسلمان شدند.

و ابن عبدالبر و دیگران در كتاب استیعاب و غیره نقل كرده اند كه حلیمه در جنگ حنین ـ در جعرانة ـ به نزد رسول خدا آمد و آن حضرت به احترام وى از جا برخاست و رداى خود را براى او پهن كرد و او را روى رداى خویش نشانید.

در داستان محاصره طائف، شیماء خواهر رضاعى آن حضرت به دست سربازان اسلام اسیر گردید و چون خود را در اسارت ایشان دید بدان ها گفت: من خواهر رضاعى سید و بزرگ شما هستم، او را به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند و سخنش را بدان حضرت گزارش دادند، پیغمبر اكرم از وى نشانه اى براى صدق گفتارش خواست و او نشانه اى داد و چون حضرت او را شناخت رداى خویش را پهن كرد و او را روى آن نشانید و اشك در دیدگانش گردش كرد. سپس بدو فرمود: اگر مى خواهى تو را نزد قبیله ات بازگردانم و اگر مایل هستى در كمال احترام و محبوبیت نزد ما بمان.

شیماء تمایل خود را به بازگشت نزد قبیله خویش اظهار كرد آن گاه مسلمان شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چند گوسفند و چند شتر و سه بنده و كنیز بدو عطا فرمود و او را نزد قبیله اش بازگرداند.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396
نظرات


ذکر حدیثی ازامام صادق(ع)، درباره خصوصیات جناب سلمان فارسی 

نظر به اینکه این حدیث می‌تواند الگویی اخلاقی و رفتاری برای نیروهای مؤمن و انقلابی باشد، در ذیل از لسان شریف مقام معظم رهبری نقل می شود :

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین. «عَن مَنصورِ بنِ بَزرَج، قال: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ الصّادِق (علیه‌السّلام): ما أَکثَرَ ما أَسمَعُ مِنکَ یا سَیِّدی ذِکرَ سَلمانَ الفارسی»، راوی می‌گوید چقدر من زیاد می‌شنوم از شما که نام سلمان را می‌برید و از او یاد می‌کنید. معلوم می‌شود که حضرت [امام صادق (علیه‌السّلام)] مکرّر در مکرّر راجع به سلمان مطالبی را می‌فرموده‌اند.

این شخص تعجّب می‌کند که چیست که اینقدر موجب شده شما به او توجّه دارید، یا شاید مثلاً به او محبّت دارید و از این قبیل. «فَقال: لاتَقُل «الفارسی» وَ لکِن قُل سَلمانَ المُحَمَّدی»، یعنی نسبتِ او، فراتر از نسبت قومی و میهنی است؛ نسبت دینی است. این البتّه به هیچ‌وجه، طعن به قوم فارس نیست؛ پیغمبر اکرم و ائمّه (علیهم‌السّلام) از فارس - مردم ایران- تمجید کردند، تعریف کردند؛ در این که تردیدی نیست. می‌خواهد بفرماید که این شخص، فراتر و بالاتر از این است که به نسبتِ قومی شناخته بشود؛ نسبتِ او، نسبتِ عقیده و دین و پیامبر است؛ او کأنّه مثلاً- فرزند پیغمبر است.

«أَ تَدری ما کَثرَةُ ذِکری لَه؟» [حضرت فرمود] می‌دانی چرا؟ «قُلتُ: لا. قال: ثَلاثِ خِصالٍ»، سه خصوصیّت در سلمان بود که این موجب می‌شود که من او را زیاد یاد کنم و نام او را ببرم -لابد مثلاً- اجلال کنم او را، تعظیم کنم او را یا محبّت به او بورزم. «أَحَدُها: ایثارُه هَوی أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‌السّلام) عَلی هَوی نَفسِه»، چیست آن سه خصلت؟ یکی‌اش این است: میل امیرالمؤمنین را بر میلِ خود غلبه می‌داد. از این معلوم می‌شود که بیش از یک بار چنین چیزی اتّفاق افتاده که حضرت چیزی را اراده کردند، سلمان چیز دیگری در دل خود و در ذهن خود می‌خواسته است ولیکن میل و هوای امیرالمؤمنین را  -«هَوی» یعنی میل- بر میل خود ترجیح داده است.

ببینید مقام امیرالمؤمنین را؛ حالا البتّه اینها که گوشه‌وکنارهای آن عظمت و آن جلالت الهی و ملکوتی و جبروتی است ولی خب، اینها همه، هرکدام یک نشانه است.

«وَ الثّانیَة: حُبُّهُ لِلفُقَراء وَ اختیارُه اِیّاهُم عَلی أَهلِ الثَّروَةِ وَ العَدَد»، [دوّم:] فقرا را دوست می‌داشت. بعضی‌ها از طبقه‌ی مستضعف جامعه اصلاً بدشان می‌آید؛ حاضر نیستند طرف آنها بروند، نگاه بکنند به آنها! خودشان را برتر از آنها می‌دانند؛ او نه؛ فقرا را دوست می‌داشت، آنها را بر اهل ثروت ترجیح می‌داد. اگر فرض بفرمایید در یک جایی امر دایر بود بین یک سرمایه‌دارِ محترمِ خیلی پول‌داری یا یک فقیری، یا باید مثلاً خانه‌ی این برود یا خانه‌ی آن برود، یا باید به این سلام کند یا باید به آن سلام کند، این فقیر را بر آن غنی ترجیح می‌داد؛ اینها درس است دیگر.

ما طلبه‌ها، ما جامعه‌ی روحانیّت و علمی، یکی از خصوصیّات‌مان از اوّل همین بوده است که با ضعفا و طبقه‌ی ضِعاف نزدیک بوده‌ایم؛ این خیلی امتیاز بزرگی است. بله، گاهی پول‌دارها ممکن بود سراغ یک عالمی هم بیایند، او هم یک احترامی بکند امّا معاشرت روحانیّون ما، علمای ما، مراجع ما، ائمّه‌ی جماعت ما -علمائی که بودند با مردم- عمدتاً با مردم فقیر و زیر متوسّط بوده است؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ این را باید نگه بداریم. حالا که علما و روحانیّت، به یک موقعیّتی در عالم سیاست دست پیدا کرده‌اند، نباید آنچه را تاریخچه‌ی ما و سنّت کهن ما است از دست بدهیم. اینکه در یک شهری یک عالمی مثلاً باشد، [ولی] بین مردم معروف باشد که ایشان با تجّار و با پول‌دارها و با باغ‌دارها و مانند اینها [اُنس دارد] - مهمانی خانه‌ی این؛ مهمانی در باغ آن- امّا با فقرا نه، اُنسی ندارد؛ این چیز خوبی نیست. این هم یک خصوصیّت.

«وَ الثّالِثَة: حُبُّهُ لِلعِلمِ وَ العُلَماء»، یکی هم این [سوّمی]: جناب سلمان علم را دوست می‌داشت، علما را دوست می‌داشت. این سه خصوصیّت در این بزرگوار، موجب می‌شود که امام صادقِ با آن جلالت و عظمت، نسبت به او گرایش پیدا کند، محبّت -یا تجلیل و تعظیم- نسبت به او بکند. «إِنَّ سَلمانَ کانَ عَبداً صالِحاً حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین»، [می‌فرمایند: سلمان بنده‌ی صالحِ حنیفِ مسلمان است و از مشرکین نیست.]

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1396
نظرات

اگر به دنیا نیامده بودی، هر کسی چیزی کم داشت.

پدر، با آن همه فضیلت، دختری نداشت تا زینتش باشد و وقتی با شیرین زبانی کودکانه‌ات، لب به سخن می‌گشودی، چهره پدر را به وجد می‌آوردی.

 مادر، بانوی ارض و سما، همدمی نداشت تا روی زانوانش بنشاند و گیسوانش را شانه کند و سفره دلش را رو به روی نگاه مهربانش بگشاید.

 برادران، خواهر غم‌خواری نداشتند که محرم اسرارشان باشد و گرمی دل شان و قوت زانوان شان. دیگر کسی را نداشتند تا دنباله راه روشن خویش را به او بسپارند. کارهایی بود که فقط از دست تو برمی‌آمد؛ نه هیچ کس دیگر.

 اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا چیزی کم داشت؛ دنیا، دختری را کم داشت که وقتی در اسارت، دهان می‌گشاید، کلمات پیروزمندانه پدر از صدایش سرازیر می‌شود.

اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا، خواهری کم داشت که وقتی غم و داغ فرزند بخواهد برادری را از او بگیرد، دست‌هایش را سایبان صبر کند و ذرات تحمل را بپاشد در هوای بی‌قراری.

اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا، عمه‌ای کم داشت تا آغوش مهربان و خسته‌اش را به روی غنچه‌های برادر بگشاید و قوت دلشان باشد.

و اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا، سفیری کم داشت تا پیام آفتاب را به هر سایه و خلوت تاریکی برساند. اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا، زینب را کم داشت، زینب را... . به بهانه خجسته زادروز، حضرت زینب سلام الله‌علیها حسینیه‌ای برپا كنیم پیشكشی به ساحت مقدس مادر بزرگواش حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها.

 

اوصاف و القاب عقیله بنی هاشم : ( حضرت زینب سلام‌الله علیها

عالمةٌ غیرَ مُعلمةٍ :  داناى نیاموخته ، فهمةٌ غیرَ مُفهِّمةٍ : فهمیده بى آموزگار ، كَعبةُ الرَزایا : قبله رنج‌ها

نائبةُ الزهراء: جانشین حضرت زهرا ( س ) ، نائبةُ الحسین: جانشین حضرت حسین ( ع )

مَلیكةُ الدنیا: شهبانوى گیتى ،   عَقیلةُ النِساء:خردمند بانوان

عَدیلةُ الخامس مِن اهل الكِساء: همتاى پنجمین نفر از اهل كساء

شریكة الشهید: انباز شهید ، كَفیلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد ، ناموسُ رَواقِ العَظمةِ: ناموس حریم عظمت و كبریایى

سیدة العَقائِل: بانوى بانوان خردمند ، سِرُّ اَبیها: راز پدرش على علیه السلام ، سُلالةُ الوِلایة: فشرده و خلاصه و چكیده ولایت

وَلیدةُ الفَصاحة: زاده شیوا سخنى ، شَقیقةُ الحَسن: دلسوز و غمخوار امام حسن ( ع ) ، عَقیلةُ خِدر الرسالة: خردمند پرده نشینان رسالت ، رَضیعة ثَدىِ الولایة: كسى كه از پستان ولایت شیر خورده ، بلیغة: سخنور رسا ، فصیحة: سخنور

المُوثَّقة : بانوى مورد اطمینان ، الفاضلة: بانوى با فضیلت ، الكاملة: بانوى تام و كامل ، عقلیة الوحى: بانوى خردمند وحى

شمسةُ قَلادَةِ الجَلالةِ: خورشید منظومه بزرگوارى و شكوه ، نَجمةُ سَماءِ النَبالَة: ستاره آسمان شرف و كرامت

المعصومة الصغرى: پاك و مطهره كوچك ، قرینة النَوائِب: همدم و همراه ناگوارى ها

صابرة محتسبة: پایدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند ، عقیلة النبوة: بانوى خردمند پیامبرى

رَبیعَةُ الفضل: پیش زاده فضیلت و برترى ، بطلة كربلاء: قهرمان كربلا ، عظیمةٌ بلواها: بانویى كه امتحانش بس بزرگ بود

عقلیة القریش: بانوى خردمند از قریش ، الباكیة: بانوى گریان ، سلیلة الزهراء: چكیده و خلاصه حضرت زهرا ( س )

امنیة الله: امانت دار الهى ،  آیةٌ مِن آیات الله: نشانى از نشانه هاى خداوند ، مظلومةٌ وحیدة: ستمدیده بى كس

 آیینه تمام‌نمای یک زن آرمانی

 بانوی مکرمی که در سال پنجم هجرتِ رسول خدا و بعد از دو برادر خود، برای سومین بار کانون گرم بیت عصمت با قدوم مبارکش غرق در سرور شد، گویا حجتی است بر خلق تا کسی نتواند از سختی راه و انبوه مشکلاتش گلایه کند. زینب علیهاالسلام که به حق زینت پدر بود، آیینه ای تمام نما از زن آرمانی تعالیم اسلام است.

  در اوج قله عفاف

 عفاف حضرت زینب علیهاالسلام نمونه ای کامل برای زنان و دخترانی است که خود را دوست‌دار اهل بیت علیهم السلام میدانند. یحیی که در زمان امیر المۆمنین علیه السلام مدتی طولانی در مدینه از همسایگان زینب کبری علیهاالسلام بوده است به خداوند متعال سوگند می خورد که حتی شَبَحی از زینب علیهاالسلام را نیز ندیده و صدایی از او نشنیده است!(1)

این بیان تاریخی ذهن را به سرعت به سوی پاسخی میبرد که مادر همین دختر، به پرسش رسول خدا صلی الله علیه وآله داده بود. امیرالمۆمنین علیه السلام میگوید: روزی رسول گرامی اسلام از ما پرسید «بهترین چیز برای زن چیست؟» اما هیچ یک از اصحاب نتوانست جواب درست را بگوید. سۆال را برای فاطمه علیهاالسلام بردم و او گفت: «هیچ چیز برای زن بهتر از این نیست که هیچ مردی را نبیند و هیچ مردی نیز او را نبیند».(2) و این زینب علیهاالسلام است که تلاش کرده است تا بهترین را برای خود داشته باشد.

  بر بلندای کوه جهاد

 اما آنگاه که هنگامه انجام تکلیف الهی فرا میرسد و دین خدا و حجت حق یاری میطلبد، این سیمای کامل عفاف، در بین نامردان مرد نما، آنچنان به خروش میآید که کوفیان انگشت به دهان و حیران میمانند.(3) خطبه ای که حضرت زینب علیهاالسلام در هنگام ورود کاروان به کوفه میخواند همه را به یاد خطبه های پدرش میاندازد:

«...یَا أَهْلَ الْكُوفَةِ وَ یَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْخَذْلِ فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَ لَا هَدَأَتِ الرَّنَّةُ فَمَا مَثَلُكُمْ إِلَّا «كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَكُمْ دَخَلًا بَیْنَكُمْ‏»(4) أَلَا وَ هَلْ فِیكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ النَّطَفُ وَ الصَّدْرُ الشَّنَف‏؛

 ای اهل کوفه، ای اهل فریب و یاری نکردن، اشکهاتان همیشه جاری و صدای گریه هاتان همیشه بلند باد. داستان شما به هیچ ماجرایی شبیه نیست مگر ماجرای آن زنى‏ كه رشته خود را پس از محكم بافتن، یكى یكى از هم مى‏گسست. سوگندهاتان را وسیله فریب قرار داده اید. آیا در شما جز تملق های کثیف و سینه های پر از دشمنی چیز دیگری هست؟...(5)

 این بانو که در پس طوفان سهمگین کربلا، کاروان یتیمان و بیوگان را ره‌بری کرده، چهل منزل از کربلا و کوفه تا شام همیشه تاریک، پرستاریشان نموده است، آنجا که بسیاری را، زرق و برق آیینه ها و شوکت پوشالی کاخ و درباریان به صف ایستاده لال میکند

این بانو که در پس طوفان سهمگین کربلا، کاروان یتیمان و بیوگان را ره‌بری کرده، چهل منزل از کربلا و کوفه تا شام همیشه تاریک، پرستاریشان نموده است، آنجا که بسیاری را، زرق و برق آیینه ها و شوکت پوشالی کاخ و درباریان به صف ایستاده لال میکند، در برابر یزید ایستاده، یاوه گویی هایش را جواب میدهد. در مجلس یزید خبیثی از اهل شام یکی از دختران امام حسین علیه السلام را برای کنیزی از یزید درخواست میکند اما با پاسخ کوبنده زینب کبری علیهاالسلام مواجه میشود.

 یزید از اینکه زنی بی اجازه، به جای او پاسخ داده، برآشفته شده، میگوید این کار به کسی جز من ربط ندارد و من هرکار بخواهم خواهم کرد. حضرت در جواب این گزافه گویی، میفرماید:

 «تنها در صورتی میتوانی چنین کاری را کنی که از دین ما خارج شده، دینی غیر از این ما را برگزینی».(6)

 یزید برآشفته تر از قبل، میگوید: «آنها که از دین خارج شده اند، پدر و برادر تو هستند نه کس دیگر!» اما زینب کبری علیهاالسلام این بار چنان جواب تحقیر آمیزی به یزید میدهد که یزید پاسخی برای آن ندارد. حضرت می‌فرماید :»تو، اگر مسلمان باشی(!) به دین خدا و دین پدر و برادرم هدایت شده ای».(7)


ادامه مطلب
نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1396
نظرات

 دبیرستان پسرانه شهید بهشتی ناحیه 2 اردبیل  ( استعدادهای درخشان ) 

حضور یک میلیون و هشتصدهزار دانشجوی علوم انسانی و بیش از چهار میلیون فارغ‌التحصیل و یک‌صدهزار عضو هیأت علمی و مربی این رشته، موجب شده است تا علوم انسانی به مهم‌ترین دانش در عرصه اجتماع در مقایسه با رشته‌های فنی و علوم طبیعی تبدیل شود. اما با وجود این ظرفیت، خدمات مناسب اطلاع‌رسانی در رشته‌های علوم انسانی در کشور ما انجام نمی‌شود و همین امر باعث شده حق این بخش عظیم از دانش‌ها و پژوهش‌های انجام شده در کشور ادا نشود و علوم انسانی از رسیدن به جایگاه رفیع و مطلوب خود باز بماند.

بررسی جایگاه علوم انسانی در نظام ارزشگذاری و سیستم آموزشی ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. آنان که در سیستم آموزشی ایران تحصیل کرده‌اند، سپس سیستم آموزش عالی یکی از کشورهای پیشرفته را نیز آزموده‌اند، به خوبی درمی‌یابند که از مهمترین وجوه تمایز بین دو سیستم، تفاوت جایگاه و ارزش علوم انسانی است.  البته بی‌توجهی به علوم انسانی در ایران پدیده نوینی نیست و متعلق به دهه‌های اخیر هم نیست و بسیاری منشا اصلی مشکلات و ضعف اساسی کشورمان را در همین نقطه ارزیابی می‌کنند.

رسیدن به فهمی عمیق و همه جانبه از مبادی نظری و ریشه های تاریخی مدرنیته که منجر به بر آمدن علوم و تکنولوژی مدرن و به دنبال آن ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مدرن و از جمله علوم انسانی غربی و مدرن شده است، یکی از ضروری ترین پیش نیازهای تحول در علوم انسانی است. در هر صورت داشتن نقدی عمیق و فارغ از سیطره مشهورات غلط زمانه، از نظام تعلیم و تربیت مدرن و به دنبال آن علوم انسانی و تجربی غربی مقدمه ای ضروری برای هر گونه تحول در جهت نزدیک کردن این نظام و علوم آن به مبانی اسلامی است.

اهتمام به علوم انسانی و متحول ساختن آن

در اهمیت این مسئله همین بس که کشورهای غربی خود و دنیا را تا کنون توسط علوم انسانی کنترل و اداره کرده اند. هر چند ما در زندگی روز مره آثار و نتایج علوم فنی و مهندسی را بیشتر می‌بینیم ولی کارکرد، جهت گیری، و طریقه استفاده از علوم مهندسی را نیز علوم انسانی تعیین می‌کنند. ما نیز برای اداره جهت دهی به زندگی اجتماعی خود نیازمند سیستمها و نظامهایی هستیم که بر اساس آنها جامعه را هدایت کنیم و اهداف را تعیین کنیم سیاستگذاری بر اساس روشهای ساده قدیمی در جهان امروز ممکن نیست. علاوه بر اینکه ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در بیرون از جامعه با جوامع مترقی دیگر باید تعامل داشته باشیم و روابطمان را تنظیم کنیم. بنابراین به ناچار باید در زندگی امروز علمی زندگی کرد، علمی سیاستگذاری کرد و به صورت علمی ضوابط و اصول روابط را تعیین کرد همه اینها در گرو علوم انسانی است.

بعد دیگر اهمیت علوم انسانی در اهدافی است که دین اسلام برای زندگی انسان ترسیم کرده است که همان سعادت دنیوی و اخروی است. دستیابی همگانی و بهتر به این هدف در گرو تربیت جامعه و هدایت آن است که با آشنایی و تدوین علوم انسانی اسلامی میسر است. نمی‌توان از جامعه‌ای که اقتصاد آن غیر اسلامی، جامعه شناسی آن و روان شناسی و سایر علوم آن غیر دینی است انتظار داشت که شکل دینی خود را حفظ کند مگر اینکه ظواهر و شعار اسلامی بودن را داده اما باطن و درون و انگیزه های زندگی غیر اسلامی باشد. جامعه‏ شناسان علم در ده بیست سال اخیر معتقد شده ‏اند که علم یک محصول اجتماعی است و از کنش متقابل بین دانشمندان و جامعه پدید می‏ آید و آن عینیت و بی‏ طرفی ‏ای را که قبلاً برای علم ادعا می‏ شد قبول ندارند.

اما اینکه به چه طریق تحول در علوم انسانی ممکن است باید گفت این مسئله هنوز در مراحل نظریه پردازی است و اینکه چگونه باید تحول ایجاد کرد و از کجا شروع کرد توسط صاحبنظران مورد بحث قرار می‌گیرد یعنی تا کنون کشف شده که انسان از علوم انسانی تاثیر زیادی می‌پذیرد اما چگونه باید تغییر داد و چه با چه مبانی و از کدام منابع باید در پی تحول در این علوم شد مسئله ای است که باید روی آن پژوهش و تحقیق صورت گیرد.

در این میان، اهمیت علوم انسانی برای ما نیز که اکنون با دستاوردهای تکنولوژی غرب مواجهیم، مشخص است. ما در کنار اهمیت دادن به علم تجربی و تکنولوژی، نباید از فهم این پدیده‌ها غافل باشیم و آنها را بدون ملاحظه و تعمق بپذیریم. بنابراین علوم انسانی می‌تواند رهیافت ما را به سایر علوم و موضع ما را نسبت به آنها مشخص کند. معنویت موجود در سنت ما نمی‌بایست قربانی پذیرش زندگی مدرن علمی (یا به عبارت بهتر علم زده) شود. آنچه در این میان اهمیت دارد توجه به عنصر «فهم» است که متعلق به علوم انسانی است و علوم تجربی و ریاضی، فاقد آن هستند.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : یکشنبه 24 دی 1396
نظرات


ریاضیات غذای مغز است . 


ریاضیات علمی است مادر ، که تقریبا در همه علوم و حتی علوم اجتماعی و علوم اقتصادی رخنه کرده و کاربرد دارد.

دید کلی

پرسشی که بارها از سوی دانش آموزان ، دانشجویان و حتی دبیران مطرح می‌شود این است که چرا ریاضیات می‌خوانیم؟ یا چرا ریاضیات تدریس می‌شود؟ چرا باید ریاضیات مورد توجه قرار گیرد؟ یا اصولا ریاضیات چه نقشی در زندگی می‌تواند داشته باشد و سوالاتی از این قبیل. آنچه مسلم است این است که نمی‌توان به این پرسشها در قالب یک یا چند جمله پاسخ قانع کننده‌ای داد. به طور کلی در جدال انسان برای رسیدن به اهداف خود ریاضیات نقش اساسی داشته و تا حد اعجاب آوری در پیشرفت و رشد تکنولوژی و مسایل پزشکی و ارتباطات نقش چشمگیر و قابل ملاحظه و انکار ناپذیر دارد.

ویژگی های ریاضیات

اولین ویژگی ریاضیات دقت است، کم و زیاد شدن یک صفر ، مثبت یا منفی در نظر گرفتن یک رقم ، پس و پیش کردن یک نماد ، اضافه کردن یک کلمه و ... هر کدام می‌تواند مساله‌ای را به جوابی دیگر رساند یا صورت مساله را عوض کند.

دومین ویژگی ریاضیات ، خلاصه گویی و استفاده از مطالب ، قضیه‌ها و مساله‌های اثبات شده به عنوان ابزارهایی برای حل مساله‌های جدید است و این که همواره به دنبال داده‌های صحیح و کوتاه باشیم.


جنبه‌های مختلف ریاضیات

ریاضیات به عنوان یک ابزار :

یعنی وسیله‌ای برای توصیف و تجزیه و تحلیل و انتقال آن ، به دلیل گنگ و نامفهوم بودن زبانهای معمولی.

ریاضیات به عنوان یک موضوع :

ریاضیات علاقه می‌آفریند و لذت می‌بخشد و ارزش مطالعه محض و مستقل از کاربرد دارد که خود جنبه آزادی اندیشه را از قید زمان و مکان می‌طلبد چرا که در بسیاری از موارد مطالعات در خارج از فضای سه بعدی و در فضاهای آفریده شده توسط ریاضیدان صورت می‌گیرد. بطوری که بیشتر مفاهیم مهم ریاضی به واسطه همین ، امروز کاربرد زیادی پیدا کرده‌اند. همان طور که در ساختن بدن سالم نیاز به ورزش مکرر فیزیکی داریم.

ریاضیات به عنوان یک علم :

یعنی از دیدگاه کاربردی که نقش و ارزش آن در جوامع کنونی بشری روز به روز مورد توجه قرار گرفته است و کاملا محسوس می‌باشد.

ریاضیات به عنوان یک مساله تربیتی :

برای پرورش ونظم فکری و بالابردن قدرت اندیشه و استدلال منطقی همچنین رشد قوه خلاقیت ذهنی که شاید این جنبه از ریاضیات مهمترین هدف از تدریس آن می‌باشد.

ریاضیات از دیدگاه دانشمندان :

گالیله می‌گوید: اصول ریاضیات الفبای زبانی است که خداوند جهان را با آن نوشته است و بدون کمک آنها درک یک کلمه هم غیر ممکن است. و انسان بیهوده در راهروهای تاریک و پر پیچ و خم سرگردان است.

لئوناردو داوینچی معتقد است که: هیچ دانشی را نمی‌توان دانش واقعی دانست مگر این که به صورت ریاضیات متجلی شود.

واجر بیکن معتقد است که: ریاضیات دروازه علوم است غفلت از ریاضیات به همه دانشها لطمه می‌زند زیرا کسی که علوم دیگر را نمی‌تواند درک کند و اشیای دیگر جهان را نمی‌شناسد. و بدتر از آن کسانی که نادانند نمی‌توانند جهالت خود را درک کنند.

کانت می‌گوید: در هر بخش از علوم فیزیکی به معنای عام آن قدر از علم واقعی است که در آن ریاضیات وجود دارد یعنی علوم منهای ریاضیات یعنی هیچ.

سخن پایانی :

بنابراین اگرفردی به هر دلیل در رسیدن به هدف از ریاضی کمک نگیرد، وظیفه خود را انجام نداده است و همچنین اگر شخصی توانایی را در این مورد بدست نیاورد نه تنها توفیقی به دست نمی‌آورد، بلکه در زندگی اجتماعی نیز از طریق راههای سالم پیروزی چشمگیر نخواهد داشت. می‌توان نتیجه گرفت که ریاضیات غذای مغز است. که باید بطور حساب شده به مغز برسد. همچنین ریاضیات مانند غلتکی است که جاده ناهموار و سنگلاخ علم را صاف و ناهموار می‌سازد تا دیگر علوم در گذر زمان سرعت بیشتری بگیرند.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 22 دی 1396
نظرات

بدون شک بینایی یكی از مهمترین حس‌ های انسان است و نه تنها به این علت كه در ارتباط با محیط خارج از بدن نقش مهمی دارد بلكه بیشتر از این رو كه اختلال دید سبب كاهش یادگیری نیز می شود. فرد با حس بینایی از خود محافظت نموده تعادل خود را حفظ كرده قدرت خلاقیت پیدا نموده و بالاخره از دیدن محیط اطراف لذت می برد. داشتن بینایی نعمت بسیار بزرگی است و اگر انتظار داریم كه چشمانمان برای تمام مدت عمر به ما خدمت كنند بایستی نهایت دقت را در مراقبت از آنها به عمل آوریم. 

در زیر با برخی نكات بهداشتی جهت مراقبت از چشم ها آشنا می شویم :

۱- استفاده از مواد غذایی متناسب و حاوی ویتامین های مختلف به ویژه ویتامین A

ویتامین A در منابع گیاهی به صورت پیش ویتامین (انواع كاروتن ها به ویژه بتاكاروتن) و در منابع حیوانی به شكل رتینول فعال یافت می شود.

بهترین منابع حیوانی ویتامین A جگر، قلوه، زرده تخم مرغ، شیر پرچربی، كره، روغن كبد ماهی و ماهی های كوچك با جگر (كیلكا) می باشد.

بهترین منابع گیاهی ویتامین A سبزی های با برگ سبز تیره مانند: اسفناج، كاهو، سبزی های زرد مثل هویج و كدو حلوایی، میوه های زرد و نارنجی مثل: زردآلو، قیسی، خرمالو، نارنگی و طالبی، موز، خربزه وانواع مركبات می باشد.

 ۲- خواب و استراحت كافی

باید بین کارتان استراحت داشته باشید. اگر فراموش می کنید پس زنگ موبایلتان را تنظیم کنید تا برایتان یادآوری شود. کمی در محل کار راه رفته و یا به بیرون از پنجره نگاه کنید.همچنین نگاه کردن مداوم به صفحه نمایش کامپیوتر بسیار مضر است.

۳- مراقبت از چشم ها در برابر تاثیر اشعه ماوراء بنفش با استفاده از عینک‌

۴- از ورزش های تقویت چشم استفاده کنید

این نوع ورزش ها لازم هستند و با انجامشان به تدریج تاری کاهش پیدا می کند. انگشتان را چن سانتی متر جلوی صورت نگه دارید. حالا روی انگشت تمرکز کرده و چند لحظه بعد روی چیزی که چند متر از شما فاصله دارد تمرکز کنید. نگاه کردن همزمان به اشیای دور و نزدیک باعث تقویت چشم می شود. وقتی چشم ها خسته هستند دائم پلک بزنید. این کارها به عضلات کمک می کنند تا آرام شده و تاری دید کاهش پیدا کند.

۵- هنگام مطالعه از نور کافی استفاده کنید

کسانی که در رختخواب به حالت نیمه نشسته و یا خوابیده در حالیکه کتاب را مقابل چشم گرفته اند مطالعه می کنند، می بایست نور لازم جهت مطالعه را طوری تنظیم نمایند که نور از بالای تخت و یا از چراغ کنار تخت که کمی عقب تر از آن قرار گرفته است به کتاب بتابد. هیچگاه نور نباید بطور مستقیم و از روبرو به چشم بتابد.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 22 دی 1396
نظرات

خرما  نامش 20 بار در قرآن تکرار شده است

خرما میوه‌ای است که هم در قرآن و هم در احادیث پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) در خصوص آن صحبت شده است به نحوی که پیامبر(ص) از 72 بار شفای خرما سخن گفته‌اند.

خواص شگفت انگیز میوه بهشتی که نامش 20 بار در قرآن تکرار شده استبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ خرما میوه‌ای است که می‌تواند به سیستم گوارش کمک کند، اشتها‌‌آور بوده موجب بهبود عملکرد دستگاه گوارش، کمک به حفظ سلامت دستگاه عصبی و موثر در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌هاست.

 از درخت خرما در قرآن 20 مرتبه در 16 سوره و 20 آیه با عناوینی چون: نخل، النخل، نخیل، النخیل، النخله، نخلا یاد شده است. خداوند در آیه 19 سوره المؤمنون در خصوص این میوه می‌فرماید: «فَأَنْشَأْنا لَکُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخیلٍ وَ أَعْنابٍ لَکُمْ فیها فَواکِهُ کَثیرَةٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ»

میوه ای بهشتی با خواص دنیوی

 خرما از نظر پزشکی بسیار با ارزش است و همانطور که اشاره شد دین مبین اسلام خرما را از جملۀ مهمترین میوه‌جات قرار داده است. پیامبر اسلام (ص) هم بارها از این میوه به نیکی یاد کرده‌اند. آن حضرت می‌فرمایند: بر شما باد خرمای برنی؛ چرا که خستگی را از میان می‌برد، در برابر سوز سرما گرمی می‌دهد، در برابر گرسنگی سیر می‌کند و در آن هفتاد و دو باب شفاست و در روایات دیگر خرما به عنوان عامل تقویت بدن و بینایی و شنوایی و باعث نزدیکی به خدا و هضم کننده غذا برشمرده شده است.

 در سیره امام رضا(ع) درباره خرما آمده است که سلیمان جعفرى می‌گوید: خدمت حضرت رضا(ع) رسیدم، جلو آن جناب خرماى برنى بود که با کمال اشتها مشغول خوردن بودند. فرمود: سلیمان بیا بخور، من جلو رفته خوردم، عرض کردم: فدایت شوم، چنین مى‏‌بینم که خیلى با علاقه از این خرما می‌خورى، فرمود: آرى، خرما را دوست دارم. عرض کردم چرا؟ فرمود: زیرا پیغمبر اکرم (ص) خرما را دوست می‌داشت، امیر المؤمنین (ع) نیز به خرما علاقه داشت، امام حسن و امام حسین(ع) نیز همین طور بودند. حضرت زین العابدین، حضرت باقر، حضرت صادق و پدرم موسى بن جعفر(ع) هم به خرما علاقه داشتند. من هم به خرما علاقه دارم، شیعیان ما نیز خرما را دوست می‌دارند؛ چون آنها از سرشت ما آفریده شده‏‌اند .

 خرما میوه‌ای انرژی‌زا و سرشار از مواد حیاتی است بدین لحاظ یک میوه خون‌ساز و تقویت کننده مغز و اعصاب و اندام‌های مختلف بدن انسان می‌باشد و کالری لازم را در سوخت و ساز بدن و تلاش و فعالیت تامین می‌کند. بخش عمده‌ای از مواد تشکیل دهنده رطب را مواد قندی تشکیل می‌دهد که بعد از ورود به معده بلافاصله از طریق روده‌ها جذب بدن شده و صرف تولید انرژی می‌شود که این انرژی می‌تواند در بیشتر فعالیت‌های بدن کمبود انرژی را جبران کرده و به ادامه فعالیت بدن کمک کند.امام رضا(ع) به نقل از علی بن ابیطالب (ع) می‌فرمایند: جبرییل نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: بر شما باد به خوردن خرمای برنی زیرا آن بهترین نوع خرمای شماست. شما را به خدا نزدیک و آتش را از شما دور می کند.

 همچنین از امام رضا (ع) روایت شده که به نقل از امام علی(ع) فرمود: برای رسول خدا(ص) هندوانه و خرما آوردند، حضرت از هر دو تناول کرد و فرمود: این هر دو پاک و گوارایند.


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : سه شنبه 12 دی 1396
نظرات




همراه با دانشجویان گرانقدر 
رشته معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان

نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : شنبه 25 شهریور 1396
نظرات


خوب و موفق بودن دانش آموز نه تصادفی است و نه ارتباطی به معلم و دانش آموز دارد. رمز موفقیت این دانش آموزان، پشتکار داشتن در امر یادگیری و رعایت کردن رفتارها و عادات سودبخشی است که به آن ها کمک می کند تا در تحصیل هرچه بیش تر موفق شوند.

 

این رفتارهای سودمند عبارتند از:

 

1 ـ سعی کنید همیشه به موقع در کلاس درس حاضر شوید و چنان چه مسیر شما تا مدرسه دور است از وسیله نقلیه مطمئن استفاده کنید تا بهتر بتوانید زمان خود را تنظیم کنید.

هنگامی که درکلاسی دیر حاضر می شوید تمرکز کلاس و معلم بهم می ریزد. به یاد داشته باشید که همیشه به موقع و زود حاضرشدن درکلاس درس، بسیار سودمندتر از دیر رسیدن است.

 

2 ـ اگر می خواهید صحبت های معلم خود را بهتر بشنوید و تخته را نیز بهتر ببینید در ردیف های جلو بنشینید.

 

3 ـ برنامه درسی و تیتر مطالبی را که معلم قرار است تدریس کند تهیه کنید.

چنان چه معلم به تدریس درسی می پردازد که اضافه بر سازمان مطالب دیگری را نیز برای شما تدارک می بیند از آن به خوبی آگاه شوید.

برنامه درسی خود را گم نکنید تا هر زمانی که نسبت به برگزاری و نحوه برگزاری کلاسی برای شما سۆالی پیش آمد بتوانید به آن مراجعه کنید.

هنگامی که شما آماده درکلاسی حاضر می شوید وقت معلم نیز برای چیزهای پیش پا افتاده کم تر گرفته می شود و معلم با مشکلات کم تری مواجه می شود.

 

4 ـ وقتی که در کلاس درس حاضر می شوید تمرکز خود را فقط بر روی یادگیری مطالب بگذارید و نه چیز دیگر.

همیشه سعی کنید قبل از کلاس، خوب غذا بخورید. تمام وسایلی را که لازم دارید با خود سرکلاس بیاورید.

 

5 ـ یکی از چیزهایی که باعث درک مطلب بهتر دروس می شود نکته برداری از صحبت های معلم است. سعی کنید مطالب مهم و کلیدی را یادداشت کنید و برای خود از هر درسی یک جزوه درست کنید. نکته برداری و مطالعه آن ها کمک شایانی در فراگیری مطلب به شما می کند.

 

6 ـ  گاهی اتفاق می افتد که به علت بیماری و یا مشکلی نتوانید در یک کلاس درس حضور یابید.

در چنین حالتی تکلیف چیست؟

بهترین کاری که می توانید انجام دهید، این است که در شروع سال تحصیلی سعی کنید شماره تلفن حداقل دو نفر از همکلاسی های خود را داشته باشید تا در مواردی که مشکل دارید و نمی توانید در کلاس حاضر شوید، با تلفن زدن به دوستان خود از اوضاع و احوال کلاس باخبر شوید و مطالبی را که لازم است یاد بگیرید و یا مطالعه کنید را از آن ها بپرسید.

درنظر داشته باشید که کمتر معلمی پیدا می شود که یک درس را دوباره برای شما که غایب بودید تدریس کند.

اگر شما کمی خجالتی هستید و با کسی زیاد صحبت نمی کنید، بهتر است برای مواقع ضروری هم که شده شماره تلفن تعدادی از همکلاسی های خود را داشته باشید و از آن ها کمک بگیرید.

 

7 ـ اگر در درسی تکلیفی برای انجام دادن دارید، در انجام دادن آن درنگ نکنید و در حقیقت کار امروز را به فردا نیندازید.

ممکن است بعداً برای شما مشکلی غیرقابل پیش بینی اتفاق بیفتد و نتوانید تکلیف خود را به درستی و به دقت انجام دهید.

اگر می خواهید شاگرد زرنگ و خوبی باشید و بهترین نمره را نیز کسب کنید پس باید با پشتکاری زیاد و یک برنامه ریزی خوب کارهای خود را انجام دهید.

اگر در درسی با مشکل مواجه شدید، آن مشکلات را به حال خود نگذارید و به سادگی از آن ها نگذرید. سعی کنید مشکلات درسی را با کمک معلم و یا دوستانی که دراین زمینه تبحر دارند برطرف کنید. در حقیقت نابرده رنج گنج میسر نمی شود.

 

8 ـ شاگرد خوب معمولاً فقط به کتب درسی اکتفا نمی کند و سعی نمی کند که کتاب های متفرقه مربوط به درس مورد نظر را نیز مطالعه کند. اگرچه عده ای از دانش آموزان به ابتکار زیاد رغبت نشان نمی دهند، ولی مطالعه اضافی کتب دیگر، کمک زیادی به درک و فهم مطالب دروس شما خواهد کرد.

یکی دیگر از کارهایی که شاگردان خوب و موفق انجام می دهند، این است که این دسته از افراد، قبل از این که معلم بخواهد سرفصلی را تدریس کند، آن ها این دروس را خوب مطالعه می کنند و با آمادگی کامل سرکلاس می روند.

این افراد با ابتکارشان درحقیقت با حضور در کلاس فقط اشکالات خود را برطرف می کنند و به خوبی در درس موردنظر اشراف پیدا می کنند.

 

9 ـ زمانی که کاری را به صورت گروهی انجام می دهید،

تمام تلاش خود را به کار گیرید تا یک عضو خوب در گروه خود باشید.

کار را به نحوی انجام دهید که گویا خود به صورت انفرادی باید این کار را انجام بدهید. ایده ها و نظرات خود را با جمع مطرح کنید و در انجام تکالیف نیز جدی باشید.

در کار گروهی از زیر کار در نروید. اگر کسی درجمع پیدا شود و مدام بگوید که «من برای این که طرح و ایده ای ندارم و فکر می کنم شما بهتر از من هستید و...» این فرد با مطرح کردن این صحبت ها درحقیقت می خواهد از انجام دادن کارشانه خالی کند و تنبلی خود را به اثبات برساند.

توجه داشته باشید که درکار گروهی باید یاد بگیرید که نظر جمع مهم است و نه فرد. اجازه ندهید که عده ای افکار خود را به شما و دیگران تحمیل کنند. درکار گروهی به افکار و عقاید دیگراعضاء احترام بگذارید و با سازش و مصالحه با یکدیگر فعالیت کنید وکار خود را به پایان برسانید.

 

10 ـ  همیشه سعی کنید از اشتباهات خود درس بگیرید و نسبت به آن ها بی تفاوت نباشید. گاهی اوقات معلم درپای برگه امتحانی شما نکاتی را ذکر می کنند که شما باید این ها را جدی بگیرید و درپی رفع اشکال آن ها باشید.

به عنوان مثال اگر معلمی در درس زبان درپای برگه شما می نویسد:

«از گرامر بهتری استفاده کنند» یعنی که شما در درس گرامر مشکل دارید و باید در این زمینه تمرین و مطالعه بیشتری داشته باشید. اگر معلم به شما می گوید «کار شما عالی است و نتیجه گیری شما ضعیف است» این بدان معنا است که در زمینه جمع بندی مطلب و نتیجه گیری موضوع دقت بیشتری باید داشته باشید.

همیشه ازخود سۆال کنید که اشتباه من چه چیزی بود که در درس مورد نظر نتوانستم نتیجه خوبی را کسب کنم؟ «گاهی اوقات شما در امر یادگیری زحمت می کشید ولی مسیر درستی را انتخاب نمی کنید و با مشکل مواجه می شوید. هیچ گاه از تلاش و کوشش دست برندارید. از اشتباهات خود درس بگیرید امیدوار باشید وسعی کنید درجلسات بعد بهترین باشید. معلم بهترین کسی است که در زمینه رفع اشکالات می تواند به شما کمک کند.

دانش آموز خوب نه تنها باید در درس و تحصیل نمونه باشد. بلکه باید در رفتار با دیگران نیز خوب و نمونه باشد واخلاق پسندیده داشته باشد.

 

11 ـ سعی کنید مشکلات خانه را با خود به مدرسه نیاورید و با دیگران خوش برخورد باشید و رفتار پسندیده و نیکو داشته باشید. در امر تحصیل اگر کمکی از دستتان برمی آید به دوستانی که مشکل دارند کمک کنید.

 

12 ـ دانش آموزان خوب در یادگیری مطالب و درک و فهم آن ها از شیوه های متفاوتی استفاده می کنند. شما نیز با کمی دقت می توانید یادگیری خود را بهبود بخشید. گاهی اوقات دانش آموزان یادداشت برداری می کنند.

گاهی اوقات برای خود نمودار و یا الگو رسم می کنند و گاهی اوقات نیز عده ای با یاد دادن مطلب مورد نظر به دیگران، درس خواندن و درک مطلب خود را بهبود می دهند.

 

13 ـ به یاد داشته باشید که هیچ گاه فقط برای کسب نمره درس نخوانید. در درجه اول سعی کنید برای یادگیری مطلب، آن را بخوانید. فقط به فکر نمره نباشید. بجای بحث و جدال بامعلم خود که چرا شما بهترین نمره کلاس را نگرفته اید؟

بهتر است از خودتان سوال کنید  « چه طور می توانید دروس را بهتر مطالعه کنید و آن ها را یاد بگیرید تا با تلاش و پشتکار خودتان بهترین نمره را نیز کسب کنید . »

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396
نظرات


کیف و کوله پشتی مدرسه

و راهکارهایی در جهت استفاده مطلوب از آن

از معمول ترین راه های بردن کتاب ، دفتر و دیگر وسایل مورد نیاز به مدرسه کیف یا کوله پشتی است . به عبارتی کیف یا کوله پشتی همراه همیشگی کودکان در طول سال تحصیلی هستند .دانش آموزان به کمک کیف و کوله پشتی وسایل و لوازم مورد نیاز آموختن را از خانه تا مدرسه جابجا می کنند . برای والدین و متولیان امر آموزش و پرورش سلامتی و شادابی فرزندان این مرز و بوم امر بسیار مهمی است که همیشه بیشترین توجه را به خود جلب نموده است ، دغدغه های مربوط به حمل و جابجا نمودن کیف و کوله پشتی مابین مدرسه تا خانه و بالعکس توسط دانش آموزان از جمله مواردی است که هر از چند گاهی مسئولین و خانواده ها را بر آن می دارد که بهترین راهکار را در این مورد یافته و اجرا نمایند . به وسیله ی کوله پشتی حجم زیادی از کتاب ، دفتر ، نوشت افزار و ..... جابجا می شود ، وقتی کوله پشتی سنگین باشد، کودک بیش از حد پشت را قوس دار می کند یا سروتنه را به جلو خم می کند تا بتواند وزن کیف را تحمل کند، این فشار روی عضلات گردن و پشت سبب خستگی بیش از حد و آسیب می شود. این پژوهش در همین رابطه و جهت یافتن راهکاری برای جلوگیری از صدمات و آسیب های کیف و کوله پشتی های سنگین انجام شده ، که امیدوار است بتواند کمکی هر چند کم و ناچیز در این جهت انجام داده باشد .
معایب و مضرات حمل کیف و کوله های سنگین
استفاده ی نادرست از این وسایل می تواند صدمات جبران ناپذیری را به ستون فقرات کودکان و دانش آموزان تحمیل کند .چرا که ستون فقرات اطفال به خاطر نرمی بیشتر در معرض آسیب های بیشتری قرار دارد . درد گردن ، کمر درد ، انحناهای غیر طبیعی ستون فقرات ، افزایش غیر طبیعی انحناهای ستون فقرات و حتی در مواردی آسیب به رشته های عصبی از جمله ی این آسیب ها و مشکلات بشمار می روند . همچنین کشیدگی حاصل از حمل کیف ، باعث آسیب های گذرا یا حتی ماندگاری در ریشه های عصبی شانه و دست ها ، همچنین ریشه های عصبی گردن خواهد شد .
به گزارش خبرگزاری ایرنا 30 تا 50 درصد دانش آموزان 16 ساله در کشور کمردرد دارند و کارشناسان معتقد بودند که یکی از علتهای اصلی این مسأله، استفاده از کیفها و کوله پشتی های نامناسب است .مطالعات گسترده ای در زمینه تاثیر حمل کیف های مدرسه بر کمردرد اطفال صورت گرفته است و همه ی آن ها این نقش را تایید کرده اند .مهم ترین این تحقیقات به شرح ذیل می باشند . در یک بررسی هفتاد و پنج درصد دانش آموزان مورد مطالعه کمر درد داشتند و این مشکل در دخترها شایع تر از پسرها بود . حمل کیف های سنگین ، بالا و پایین بردن کیف از پله ها و ایستادن با کیف در صف مدرسه شیوع این دردها را افزایش می داد.در تحقیق دیگری که کارشناسان دانشگاه بوستون آمریکا در این کشور انجام داده اند نشان می دهد : حدود 85 درصد از دانش‌آموزان و دانشجویان در آمریکا دچار درد و ناراحتی ناشی از استفاده از کوله پشتی هستند. بیشتر این درد و ناراحتی روی شانه‌ها، ناحیه تحتانی کمر، بالای کمر و گردن متمرکز می‌شود.
تحقیق جدیدی که درباره کودکان علاقمند به کوله پشتی در سنین آغاز دبستان تا پایان دوره راهنمایی انجام
  شده است نشان می دهد که در صورتی که وزن کیف یا کوله پشتی بیش از 10 تا 15 درصد وزن دانش آموز باشد تغییرات ناسالم در وضعیت بدن و اندام ها افزایش یافته و وخیم ترخواهد شد. توصیه متخصصین این است که وزن کیف را در همین محدوده تعیین شده- بین 10 تا 15 درصد وزن خود دانش آموز- حفظ کنید.
علاوه بر آن چه گفته شد کیف سنگین موجب می شود که پشت کودک بیش از حد به عقب کشیده شده و گودی کمر او زیاد شود و وضعیت بدنی او تغییر شکل داده و رو به جلو، با کمر پیچ خورده یا متمایل به یک سمت شود . یک کوله پشتی بسیار سنگین موجب فعالیت بیش از حد ماهیچه ها می شود و آنها را خسته و منقبض کرده و در نتیجه گردن، شانه ها و پشت را نسبت به فشارها و ضربه های وارده آسیب پذیرتر خواهد کرد .

بهترین نوع کیف و ویژگی های آن
کوله پشتی بهترین نوع کیف برای دانش آموزان است چون وزن بار را به دو قسمت تقسیم می کند. کوله هایی که یک بند کمری دارند باز هم بهترهستند چون باعث می شوند به کمر فشار کمتری وارد شود. طرز استفاده از کوله پشتی هم خیلی مهم است. کوله پشتی را نباید روی یک شانه انداخت و باید از هر دو بند آن استفاده کرد .
 به عقیده ی متخصصان ، بار داخل کوله پشتی نباید بیشتر از 10 یا 15 درصد وزن بدن دانش‌آموز باشد .
یک کوله پشتی خوب و مناسب باید دارای چنین ویژگی هایی باشد :
در انتخاب کوله پشتی باید اندازه متناسب با سن و قد دانش آموز باشد .
کوله پشتی حتماً پدهایی در ناحیه شانه ، پشت و سینه ها داشته باشد ، چرا که به ویژه شانه ها محل عبور رگ های خونی و رشته های عصبی مهم هستند .
کوله پشتی دارای کمربندهای اضافی ( کمربند سینه ای و کمربند لنگی ) باشد تا هم حمایت اضافی ایجاد کند و هم وزن را از شانه و کمر به لگن انتقال دهد .
کوله پشتی دارای جیب ها و فضاهایی متناسب با نوع استفاده باشد تا سبب تقسیم وزن اشیا و نگهداری آن ها در جای امن و دسترسی آسان به وسایل شود .
کوله پشتی های چرخ دار نیز برای دانش آموزانی که نباید مدام از کلاسی به کلاس دیگر رفته یا از پله بالا و پایین بروند، توصیه شده اند. البته چنین کیف هایی باید دارای دسته ای بلند باشند که کودک برای کشیدن آن نیازی به خم شدن یا چرخیدن نداشته باشد و چرخ های کیف هم باید به اندازه ای بزرگ باشند که کیف از لغزیدن و واژگون شدن در امان باشد .
کوله پشتی هایی که یک بند در قسمت قفسه سینه یا دور کمر دارند ، از سایر کوله پشتی ها مطمئن تر هستند و سلامت سر و گردن و کمر فرد را تضمین می کنند . 
سعی کنید کوله پشتی هایی را تهیه نمایید که یک لایه ی زیرین پشتی در داخل دارند و شانه ها و کمر را از فشار زیاد محفاظت می کنند .
کوله پشتی هایی که طراحی ارگونومیک ( اصول مهندسی عوامل انسانی ) دارند ، ایمنی و راحتی بیشتری دارند ، بندهایی که روی سینه و کمر بسته می شوند نیز می توانند از تکان های کیف جلوگیری کرده و وزن آن را علاوه بر شانه، بر روی سینه و لگن تقسیم می کنند.

راهکار هایی برای نحوه ی استفاده از کیف و کوله پشتی
با توجه به آن چه که در بالا گفته شد یافتن راهکارهایی برای جلوگیری از این صدمات لازم و ضروری به نظر می رسد .راهکارهای پیشنهادی که به ذهن این جانب می رسند و در ادمه به آن خواهیم پرداخت در یک تقسیم بندی ساده به سه قسمت تقسیم می شوند که مسئولیت اجرای آن بر عهده ی مسئولین آموزش و پرورش و خانواده ها می باشد .

1 - آموزش و پروزش 
بدون شک هر پیشنهاد و راهکاری و همچنین اجرایی نمودن هر کاری در جهت پیشرفت ، نیازمند به صرف هزینه و زمان است . در زمینه ی کیف و کوله پشتی نظام آموزش و پرورش می تواند در مدارس و در کلاس درس با تهیه ی کمدهای بزرگی که دارای کشوها یا فایل های کوچک تری هستند -همچنان که هر یک از معلمان و آموزگاران کمد جداگانه ای در مدرسه دارند - و اختصاص هر کشو به یک دانش آموز نقش بسیار مهمی در جلوگیری از جابجایی لوازم و وسایلی داشته باشد که دانش آموز کمتر نیازمند آن است که هر روز آن ها را بین مدرسه و خانه حمل کند . در این روش چون هر دانش آموز دارای کمد شخصی می باشد بدون نگرانی از گم شدن وسایلش آن ها را در کلاس درس می گذارد . ( این روش ممکن است ظاهراً نیازمند به هزینه های زیادی باشد ، اما بدون شک نتایج آن در سلامت آینده سازان میهن اسلامی ، جبران این هزینه ها را خواهد کرد و صد البته می توان از اولیاء دانش آموزان در تهیه و خرید آن کمک گرفت ). البته در مدارس یک نوبته( حتی با وجود نبودن این کمدهای اختصاصی ) با دادن آموزش های لازم به دانش آموزان در خصوص عدم دستکاری وسایل دیگران ، می توان آنان را مجاب نمود که تعدادی از کتب یا دیگر وسایل خود را درکلاس و در میز و نیمکت های خود باقی گذاشته و به خانه نبرند .
 
وظیفه ی دیگر آموزش و پرورش دادن آموزش های لازم و ضروری به دانش آموزان و اولیای آن هاست ، باید به خانواده ها در خصوص نقش و اهمیت کوله پشتی و کیف در سلامت کودکان و همچنین تهیه و خرید کوله پشتی

2 - خانواده
از وظایف والدین نسبت به فرزندان آموختن علم و دانش به آنان و تهیه ی مقدمات مورد نیاز در این جهت می باشد . از آن جا که پدر و مادر نسبت به سلامتی ، شادابی و رفاه فرزندان خود حساس هستند باید در جهت تهیه و خرید بهترین نوع کیف برای فرزندشان اقدام کنند . همچنین
 والدین باید نظارت داشته باشند که دانش آموزان کتاب ها ، وسایل و اغذیه غیرضروری با خود به مدرسه حمل نکنند تا کیف آن ها سنگین تر نشود .
از آن جا که داشتن علم و آگاهی در این زمینه می تواند راه گشا باشد ، خانواده باید اطلاعاتی را در مورد کیف یا مناسب برای فرزندان آموزش های لازم داده شود . برگزاری کلاس های آموزش خانواده با موضوع کیف و کوله پشتی ، تهیه ی بروشور آموزشی و پخش آن بین اولیاء از دیگر اقداماتی است که مسئولین اجرایی آموزش و پرورش می توانند انجام دهند . مسئولین باید دانش آموزان را در مدرسه به صورت ادواری از نظر ساختار قامتی تحت معاینه پزشکان و متخصصان قرار دهند و خانواده ها نیز می توانند این آزمایشات را در بیرون از مدرسه دنبال کنند .

کوله پشتی مناسب داشته باشد تا با شناخت کافی در جهت خرید این وسیله اقدام کنند ، که آموزش و پرورش در ایجاد این شناخت در خانواده ها نقش بسیار مهمی می تواند داشته باشد .

3 - دانش آموز
کودکان ودانش آموزان نیز درمقوله ی کیف و کوله پشتی نقش اصلی را برعهده دارند چرا که آنان هستند که هر روز باید این وسیله را با خود جابجا کنند . اگر کودکان آموزش های لازم را در مورد استفاده صحیح و درست از کوله پشتی ببینند ، بدون شک صدمات و لطمات کمتری را متحمل خواهند شد .
 توصیه هایی به کودکان برای استفاده درست از کوله پشتی
برای کاهش وزن کوله پشتی بطری‌های آب را خالی حمل کنید و پیش از شروع کلاس آنها را پر کنید. فقط چیزهایی را که نیاز دارید حمل کنید و باقی وسائل را در اتاقتان در منزل بگذارید .
بندهای کوله را خیلی بلند نکنید. بندهای کوله هرچه کوتاهتر باشد فشار کمتری به کمر شما وارد می شود . کوله هایی با بند پهن مناسب ترند .
دانش آموزان کتاب ها و اغذیه غیرضروری با خود به مدرسه حمل نکنند تا کیف آن ها سنگین تر شود. چنانچه نیاز است که دانش آموز وسایل زیادتری همراه خود به مدرسه ببرد از کیف دیگری برای حمل آن استفاده کند که حمل کیف دوم با دست دیگر انجام شود .
اگر کیف شما کوله نیست آن را دست به دست کنید و همیشه روی یک دست و یا روی یک شانه کیفتان را حمل نکنید
.
سعی کنید کیف  مدرسه را تا حد امکان سبک بچینید و لوازم و وسایل غیرضروری را  با  خودتان به مدرسه نبرید .
از هردو بند کیف استفاده کنید. آویختن کوله پشتی تنها بر یک شانه و با یک بند، موجب میشود که سنگینی کیف تنها به یک سمت بدن وارد شود. با انداختن دو بند بر روی هر دو شانه، وزن کیف بهتر تقسیم شده و بدن را در حالت مطلوب تری قرار می دهد .
کیف را طوری بر دوش بیاندازید که بر روی قوی ترین عضلات میانه پشت قرار بگیرد. کیف باید صاف بر روی قسمت میانی پشت، در نزدیکی مرکز ثقل فرد قرار بگیرد. بندهای کیف باید طوری تنظیم شوند که بر دوش انداختن و بیرون آوردن کیف به راحتی انجام شود. در ضمن این بندها نباید تا حدی آزاد باشند که کیف از روی مرکز ثقل بدن پایین تر بیاید .
علاوه بر سبک کردن بار، بهتر است لوازم داخل کیف را طوری بچینید که سنگین ترین اشیاء به پشت شما نزدیکتر باشند .
بستن بند کمری کوله پشتی از جمله ضروریات است، چرا که از انتقال تمام نیروی وزن بر شانه ها جلوگیری می کند، به خصوص از ایجاد سوانح احتمالی در فرد مثلاً در زمستان جلوگیری می کند .
در انتخاب کیف دستی ضمن آن که وزن و جنس آن باید مناسب باشد، دسته های کیف هم نباید خیلی سفت و خشک باشد .
آخرین تذکر این که اگر دانش آموزی را ببینیم که هنگام حمل کوله پشتی به جلو خم شود، شانه هایش را گرد کند و موقع راه رفتن سرش را پایین تر بیندازد باید بدانیم که کوله اش سنگین است .

منابع : روزنامه های قدس ، ابتکار و رسالت ، مجلات رشد و پیوند و ...

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : جمعه 17 شهریور 1396
نظرات


اعلان عمومی برای سفر حج

در سال دهم هجرت، به دستور الهی، آخرین سفر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به مكه برای تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یكصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهی كردند كه در شرایط آن زمان سابقه نداشت . بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم - كه كمی قبل از محل جدا شدن كاروان ها بود ـ حضور یابند . سه روز پس از پایان مراسم حج، سیل جمعیت به سوی غدیر حركت كردند .

اجتماع عظیم در غدیر

با رسیدن به محل موعود،فرمان توقف از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) صادر شد و مركب ها از حركت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر كس جایی برای توقف سه روزه آماده كرد . به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زیر چند درخت كهنسال را آماده كردند و روی درختان، پارچه ای به عنوان سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبری به بلندی قامت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طوری كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند .

هنگام ظهر، پس از ادای نماز جماعت، پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر فراز منبر ایستادند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند. قبل از شروع خطابه، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر فراز منبر یك پله پائین تر در طرف راست آن حضرت ایستاده بودند .

سخنرانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله )

پیامبر اكرم نگاهی به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز كردند. با در نظر گرفتن این شكل خاص از منبر و سخنرانی كه دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده می شوند به استقبال سخنان حضرت می رویم كه آن را می توان در یازده بخش ترسیم نمود : پیامبر (صلی الله علیه و آله) در اولین بخش سخن به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند . در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح كردند كه باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب علیه السلام ابلاغ كنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم . در سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام (علیهم السلام) را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمع ها یكباره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانی حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان ها در طول زمان ها و در همه مكان ها و نفوذ كلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه (علیهم السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند . برای آن كه هرگونه ابهامی از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پیامبر (صلی الله علیه و آله) با دست های مبارك بازوان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند تا حدی كه پاهای آن حضرت محاذی زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر كس علی را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و یاری كن هر كس او را یاری كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند . » سپس كمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه (علیهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند .

در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: «هر كس از ولایت ائمه (علیهم السلام) سر باز زند اعمال نیكش سقوط می كند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه ای از فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را متذكر شدند .

مرحله ششم از سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) جنبه غضب الهی را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشی از آنان هستم، ولی بدانند كه خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست . » سپس به پیشوایان گمراهی كه مردم را به جهنم می كشانند اشاره كرده فرمودند: «من از همه آنان بیزارم.» اشاره ای رمزی هم به «اصحاب صحیفه ملعونه» داشتند و تصریح كردند كه بعد از من مقام امامت را غصب می كنند و سپس غاصبین را لعنت كردند .

در بخش هفتم، حضرت تكیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) هستند . » سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت كردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد (علیهم السلام) تفسیر فرمودند. آیاتی هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (علیهم السلام) معنی كردند .

در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی (ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند و آینده ای پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند .

در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با علی بن ابی طالب (علیه السلام) دعوت می كنم. پشتوانه این بیعت آن است كه من با خداوند بیعت كرده ام، و علی هم با من بیعت نموده است. پس از این بیعتی كه از شما می گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی است .

در دهمین بخش، حضرت درباره احكام الهی سخن گفتند كه مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود: از جمله این كه چون بیان همه حلال ها و حرام ها توسط من امكان ندارد با بیعتی كه از شما درباره ائمه (علیهم السلام) می گیرم به نوعی حلال و حرام را تا روز قیامت بیان كرده ام. دیگر این كه بالاترین امر به معروف و نهی از منكر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان (علیهم السلام) و امر به اطاعت از ایشان و نهی از مخالفتشان است .

در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانی انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرائط غیر عادی زمان و مكان و عدم امكان بیعت با دست برای همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبان های شما اقرار بگیرم . » سپس مطلبی را كه می بایست همه مردم به آن اقرار می كردند تعیین كردند كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (علیهم السلام) و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل های آینده و غائبان از غدیر بود. در ضمن بیعت با دست هم حساب می شد زیرا حضرت فرمودند: «بگویید با جان و زبان و دستمان بیعت می كنیم . »

بیعت عمومی

پس از اتمام خطابه پیامبر (صلی الله علیه و آله)، دو خیمه بر پا شد كه در یكی خود آن حضرت و در دیگری امیرالمؤمنین (علیه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت می شدند و پس از بیعت و تبریك، در خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور می یافتند و با آن حضرت بیعت می كردند و تبریك می گفتند . زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبی كه پرده ای در وسط آن بود بیعت نمودند. به این صورت كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست مبارك را در یك سوی پرده داخل آب قرار می دادند و در سوی دیگر زنان دست خود را در آب قرار می دادند .

وقایع سه روز در غدیر

در طول سه روز توقف در غدیر، پس از ایراد خطابه چند جریان به عنوان تأكید و به نشانه اهمیت غدیر به وقوع پیوست كه شرح آن چنین است :

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این مراسم، عمامه خود را ـ كه «سحاب» نام داشت به عنوان افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار دادند . حسان بن ثابت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست كرد تا در مورد غدیر شعری بگوید، و با اجازه حضرت اولین شعر غدیر را سرود .جبرئیل علیه السلام به صورت انسانی ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پیامبر برای علی بن ابی طالب عهد و پیمانی گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمی زند . »

مردی از منافقین گفت: «خدایا اگر آنچه محمد می گوید از طرف توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناكی بر ما بفرست.» در همین لحظه سنگی از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد، و این معجزه غدیر تأیید الهی را بر همگان روشن كرد . پس از سه روز مراسم پر شور غدیر پایان یافت، و آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در صفحات تاریخ نقش بست. مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفت كامل به جانشینان آن حضرت تا روز قیامت، راهی شهر و دیار خود شدند. خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و خداوند بدینگونه حجتش را بر همه مردم تمام كرد .

چگونگی بیعت مردان

با پایان یافتن خطابه پیامبر اكرم، مردم به سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله)و امیر المؤمنین(علیه السلام) هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند و تبریك و تهنیت می گفتند . پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود. در یكی خود نشستند و به امیر المؤمنین (علیه السلام) دستور دادند تا در خیمه دیگر بنشینند. مردم دسته دسته در خیمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضور می یافتند و پس از بیعت و تبریك به خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت می كردند و با لقب «امیر المؤمنین» بر آن حضرت سلام می كردند، و این مقام والا را تبریك و تهنیت می گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در منطقه غدیر اقامت داشتند . مسئله جالب در این بیعت آن است كه كسانی كه در غدیر پیش از همه با امیرالمؤمنین بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند؛ زودتر از همه بیعت خود را شكستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند . در تاریخ آمده كه خلیفه دوم بعد از بیعت، این كلمات را بر زبان می راند: «افتخار برایت باد، گوارایت باد، ای پسر ابی طالب! خوشا به حالت ای اباالحسن، اكنون مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی شده ای !!!»

چگونگی بیعت زنان با امیرالمومنین

از طرف دیگر، پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا ظرف آبی آورده و پرده ای بر روی آن زدند. امیر المؤمنین(علیه السلام) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوی دیگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بیعت كردند . یادآوری می شود كه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در غدیر حضور داشتند، و كلیه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در آن مراسم حاضر بودند .

عمامه سحاب پیامبر

در این مراسم، پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) گذاشتند و انتهای عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند .

شعر غدیر

در مراسم پر شور غدیر، حسان بن ثابت از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) اجازه خواست تا به مناسبت این واقعه عظیم شعری درباره امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) بسراید . حضرت فرمودند: بگو به بركت خداوند . حسان در جای بلندی قرار گرفت و گفت: «ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش كنید.» سپس اشعاری را كه همانجا سروده بود خواند كه به عنوان یك سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند .

جبرئیل در غدیر

اتمام حجت دیگر این بود كه مردی زیباروی در كنار مردم می گفت :  « به خدا قسم روزی مانند این روز هرگز ندیدم. چقدر كار پسر عمویش را محكم نمود! برای او پیمانی بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمی زند. وای بر كسی كه پیمان او را بشكند . » عمر نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: شنیدی این مرد چه می گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمودند . « او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشكنی. اگر چنین كنی خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود ! »

معجزه غدیر

امضای الهی بر غدیر، معجزه ای بود كه پس از اعلام ولایت توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) به وقوع پیوست. حارث فهری نزد حضرت آمد و معترضانه پرسید: آیا این ولایت كه امروز اعلام كردی از جانب خدا بود؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آری از جانب خدا بود . در اینجا حارث خطاب به خداوند گفت: «خدایا! اگر آنچه محمد می گوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناكی بر ما بفرست !! »

همین كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از پشتش خارج گردید و همانجا او را هلاك كرد . با این معجزه، بار دیگر بر همگان مسلم شد كه «غدیر» از منبع وحی سرچشمه گرفته و فرمان الهی است و منكرین آن مستحق عذاب اند .

پایان مراسم غدیر

پس از سه روز، مراسم غدیر پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در ذهن ها نقش بست. گروه ها و قبائل عرب، پس از وداع با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و معرفت كامل به جانشین آن حضرت راهی شهر و دیار خود شدند و پیامبر(صلی الله علیه و آله) عازم مدینه گردیدند . خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد .

اتمام حجت جهانی در غدیر

جا داشت بیش از یكصد و بیست هزار نفر حاضر در غدیر، هر یك به سهم خود خطبه غدیر را حفظ كنند و متن آن را در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهند .

البته فضای جامعه مسلمین پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) - كه گفتن و نوشتن معارف و سنن پیامبر كه سال های متمادی در آن ممنوع بود ـ سبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت ساز پیامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجرای آن در عینیت جامعه باشند. پیداست كه مطرح كردن غدیر مساوی با برچیدن بساط غاصبین خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنین كاری را نمی دادند . اما غدیر، به صورتی در سینه ها جای گرفت كه عده زیادی خطابه غدیر یا قسمتی از آن را حفظ كردند و برای نسل های آینده به یادگار گذاشتند، و هیچ كس را قدرت منع از انتشار چنین خبر مهمی نبود. لذا بین اكثریت مسلمین، هیچ حدیثی به اندازه «حدیث غدیر» روایت كننده ندارد، و گذشته از تواتر آن، از نظر رجال و درایت فوق العاده است .

پیامبر(صلی الله علیه و آله) با توجه به آینده بلندمدت دین الهی تا آخرین روز دنیا و دامنه وسیع مسلمین در حد جهانی، جانشینان خود تا روز قیامت را در این خطابه رسمی به جهانیان معرفی فرمودند . اگر گروه هایی از مسلمین در طول زمان ها همچنان در مقابل جانشینان حقیقی پیامبرشان سر تعظیم فرود نیاورده و نمی آورند، ولی جمع عظیم شیعیان در طول تاریخ، فقط علی بن ابی طالب و یازده امام(علیهم السلام) از فرزندان او را جانشینان پیامبر(صلی الله علیه و آله) می دانند .

اگر اجتماع آن روز مسلمین، خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در مرحله عمل ندیدند، ولی بسیاری از نسل های بعدی مسلمانان وصی واقعی پیامبرشان را شناختند كه این بالاترین هدف از «غدیر» بود .

منبع: كتاب غدیر در آیینه

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396
نظرات



زنبورهای عسل از دهه ۱۹۳۰ میلادی به عنوان مثال نقض قواعد ریاضی مورد توجه قرار گرفتند. براساس محاسبات ریاضی، بال‌های زنبور عسل توانایی بلند کردن بدن این حشره را از روی زمین ندارد. این در حالی است که زنبورهای عسل به آسانی در همه جا پرواز می‌کنند. اکنون یک تحلیل ریاضی تصویر کاملی از چگونگی پرواز زنبور عسل با استفاده از بال‌های بسیار کوچک را اثبات کرده است .

تا دهه ۱۹۹۰ میلادی تصور می‌شد که زنبورهای عسل با استفاده از یک جریان مستمر هوا که از روی بال آن‌ها عبور می‌کند، نیروی لازم برای بلند شدن از زمین را به دست می‌آورند. اما در سال ۱۹۹۶ میلادی مشخص شد زنبورها علاوه بر این، از جریان‌های کوچکی شبیه به گردباد که در لبه بال‌های آن‌ها ایجاد می‌شود، استفاده می‌کنند . این جریان‌ها با عنوان گردباد لبه بیرونی یا LEV شناخته می‌شوند .

به گفته مصطفی نبوی از محققان دانشگاه منچستر، در ابتدا همه تصور می‌کردند این جریان‌های LEV راه حل جادویی پرواز زنبورهای عسل است. اما نبوی و همکارانش پس از تحلیل نتایج ۸ آزمایش مختلف با استفاده از ۸ گونه متفاوت زنبورها به این نتیجه رسیدند که جریان‌های LEV‌ هیچ‌گونه نیروی بالابرنده‌ای ایجاد نمی‌کنند . این محققان از طریق ایجاد سه مدل ریاضیاتی که در هر یک مکانیزم متفاوتی برای ایجاد نیروی بالابرنده پیاده‌سازی شده بود، نتایجی را به دست آوردند که با مقایسه آن‌ها با آزمایشات اصلی توانستند به چگونگی پرواز زنبورهای عسل پی ببرند .

در واقع محققان با بررسی جریان‌های LEV دریافتند که وجود این جریان‌ها به معنای امکان حرکت بال‌های زنبور عسل با زاویه‌ای بسیار بازتر است. این جریان‌ها در لبه بال زنبور امکان حرکت بال‌ها را با زاویه بازتر به سوی آسمان فراهم می‌کند. همین ویژگی نیروی کافی برای بالا رفتن زنبور عسل، مگس میوه و حتی مرغ مگس‌خوار را فراهم می‌کند .

اگر یک زنبور عسل در حال پرواز باشد و جریان‌های LEV‌ متوقف شوند، زنبور نیز از حرکت باز می‌ایستد. بدین معنی که اختلاف فشار بین بالا و پایین بال زنبور عامل حرکت آن به سمت بالا است و اگر این اختلاف فشار از بین برود زنبور به زمین می‌افتد .

محققان با آزمایش این ایده‌های ریاضیاتی و مقایسه نتایج با اطلاعات به دست آمده از حرکت بال‌های زنبور نشان دادند که بهترین توضیح برای توانایی پرواز زنبور عسل، این است که جریان‌های LEV مانع توقف حرکت آن می‌شوند .

درک چگونگی پرواز زنبورهای عسل و بیان حرف آخر در خصوص آنچه که پیش از این یک تناقض محسوب می‌شد، به خودی خود، هدف ارزشمندی است. اما این تحقیقات می‌تواند «تاثیر مهمی بر توسعه و بهبود طراحی فن‌ها، توربین‌ها یا وسایل نقلیه پرنده مینیاتوری برای تحویل کالاها و همچنین انجام ماموریت‌های نظارتی، امداد و نجات باشد . »

 گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Royal Society Interface منتشر شده است .


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1396
نظرات

 


امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی، اسرارِ اعمال مختلف حج را به شبلى آموخته‌اند؛ از جمله اسرار، اسرار روز عرفه است. به طور معمول شخص حج‌گزار در روز ترویه (روز هشتم ذیحجّه) احرام مى‌بندد كه شب نهم را در سرزمین عرفات بماند تا آن وقوف لازم را كه روز نهم مى‌باشد، درك كند. روز نهم را، از زوال خورشید (ظهر)، باید در سرزمین عرفات بماند و در شب دهم از عرفات به مشعر كوچ نموده و در آنجا بیتوته كند و روز دهم بعد از طلوع آفتاب، از مشعر به طرف منا حركت و كوچ كند. آنگاه كه وارد سرزمین منا شد، قربانى، حلق و رمى جمرات مى‌كند. سرّ حج در این نیست كه انسان، اعمال ظاهرى را ـ چه واجب و  چه مستحب ـ انجام دهد .

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: مى‌دانید وقتى زائر و انسان حج‌گزار احرام بست، چرا باید به عرفات رود و بعد بیاید كعبه را طواف كند؟ براى آن كه عرفات خارج از مرز حرم است و اگر كسى میهمان خدا است، ابتدا باید به بیرون دروازه رود و آنقدر دعا و ناله كند تا لایق ورود به حرم شود بعد در عرفات، هم شب و هم روز، به خصوص روز عرفه، دعاى مخصوصى است. و دعا جزء فضائل برجسته و وظائف مهم روز عرفه در سرزمین عرفات است؛ چرا كه اگر كسى روز نهم ذیحجّه در عرفات نباشد نیز از فضائل برجسته آن روز، خواندن دعاى عرفه سالار شهیدان حسین بن على (علیهماالسلام) مى‌باشد.(1)

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: مى‌دانید وقتى زائر و انسان حج‌گزار احرام بست، چرا باید به عرفات رود و بعد بیاید كعبه را طواف كند؟ براى آن كه عرفات خارج از مرز حرم است و اگر كسى میهمان خدا است، ابتدا باید به بیرون دروازه رود و آنقدر دعا و ناله كند تا لایق ورود به حرم شود بعد در عرفات، هم شب و هم روز، به خصوص روز عرفه، دعاى مخصوصى است.

زائر ابتدا باید در خارج از محدوده حرم، آنقدر دعا كند و خود را تزكیه و تطهیر نماید تا لایق ورود به مرز حرم شود؛ از این جهت گفته‌اند كه قبل از طواف، باید به بیرون دروازه؛ یعنى عرفات رود؛ مثل این كه اگر میهمانى بخواهد بر بزرگى وارد شود، اول باید در قسمت ورودى در؛ اجازه ورود بگیرد آنگاه به محضر وارد شود. حاجیان در روز نهم، به سرزمین عرفات مى‌روند، در آنجا تضرّع مى‌كنند، دعا مى‌خوانند و اجازه ورود به حرم را از خدا مسألت مى‌كنند آنگاه كه لیاقت یافتند، وارد محدوده حرم مى‌شوند .

 

عرفات پنج سرّ دارد كه در حدیث شبلى آمده است :

1 ـ وقوف در عرفات به این معنا است كه انسان به معارف الهى واقف، عارف و آگاه شود. بداند كه خداوند به همه نیازهاى او واقف است و براى رفع همه نیازمندی‌هاى او توانا است. خود را به خدا بسپارد و احساس كند كه بنده او و محتاج به او است تا تنها او را اطاعت كند. اگر بنده‌اى مطیع و پیرو خدا شد، از همه چیز و همه كس بى نیاز است؛ چرا كه سرمایه وسیله هر بى نیازى است (و طاعتهُ غِنًى.)(2) پس كسى كه در عرفات ایستاده، باید از معرفت طرفى ببندد .

2 ـ باید عارف بشود كه ذات اقدس الهى به صحیفه قلب او و به درون او و رمز و راز او آگاه است، زائر باید در سرزمین عرفات آیه شریفه: «و ان تجهر بالقول فانّه یعلم السرّ و أخفى»(3) را درك كند .

خداوند متعال مى‌فرماید: پروردگار شما، از هر كارى كه انجام مى‌دهید، از هر چرخى كه مى‌زنید و از هر سرّى كه در درون خود دارید، آگاه و مستحضر است. حرف آشكار و راز نهانى شما را مى‌داند و آنچه را كه پوشیده است و حتّى احیاناً براى خود شما روشن نیست و بطور ناخودآگاه در زوایا و شیار مغز و قلب و روح شما عبور مى‌كند مى‌داند .

خلاصه آن كه انسان باید عارف شود كه خداوند متعال بر صحیفه قلب او احاطه كامل دارد. اگر آدمى بداند كه قلب او در محضر و در مشهد حق است، همانطورى كه گناه با زبان، دست و پا مرتكب نمى‌شود، گناه خیالى و فكرى هم نخواهد داشت و آرزوهاى باطل به خود راه نخواهد داد. همانگونه كه حرف باطل بر لب ندارد و به كسى بد نمى‌گوید، بدىِ كسى را در دل نیز نمى‌طلبد. و بالاخره همانگونه كه بدن خود را تطهیر مى‌كند، قلبش را نیز از خاطرات آلوده پاك مى‌سازد .

انسان باید عارف شود كه خداوند متعال بر صحیفه قلب او احاطه كامل دارد. اگر آدمى بداند كه قلب او در محضر و در مشهد حق است، همانطورى كه گناه با زبان، دست و پا مرتكب نمى‌شود، گناه خیالى و فكرى هم نخواهد داشت و آرزوهاى باطل به خود راه نخواهد داد. همانگونه كه حرف باطل بر لب ندارد و به كسى بد نمى‌گوید، بدىِ كسى را در دل نیز نمى‌طلبد. و بالاخره همانگونه كه بدن خود را تطهیر مى‌كند، قلبش را نیز از خاطرات آلوده پاك مى‌سازد.

3 ـ شایسته است كسى كه در سرزمین عرفات بسر مى‌برد، از جبل الرّحمه بالا رفته و دعاى خاص آن را بخواند. سالار شهیدان حسین بن على (علیهماالسلام) در قسمت چپ آن كوه رو به كعبه ایستاد و آن دعاى معروف را خواند. راز و سرّ بالا رفتن از جبل الرّحمه، این است كه بداند خداوند متعال بر هر زن و مرد مؤمن رؤوف و رحیم است. ولىّ هر مرد و  زن مسلمان است. گرچه ولایت خداوند متعال تكوینى است و او ولىّ كلّ است؛ «هنا لك الولایة لله الحق»(4) و اگر چه رحمت خداوند متعال فراگیر است؛ «رحمتى وسعت كلّ شىء»، اما آن، ولایت و رحمت عامّ است و در كنار این ولایت و رحمت عامه، رحمت خاصّ و ویژه نیز دارد كه براى همه نیست؛ «رحمتى وسعت كلّ شىء، فسأكتبها للّذین یتّقون»(5) در بخش اول آیه مشخص فرمود كه رحمتش فراگیر است؛ (رحمتى وسعت كلّ شىء) و در بخش دوّم بیان كه رحمتش به سود متّقین است (فَسَأكتبها لِلذینَ یَتَّقوُن) فرمود: بر خود لازم كرده‌ام كه رحمت خاص را شامل متّقین سازم؛ چرا كه «كتَبَ ربّكم على نفسه الرحمة»(6)؛ خداوند متعال رحمت را بر خود لازم كرده است. از مجموع دو آیه، استفاده مى‌شود كه خداوند متعال بر خود لازم كرده است رحمت خاص را به پرهیزكاران دهد .

بالاى جبل الرحمه رفتن آدمى را به این سرّ و راز و رمز، آشنا و عارف مى‌كند(7) كه خداوند متعال رحمت و ولایت خاصّى دارد بر مرد و زن با ایمان و مسلمان. طبیعى است كه وقتى به این سرّ مزیّن شد، نسبت به زن و مرد مؤمن رحمت خاص دارد و به آنان ولایت مخصوص پیدا مى‌كند و  در رفتار، گفتار و نوشتار خود، این سرّ را پیاده مى‌كند.

4 ـ در سرزمین عرفات، منطقه‌اى است به نام «نَمِره» كه با علامت‌هایى مشخص شده است. فرزند رسول خدا بر تخته سنگى از این كوه ایستاده و خطبه معروف عرفات را خواندند. در این كوه قبّه‌اى بنام قبه حضرت آدم قرار دارد كه نماز گزاردن در آنجا مكروه است و حسین بن على (علیهماالسلام) در دامنه این كوه دعاى عالیه مضامین روز عرفه را با چشمى اشكبار خواندند. (فاكهى، اخبار مكه). به فرموده امام سجاد (علیه السلام) وقتى به این منطقه از عرفات رسیدید، راز و رمزش این است كه بگویید :

« خدایا! به چیزى(8) امر نمى‌كنم مگر آن كه قبلا خودم به آن عمل كنم و مؤتمر باشم و  از چیزى نهى نمى‌كنم مگر آن كه قبلا خودم از آن منزجر باشم . »

راز و سرّ بالا رفتن از جبل الرّحمه، این است كه بداند خداوند متعال بر هر زن و مرد مؤمن رؤوف و رحیم است. ولىّ هر مرد و  زن مسلمان است. گرچه ولایت خداوند متعال تكوینى است و او ولىّ كلّ است؛ «هنا لك الولایة لله الحق.»

هر انسان مسلمانى وظیفه دارد امر به معروف و نهى از منكر كند. امر به معروف و نهى از منكر، یك حكم فقهى دارد و یك سرّ. حكم فقهى آن، این است كه عالم به حكم شرعى، اگر دید كسى از روى علم و آگاهى و از روى قصد و عمد حكمى را رعایت نمى‌كند، باید او را راهنمایى كند. بدیهى است امر به معروف و نهى از منكر غیر از تعلیم، موعظه و ارشاد است.(9)

امر به معروف و نهى از منكر جنبه ولایت و امریّت دارد، گرچه ممكن است در بعضى از موارد، مصداق تعلیم، ارشاد و یا موعظه قرار گیرد ولیكن حقیقت امر به معروف و نهى از منكر از عناوین یاد شده جدا است .

در امر به معروف و نهى از منكر لازم نیست خود انسان درون پاك داشته باشد و یا متّصف به عدالت گردد. عدالت شرط امر به معروف و نهى از منكر نیست بلكه علم، آگاهى و احتمال تأثیر، از شرایط آن مى‌باشد. اما با این همه، در سرزمین عرفات راز و رمز امر به معروف و نهى از منكر، به عدالت برمى‌گردد؛ یعنى انسانى كه آمر است باید قبلا مؤتمِر باشد. انسانى كه ناهى و زاجر است قبلا باید منتهى و منزجر باشد و بگوید: خدایا! آنچنان توفیقى بر من عنایت كن كه هر چه را به دیگران، به عنوان «امر به معروف» امر مى‌كنم، ابتدا خود بدان عمل كرده باشم و از امر و نهى مى‌گویند گناه انجام نشود اما در موعظه اهتمام بر این است كه انجام دهنده گناه و تارك فریضه هدایت شود .

بنابراین امر به معروف و نهى از منكر متوجه «قبح فعلى» است و ارشاد و موعظه متوجه «قبح فاعلى» است.

5 ـ منطقه وسیعى است در عرفات كه با علامت‌هاى خاصّى به عنوان «نَمِرات» مشخص شده است. حضرت سجاد(علیه السلام) فرمود: روز نهم كه وارد سرزمین عرفات شدى و به این منطقه وسیع رسیدى، سرّش آن است كه آگاه باشى این سرزمین، سرزمینِ شهادت، معرفت و عرفان است و مى‌داند كه چه كسانى بر روى آن گام مى‌نهند و با چه انگیزه‌اى آمده‌اند و با چه انگیزه‌اى برمى‌گردند! گذشته از آن كه خدا و فرشتگان هم شاهدند. خداوند ـ تعالى ـ این منطقه و این سرزمین را شاهد اعمال شما قرار داد؛ بطورى كه خوب مى‌داند شما چه مى‌كنید. زمین‌هایى كه زیر پاى زائران بیت خداوندى است، كاملا مشخص است كه زائر، حاجى و معتمر به چه نیّت آمده و با چه نیّت باز مى‌گردد .

 منبع : برگرفته از كتاب عرفان حج، آیة‌الله جوادی آملی .

 


نویسنده : سلیمان پناهی
تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1396
نظرات


آشنایی با حیات پاکان 

مختصری از زندگانی امام محمد تقی علیه السلام

نام: محمّد

لقب: جواد، التقی

کنیه: ابو جعفر

نام پدر: علی

نام مادر: خیزران

روز ولادت(ه ق): 10 رجب سال 195 ه ق

مکان ولادت: مدینه-عربستان سعودی

مدت امامت(ه ق): 17 سال

مدت عمر(ه ق): 25 سال

روز شهادت(ه ق): 30 ذیقعده سال 220 ه ق

فرمانروایان زمان: معتصم

قاتل: معتصم

محل دفن: کاظمین - عراق

فرزند پسر: 4

فرزند دختر: 7

ولادت

نهمین امام شیعیان نام مبارکش محمد است و القاب و کنیه‌های فراوانی دارد؛ مشهورترین لقبش جواد و هادی است و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوجعفر.

امام جواد علیه السلام در 10 ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا گشود. پیشگویی ولادت آن امام از زبان پدر بزرگوارش چندین بار مطرح شده بود. ولادت امام جواد همچون ولادت سایر ائمه معصومین علیهم السلام با ویژگی‌های مخصوصی همراه بوده است. مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام خیزران نام دارد؛ زنی از خاندان ماریه قبطیّه یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله.

دوران امامت امام محمد تقی (ع)

دوران کودکی امام جواد علیه السلام از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است. با شهادت امام رضا علیه السلام و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی، یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد، کم‌ سن‌ و‌ سالی امام جواد جهت مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی امام رضا علیه السلام و در موارد دیگری، خود امام جواد به تبیین آن پرداختند و به شبهه‌ها پاسخ گفتند.

اگر چه امام جواد علیه السلام نسبت به سایر امامان در سن بسیار کمی به امامت رسید، اما دوران هفده ساله‌ی امامت او، دورانی نسبتاً طولانی و پر حادثه است.

جایگاه امام نزد خدا

امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت و بهره‌مندی از موهبت الهی از جایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی که بهره‌ای از شناخت امام دارند برخوردار است. اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت و صداقت و نورانیت امامان شیعه پیوسته نقشه‌های دشمنان را خنثی و بی‌تأثیر می‌ساخته است و در برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیر وجود پر برکت آنان قرار می‌گرفته‌اند.

ازدواج امام محمد تقی (ع)

امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوص‌به‌خود، در برخورد با حاکم ستمگر عباسی، مامون ، که قاتل پدرش امام رضا علیه السلام بود به گونه‌ای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را در انتخاب او برای ازدواج با دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))می‌دید.

در دوران زندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است.

دوران امامت تا شهادت

همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادر امام هادی علیه السلام است. امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر با بهره‌مندی از علوم و معارف ناب توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنه‌های مختلف، گوشه‌هایی از اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش گذاشته است.

دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است از برگ‌هایی زرین از مکارم اخلاق ، مناقب و معجزات ، استجابت دعاها ، ارتباط متواضعانه، صمیمانه و همدردی با اصحاب و یاران است.

زندگی پربرکت امام جواد با نقشه معتصم ،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم در کاظمین به خاک سپرده شد.

سخنان به ‌یادگار مانده از حضرت جواد علیه السلام در موضوعات مختلف هر یک به‌ صورت مشعلی فروزان تا ابدیّت فراسوی راه انسانها می‌درخشد و در بزرگراه کمال و سعادت، حق را روشنی می بخشد. سخنان آن حضرت درباره جد گرامی‌اش ،رسول خدا صلی الله علیه و آله، و مادرش، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، و پدرش حضرت رضا علیه السلام نشانگر محبت و علاقه عمیق آن حضرت به این بزرگان می باشد. 


 
 
وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
نزدیك است كه كافران هنگامی كه آیات قران را می شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می گویند او دیوانه است در حالی که قران جز مایه بیداری برای جهانیان نیست .


سلام و درود بر شما
از دیار سبلان سربلند و دشت وسیع پارس آباد مغانم ، پیشه ام اتصال می دهد مرا به قلب هایی که هرصبح سلامشان ، سلامت روح و جانم را ارمغان است .
عرض ادب و ارادت دارم حضور تمامی دوستان و همکاران ، دانش آموزان و کلیّه کاربرانی که با انتخاب این وبلاگ بر حقیر منّت نهادند .
وبلاگ حاضر گامی است هر چند کوچک در اشاعه فرهنگ صحیح استفاده از فضای مجازی و نیز تبادل سریع اطلاعات ، در این وبلاگ سعی دارم آن چه از شما بزرگواران یاد می گیرم به نمایش بگذارم موفقیت من حاصل فضل الهی و راهنمایی شما خواهد بود . با افتخارات از نظرات سازنده شما استقبال می نمایم .


سلیمان پناهی